کاوه سوخک لاری
ادامه مطلب ...
آقاجان لعلپوش
ادامه مطلب ...
نقد داستانی از "زانا کوردستانی"، توسط هوش مصنوعی پیامرسانهای بله و سروش پلاس
عبدالله خیاط
[شب]
شب همین نزدیکهاست و
ستارگان
گیسویشان را بر صورت ماه افشاندهاند،
در سکوتی ناتمام!
شب همین نزدیکهاست و
کودکی خواب میبیند
عروسکهایش قطرهقطره اشکش را
به پای گلی سرخ میچکاند،
با حزنی ناتمام!
شب همین نزدیکهاست و
شهری که پر از فریاد سکوت بود
شهری که پر از احساس بود
شهری که پر از آرزو بود،
آنجا که کسی در انتظار زندگی نبود،
مردمانش،
سربازانش،
شهیدانش،
با دلی پر از عشق و امید
از شانههای مرگ بالا رفتند،
بیدار ماندند و چشم بر چشم نگذاشتند،
تا که رویای کودکان شهر از هم نپاشد!
تا که بر صورت ستارهای، گرد شب ننشیند،
تا که شهر و دیارمان به استیلا و نفرین شب مبتلا نشود،
تا که خواب عروسکهایش نیاشفتد...
زانا کوردستانی
بیکس محمد قادر
استاد "بیکس محمد قادر" (بێکەس حەمە قادر) شاعر و نویسندهی معاصر مردم کُرد، در یکم جولای ۱۹۷۲ میلادی در هولیر (اربیل) مرکز اقلیم کردستان عراق دیده به جهان گشود.