ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
• مستجاب:
پوتینهایت
خواب رفته اند
میان خاک و خون
و قامت تا شده ی مادرت
سالهاست
چشم به راه آمدنت
راه ها را مینگرد
بلکه روزی
میان قنوت های نمازش
استجابت شوی.
• پرنده:
ای پرنده ی رها
سالهاست
پرندهها
بر ته مانده ی پوتین ات لانه دارد!
• تفحص:
ای بازمانده ی محرم
در کربلای چهار
چنین محجور چرا مانده ای هنوز؟!
سکوت ممتد تو
عذاب میدهد گروه تفحص را
و در کشاکش خاک و خاشاک
دست هایشان،
طعم تاول گرفته.
• منتظر:
چهار سهل است
چهل سال هم بیاید
در انتظار بازگشتت، می مانم
تا استخوان هایت را
از لوث ترکش های زنگ زده ی بیالایم
و بذر گل های سوسن و یاس را
در چشم های خشک ات بکارم
و پیشانی بند سرخ یا حسین(ع)
بر پیشانی ات
گره زنم.
سعید فلاحی (زانا کوردستانی)