انجمن شعر و ادب رها (میخانه)

انجمن شعر و ادب رها (میخانه)

شعر و ادبیات و کمی سیاست
انجمن شعر و ادب رها (میخانه)

انجمن شعر و ادب رها (میخانه)

شعر و ادبیات و کمی سیاست

منیر مهریزی مقدم

بانو "منیر مهریزی مقدم" رمان نویس ایرانی است که تاکنون حدود بیست عنوان کتاب نوشته است است. او زاده‌ی ۱۳۴۷ در سبزوار در میان خانواده‌ای پر جمعیت بود و بعدها در مشهد ساکن شد. مهریزی فرزند هفتم خانواده بود.

علاقه‌اش به خواندن ارثی بوده که از پدرش برده بود؛ پدرش که شش کلاسِ آن زمان سواد داشت و بیشتر اوقات فراغت خود را با کتاب خواندن می‌گذراند.

آن اندازه که به کتاب خواندن علاقه داشت، به درس خواندن کِششی نداشت و بنا به سنت‌های خانوادگی و فامیلی که اعتقادی به درس خواندن دخترها در سطوح بالا نداشتند، قبل از گرفتن دیپلم در سن ۱۸ سالگی (سال ۱۳۶۵) ازدواج کرد. ذهن جستجوگر و خیال پردازش باعث شد، پس از ازدواج و با تشویق همسر، نخستین کتابش با عنوان «پارسا» را در سال ۱۳۸۶ را در سبک عاطفی - اجتماعی منتشر کند.

هفت قدم اول را در عرصه نویسندگی را با نشر علی پیمود. کتاب‌های (پارسا، ساحل آرامش، یاسمن، همراز، غریبه آشنا، آتش کینه و همدم خاطره‌ها) که موفق‌ترین آنها «غریبه آشنا» بود را با همکاری نشر علی منتشر کرد و سپس به نشر شادان پیوست.

شب آفتابی، غروب دل، کوچه، مدارا، هویت، انعکاس، بی‌وفا، داغ عشق، فال و مرهم، عناوین دیگر کتاب‌های زنده‌یاد منیر مهریزی مقدم هستند.

ایشان در دوم شهریور ۱۴۰۰ خورشیدی، در ۵۳ سالگی بر اثر ابتلا به کرونا درگذشت.



گردآوری و نگارش:

#لیلا_طیبی (رها)


انور ناصری

"انور ناصری" نویسنده و مترجم کورد، در ۳۱ شهریور ماه ۱۳۶۷ خورشیدی در سنندج به دنیا آمد.   ادامه مطلب ...

یونس رضایی شاعر بوکانی

استاد "یونس رضایی" فوق لیسانس علوم سیاسی و از شاعران به نام و صاحب سبک در زبان کُردی و ساکن بوکان است.

  ادامه مطلب ...

علی حسین عزیزی شاعر لرستانی

استاد "علی‌حسین عزیزی" در نخستین روز دی ماه ۱۳۳۶ خورشیدی، در محله خیابان دوازده متری بروجرد چشم به جهان گشود.



  ادامه مطلب ...

آشیان


پرنده‌ای خسته‌ست.

--نه میل کوچی وُ،

نه دلی برای ماندن...

 خراب باد آشیان سینه‌ام

     غمت را ماندگار کرد!



 

#لیلا_طیبی (رها)

اشک‌هایم...


اشک‌هایم،

بارانی‌ست یک‌ریز

می‌بارد از بلندای آسمان...



 

 #رها_فلاحی

ذهن


ذهنم،،،

 اشغال می‌شود، 

زیر قدم‌هایی که؛

         بر نداشتی!



 

#لیلا_طیبی (رها)

حکیم علی‌پور

"حکیم علی‌پور"، شاعر، مدرس دانشگاه، پژوهشگر ادبی و عکاس معاصر افغانستانی، زاده‌ی اسفند ۱۳۶۶ خورشیدی در ولایت بلخ است.


  ادامه مطلب ...

شعله ولپی

بانو "شعله ولپی" شاعر، نویسنده، مترجم ادبی و زبان‌شناس ایرانی ...  ادامه مطلب ...

کارتنک


اندیشه‌‌های کهنه 

صدها کارتُنکِ منحط

در ذهنم تنیده‌است.




#لیلا_طیبی (رها)

طلعت طاهر




طلعت طاهر (تەڵعەت تاهیر) شاعر، نویسنده و مترجم معاصر کورد، در ۱۸ ژانویه‌ی ۱۹۷۱ میلادی در شهر مخمور استان اربیل اقلیم کوردستان عراق دیده به جهان گشود.

  ادامه مطلب ...

علیرضا بهنام

استاد "علیرضا بهنام" شاعر، نویسنده، کارگردان، روزنامه‌نگار، منتقد ادبی و هنری ایرانی، زاده‌ی ۱۱ اردیبهشت سال ۱۳۵۲ خورشیدی در تهران است.


  ادامه مطلب ...

علیرضا بهنام

استاد "علیرضا بهنام" شاعر، نویسنده، کارگردان، روزنامه‌نگار، منتقد ادبی و هنری ایرانی، زاده‌ی ۱۱ اردیبهشت سال ۱۳۵۲ خورشیدی در تهران است.


  ادامه مطلب ...

رنج

#هاشور



آه،،،

دلیلِ رنج‌های بسیارم؛

دوری از توست...

 مرا،

از رنج نبودنت؛

         --بِرَهان.!

 


#لیلا_طیبی(رها)

مادر

ئاگاداری مێژوومان

جاروه‌جارێ فه‌رامۆش دەکا 

چوار خووشیکی بێکەس

زوت و هیلاو گڕیان

گەرچی حەزیان پی بوو

لە کەش و کۆشی دایکیان داسرەوین بوون

بەڵام خودا حوکمی کرد

لە هەلاک و مەرگی دایکیان.


 ▪ برگردان فارسی:


حافظه‌ی تاریخی‌مان گاهی فراموش می‌کند 

چهار خواهر بی‌کس، عریان شدند 

گرچه دوست دارند 

در آغوش مادرشان آرام بگیرند 

اما خدا فرمان داده بود

مرگ مادرشان را.

 


#زانا_کوردستانی

اسماعیل ططری

زنده یاد "اسماعیل ططری" سیاستمدار و شاعر لک کرمانشاهی، زاده‌ی سال ۱۳۳۳ خورشیدی، در روستای مله‌سرخ، دهستان جلال‌وند، کرمانشاه است. 

  ادامه مطلب ...

فاتحه

#هاشور



فاتحه‌ات را خوانده‌ام!

چه باشی،،،

            --چه نباشی...


 

#لیلا_طیبی(رها)

شاعر بی‌سرزمین

ئاااخ ئه‌ی شاعیری بی‌نیشتمان
بی‌سه‌ر و شوینی رێگاکانی دوویر و درێژ 
خۆزگا بتتوانیای 
شاری بسازیا 
لبه‌ر رۆژگاری نەگەیشتو 
که له کۆڵ ده‌کیشی!

 ▪ برگردان فارسی:

آه ای شاعر بی‌سرزمین
آواره‌ی راه‌های دور و دراز
کاش می‌شد، شهری بسازی
برای روزهای نیامده‌ای
که به دوش می‌کشی!


#زانا_کوردستانی

رقص پروانه‌ها

#هاشور



احساساتم گل داده‌اند!

از رقص پروانه‌ها

    --در درونم می‌فهمم.



#لیلا_طیبی (رها)

آزادی

ئەمن تفەنگم و
ئەۆ کۆڵبه‌ندی
گەڵ وەڵاتمان لە ناڤشان دەکێشیم  
و سەربەستی 
منداڵی پێ گرتی بوو
پێچراو لە ناڤی کەفەن

 ▪ برگردان فارسی:

من تفنگم را
او کوله‌اش را
ما سرزمینمان را به دوش می‌کشیدیم 
و آزادی
کودکی بود نو پا 
پیچیده در کفن.

#زانا_کوردستانی

باران می‌بارد...

باران می‌بارد،

خدا،

آرزوی دشت را بر آورده کرد!.

 


 

 #رها_فلاحی

فاتحه

از اینجا نرو!

...

در این شهر، 

برای رفتگان 

دیگر فاتحه هم نمی‌خوانند!

 

 #لیلا_طیبی(رها)

دوری و دوستی

دور می‌شوی از من،
   دور تر وُ
       دور تر وُ
              دور تر...
آن وقت ‌ست که
خواهی فهمید:
(دوری دوستی نمی‌آورد!)
 

 #لیلا_طیبی(رها)

شیلان گیلانی

استاد بانو "آمنه گیلانی"، با نام مستعار "شیلان" و "شلی" شاعر کودک و فعال فرهنگی کورد، در سال ۱۳۳۳ خورشیدی در سنندج در خانواده‌ای اصالتا بانه‌ای زاده شد.   ادامه مطلب ...

جوانان کورد

لاوانی کورد

یان لە اَنفال هه‌ڵپڵۆسکیان

یان که لە هه‌ڵه‌بجه ده‌رمان خۆر

ئەوان که ده‌رباز بوون 

وێڵ بوون

-- شوون کرێکاری!


 ▪برگردان فارسی:


 جوانان کورد

یا در اَنفال مرده‌اند،

یا که در حلبچه مسموم!!!

آنها که جان به در برده‌اند

        سرگردانند 

                  --پیِ کارگری...

 


#زانا_کوردستانی

روزنامه

غرورت را مچاله کن!

روزنامه‌ی عمرت،

بدون این صفحه هم

      [خوب]

           ورق می‌خورد.

 


 #لیلا_طیبی(رها)

بهرام ادریسی

بهرام ادریسی


بهرام ادریسی در ۱۸ آذر ۱۳۲۳ هجری خورشیدی در شهرستان اراک دیده به جهان گشود. تحصیلات مقدماتی خود رادر این شهر به پایان رساند و موفق به اخذ مدرک دیپلم طبیعی گردید؛ سپس برای ادامه ی تحصیل رشته ی ادبیات و علوم انسانی را انتخاب نمود و در این زمینه موفق به اخذ مدرک فوق دیپلم شد؛ و سپس موفق به دریافت مدرک کارشناسی رشته شیمی گردید. او با سمت دبیر شیمی در شهرستان اراک مشغول به تدریس شد و در نهایت به سال ۱۳۷۵ بازنشسته شد.

او درباره آغاز شاعری خود می‌گوید: "تا تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۵۸ هرگز نه شعری سروده بودم و نه حتی فکر شعر گفتن در سرم بود؛ ولی همواره به شعر عشق می ورزیدم، پدرم فرهنگی بود و او نیز به شعر علاقه ی فراوان داشت. حادثه ای باعث شد تا نخستین شعر زندگی ام را در آن تاریخ بگویم و از آن پس تقریبا هر هفته شعر جدیدی نوشته‌ام که اکثرا در روزنامه‌های محلی چاپ و منتشر شده اند.

علاقه ی ایشان بیشتر به شعر سنتی است و از بین قالب های شعر، غزل، قصیده و رباعی را برای طبع آزمایی برگزیده اند. موضوع بیشتر شعر های ایشان مسایل روز جامعه و اجتماع است که با زبانی نرم و گاهی طنز آمیز بیان شده اند. علاوه بر آن از موضوعات عاشقانه و پندآموز و حکمی در شعر خود بهره می برند.   



حسرت

یادمه بچگی یام زندگی اینجوری نبود        

 این همه خون دل و این همه رنجوری نبود

کی کسی ماتم دیروز و غم فردا را داشت         

کی کسی تخم بدیها توی سینه میکاشت

غم نون و غم خونه تو دل هیچکی نبود        

صاف و صادق بودن و جز همه یکرنگی نبود

همه با هم بودن و تو زندگی یاور هم         

همشون آقای هم برار هم نوکر هم

برارا تو سختی هاشون واسه هم جون میدادن         

زناشون عین خوآر به دست هم نون میدادن

خونه هاشون یکی بود و غم و شادییا یکی        

سفره هاشون یکی و خنده و بازییا یکی

نه از آفت خبری بود و نه از دود و غبار        

 نه مریضی، نه گرانی، نه کمی و غم کار

آسمان آبی بود و چلچله ها وقت بهار        

مهمون ما میشدن بالای رف کنج دیوار

قدقد مرغ و خروس عوعو سگ و عرعر خر        

 می‌شنیدیم توی هر کوی گذر وقت سحر

شرشر آب روانی که میرفت از توی جو         

بع‌بع بزغاله‌هایی که میرفتن سوی کو

کاروان شترا میامدن از رای دور         

صدای زنگ اونا می‌ریخت به دل غلغل و شور

یاد اون روزا حالا جیگر ما خون میکنه         

زرق و برق زندگی دلا پریشون میکنه

این همه آدم و ماشین شده آفت واسمون       

 نمی‌باره دیگه از هیچ جایی رحمت واسمون

این جایی که خونه میگن خونه نیستا قفسه         

 این همه آهن و شیشه دیدنش والا بسه

آخه سر چلچله ها کجا بیان لونه کنن         

گربه‌ها پشت کدوم تاپو برن خونه کنن

لک لکا رفتن و اونا را دیگه هیچکی ندید         

دیگه غارغار کلاغا را خدا کس نشنید

اگر میگی زندگی اینه نمی‌خام فردا باشم          

با کدوم دلخوشیا صبح که میشه از جا پاشم

دوست دارم همراه بهرام به بیابونا برم           

تا به غربت بمیرم خاک بشه چشم ترم.


جمع آوری: لیلا طیبی (رهـا)

سریا داوودی حموله

بانو "سریا داودی حموله" شاعر، نویسنده، پژوهشگر و منتقد ادبی خوزستانی، زاده‌ی سال  ۱۳۵۴ خورشیدی در مسجد سلیمان می‌باشد؛ که از او ، آثاری در حیطه شعر، ادبیات داستانی، نقد و پژوهش منتشر شده است.


 
ادامه مطلب ...

سمفونی سونات

#هاشور ۱۰۶


بتهوون،

روی نت‌های آوای تو

            --نوشت،،،

سمفونی‌های سونات را...



#لیلا_طیبی (رها)


----------

پ.ن:

 (سونات): فرمی موسیقایی است که معمولاً برای ساز تک‌نواز (solo) یا موسیقی مجلسی (گروه کوچکی از سازها) نوشته شده باشد. سونات پیانو و سونات ویولن از مهمترین سونات های بتههون هستند.

کوردم

کوردم،

ئوی‌ی‌ی کوردم!

              کورد!

دره‌ختی به‌ڕو

دەگەڵ هێچ با و واوانی 

  پنج و بنی تێکسمڕاوم

       هه‌ڵقه‌ندراو نابیت!.


 ▪برگردان فارسی:


 کوردم؛

  آی‌ی‌ی کوردم،،

               کورد!

شبیه بلوطی که

با هیچ باد و بارانی

  ریشه‌های ستُرگم؛

      کنده نمی‌شود!

 

 

#زانا_کوردستانی