-
نبرد با تاریکی
چهارشنبه 22 بهمن 1399 00:56
مهتاب باشد، -- یا آفتاب؛ فرقی نمی کند من،،، شعر هایم را برای شمع هایی می نویسم که؛ در نبرد با تاریکی، -- شهید شدهاند! #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) #هاشور_در_هاشور
-
مجموعه اشعار هاشور ۱۱ لیلا طیبی
چهارشنبه 22 بهمن 1399 00:12
مجموعه اشعار هاشور ۱۱ #لیلا_طیبی(رها) (۱) به یاد آور مرا، --امروز،،، یادبودهای فردایت، بی من، بیفایدهست! (۲) زخمی عمیق دارد، درخت عمر من از --تبر تنهایی! #لیلا_طیبی(رها) #کتاب_عشق_از_چشمانم_چکه_چکه_می_ریزد
-
مجموعه هاشور در هاشور ۱۱
دوشنبه 20 بهمن 1399 06:37
♡ مجموعه اشعار هاشور در هاشور ۱۱ #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) - غرور: آن سوی پنجره --تویی. با غروری بیدلیل و قلبی شبیه سنگ. ... و پای پنجره اما --منم، با دردی بیدرمان و، قلبی در، --مشت! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ - نفس: با شعرهایم،،، سالهاست تنگی نفس گرفتهام! بگذریم --خیالی نیست-- ♡ وقتی ،...
-
تابوت
یکشنبه 19 بهمن 1399 11:28
- تابوت: مینگرد مرا،،، -- تنهایی طویل! نگاهش رعشه میاندازد، بر تنم... ... باور کن! این خانه، تابوتی است سیاه... زیر خروارها خاک،،، -- بی تو!!! #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) #هاشور_در_هاشور
-
مجموعه هاشور در هاشور ۱۰
یکشنبه 19 بهمن 1399 09:05
- مرگ: وقتی زنی؛ در سُفرهی مردان هرزه شهر، گرسنگی کودکان خود را سیر میکند؛ آغازِ سمفنونیی سراب مرگ نُت زده میشود! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ - سختی: با دلی زلال، چه میشود کرد؟ وقتی؛ "پنج ضلع جهان' در انحصارِ کوردلانِ سیاه کارست... ¤ با یک گل بهار نمیشود!....
-
شکل پذیر
شنبه 18 بهمن 1399 10:04
✓ شکل پذیر: من،،، مثل یک پرنده پر میکشم مثل یک گلبوته به گل مینشینم اگرچه،،، شبیه تنهایی بیحجم ام. می توانم پیرامونت درختی باشم، سایهبانِ تو و جوی پُر آبی برایْ خستگی های تنت! چشمه ی زلالی که،،؟ جرعه جرعه بنوشی... من ،،، آنچه دوست داری می شوم. معجونی شکل پذیرم تردید نکن! #سعید_فلاحی(زانا کوردستانی)
-
عشق را...
شنبه 18 بهمن 1399 00:56
کدامین انسان ابله پرچین ساخت؟ یا که دیوار؟ که امروز اینچنین،،، -- دلخوش باشیم، به پنجرهای! #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) #هاشور_در_هاشور
-
وقتی تو نیستی
جمعه 17 بهمن 1399 11:59
● وقتی تو نیستی! به یاد بیاور- مویههایم را در؛ -- چهارشنبه وَ پنجشنبهای خاکستری پَرسه در خیابانهای سرد با عبوری تَکراری! من،،، شعرهایم را به گوشِ باغچه خواندم به هوای صحرا پرواز دادم و در دشت،، به علفهائی سپردم که دوستت دارند و نام مقدست را بر سپیدارها حک کردم حالا؛ اگر با باد میرقصم اگر با رود میخوانم وُ، راه...
-
شعر یعنی زندگی
جمعه 17 بهمن 1399 11:56
-
ناصر آغابرا
پنجشنبه 16 بهمن 1399 05:17
ناصر آغابر ا «ناصر آغابرا» با تخلص شعری «ژاکاو»، در ۲ ٠ شهریور سال ۱۳۴۷ در روستای «بهرده رهشان» مهاباد به دنیا آمد. در سه سالگی در اثر ابتلا به سرخک، نابینا شد. وی با وجود اینکه روشندل بود تمامی مقاطع تحصیلی خود را تا مقطع کارشناسی ارشد را در مدارس و دانشگاه عادی با موفقیت طی کرد . او از سال ۱۳۷۷ در مهاباد سکونت...
-
بازیچه
دوشنبه 13 بهمن 1399 22:41
- بازیچه: نه تو کودک بودی،،، -- نه دل من؛ اسباب بازی! _♡_ آه! چگونه مرا به بازی گرفتی؟! #لیلا_طیبی (رها) #هاشور_در_هاشور
-
مجموعه اشعار هاشور ۱۲ لیلا طیبی
یکشنبه 12 بهمن 1399 03:28
مجموعه هاشور ۱۲ #لیلا_طیبی(رها) ۱- مرگ پنجره: اگرچه ﺗﻮﻓﯿﺮﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ؛ [در این شهر سیمانی،] ﺍﻣﺎ،،، --ﺍﺯ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ پنجرهها، ﺑﯿﺰﺍﺭﻡ! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۲- تهیدست: گرچه خالی است، -- دستانم، اما، در اوج تهیدستی، پُر است، از "نبودنت"،،، --جیب تنهاییام! #لیلا_طیبی (رها) #هاشور
-
مجنون بیلیلا
سهشنبه 7 بهمن 1399 14:11
- مجنون بیلیلا: از گورستان قلب من که می گذری کمی آرام، گام بردار سالهاست آنجا مجنونی آرمیده است که آغوش هیچ لیلایی آراماش نکرده بود. #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) #هاشور_در_هاشور
-
شکوفههای لبخندت
سهشنبه 7 بهمن 1399 14:10
- شکوفههای لبخندت: لبخند که میزنی، (فرقی نمیکند)` چارفصل، بهار میشودوُ، شکوفه میدهد آنگاه گلدانِ تبسمِ دهانت! ❤️ آکندهست فضای خانه، از عِطرِ سیب و، گلابِ قمصرِ کاشان! #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) #هاشور_در_هاشور
-
خوشدل تهرانی
سهشنبه 7 بهمن 1399 00:51
علی اکبر خوشدل تهرانی علی اکبر خوشدل تهرانی فرزند رحیم صلحخواه کرمانشاهی، از روحانیان و شاعران مشهور تهران در صده اخیر است. دیوان کلیات اشعار وی بارها چاپ شدهاست. خوشدل در زندگینامه خودنوشت خود مینویسد: «تولدم در هشتم شوال المکرم ۱۳۳۲قمری، برابر نهم تیر ماه ۱۲۹۳ خورشیدی است که در هفتاد و یکمین سال عمر میباشم....
-
مجموعه هاشور در هاشور ۰۵
دوشنبه 6 بهمن 1399 01:39
- مجموعه اشعار هاشور در هاشور ۰۵ #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) -- شک نداشته باش! همهی سربازان جوخهی آتش، دل دارند امّا،،، ♥ گلوله ی دشمن- به سینهای میرسد که؛ کَسی را منتظر ست! ــــــــــــــــــــــــــــــــــ عجیب!!! -- سرد است،،، لحظه به لحظه عمرم، بدونِ گرمای دستان تو! ♥ به دیدارم بیا گرم شود -- زمستانِ سرد......
-
مبعوث
یکشنبه 5 بهمن 1399 10:56
♥ مبعوث: من،،، از معجزه سرشارم ابراهیمی در گلستانم از نیل می آیم با عصای موسا! من؛ عیسا مسیحم مصلوبِ مصائب نادانی ها رجعتم شفای کورهایی ست که، درد بشریت را نمیبینند. من موسا هستم چوپانِ هوسهایتان تا سیر شوند از دنیا... و دختران قبیله را عروس کنم وُ، به طور بروم و آسمانی وحی بیاورم تا،،، سیاهی های قلبِ نازنین تان یکی...
-
شعر سهخشتی
یکشنبه 5 بهمن 1399 00:44
شعر سهخشتی شعر کرمانجی، گرچه قرنهاست رکاب در رکاب این شاخه از قوم کُرد، تمام مسیر غرب تا شرق ایران و از شرق در شرق را دویده است و گرچه شاعری بلند آوازه چون «جعفر قلی زنگلی» را همچون یادبودی شگفت بر شانهی سدهی سیزدهم هجری از خود به جا نهاده است و گرچه قالبهای ناشناخته مانده امّا پیشروش، حیرتانگیز است؛ امّا به...
-
مجموعه اشعار هاشور ۰۸ سعید فلاحی
جمعه 3 بهمن 1399 23:45
♥ مجموعه اشعار هاشور ۰۸ #سعید_فلاحی(زانا کوردستانی) √ نیستی: آه.. دلتنگی، دلتنگی... * وقتی نبودنهای تو؛ به درازا می کِشد! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ √ خواب: در ادامه ی خوابِ شبِ پیش، به هم آغوشی خیالت - می روم! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ √ امید: "امید" -- نوری است"...
-
هاشور در هاشور ۰۴
پنجشنبه 2 بهمن 1399 23:41
مجموعه اشعار هاشور در هاشور ۰۴ #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) - درد: دردهای بیتکلّم به روزِ خاصّی تکیه ندارند. حالا؛ چه فرق میکند، وقتی: مداوائی،،، در کار نباشد؟! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ - اسیر: چه توفیری دارد در شکلِ اسارتم --لباس سفید، یا راه راه!؟ وقتی،،، تن پوشِ روزهایم، -- سیاهست!...
-
قلم عشق
چهارشنبه 1 بهمن 1399 11:56
-
شماره91 هفته نامه نورسته بام با اشعاری از بانو #لیلا_طیبی (رها)
سهشنبه 30 دی 1399 11:05
-
مجموعه هاشور در هاشور ۰۳
دوشنبه 29 دی 1399 11:04
مجموعه اشعار هاشور در هاشور ٠۳ #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) (۱) زمین را به خیال نمیآورند (بعضی)!!ها که، در آسمان نشستهاند گلهای معصوم اما،،، بیاندیشهٔ آسمان قالینشین شدهاند! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (۲) کاش،،، مترسکی بودم پای جالیز خیالت تا غروبگاهان نوک بزنند کلاغهای سمج،،، تنهاییام...
-
سیروس نیرو
یکشنبه 28 دی 1399 21:43
سیروس نیر و سیروس نیرو (زادهٔ ۱۳۰۹ — درگذشتهٔ ۱۳۹۵) شاعر و پژوهشگر ادبی ایرانی بود . او از شاگردان بلافصل نیماست که همراه با اسماعیل شاهرودی محضر استاد شعر نو فارسی را درک کرده بود. او فارع التحصیل رشته ادبیات دانشگاه تهران بود و در زمینه های شعر کلاسیک ایران تخقیقات مفصلی انجام داده است. سیروس نیرو کتابی درباره...
-
سلول انفرادی
یکشنبه 28 دی 1399 14:35
❆ سلول انفرادی: این خانه بی تو شبیه سلول انفرادی است و من اعدامی منتظر اجرای حکم! #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) #شعر_کوتاه #هاشور ┏
-
ما عقابیم!
شنبه 27 دی 1399 10:27
✓ ما عقابیم! ما،، برادران وطن؛ --ملتِ کوردیم! با تاریخ چند هزار ساله به قدمت دردهای فراوان که بلندای آسمان نیز شاهدِشکنجه هامان بودست! اماشما جهانیان هرگز صدای ما را به درستی نشنیدید. ما حلبچه ی مسمومیم ما نادیای(۱) معصومیم - مریم باکره ای در چنگال هوس آلانیم(۲)، غرق در دریا! ما "بهروزیم"(۳) محبوس درقفس های...
-
مجموعه هاشور در هاشور ۰۲
پنجشنبه 25 دی 1399 11:32
✓ مجموعه اشعار هاشور در هاشور ۰۲ #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) - دهان: دهانم را هم ببندند باز واژه های تلنبار شده بسیارند در حلقم و در هر شعر ام تنها تویی که از دهانم بیرون میآیی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ - تن: بر تن دارم پیراهنی از اندوه که روزگار بر تن من دوخته است...
-
محدوده ای به وسعت دنیا
چهارشنبه 24 دی 1399 02:49
✓ محدودهای به وسعت دنیا! جغرافیای من --چشمان توست؛ سرچشمهی کرانهیی گمنامِ رودها کرانهی تمامیی دریاها! وَ من،،، کویری خشک دلبستهی نسیمِ نگاهت؛ چشمان روشنی که نه لندن، نه کازابلانکا با خودش دارد این طُرفه در نجابتِ توست که سرزمینم را میتابد چشمِ تو اوجیست مانندِ اورست... زیباتر از تمامِ کشمیر! و تلخ مثلِ...
-
هاشور ۱۵
سهشنبه 16 دی 1399 12:01
مجموعه اشعار هاشور ۱۵ #لیلا_طیبی (رها) #هاشور سالهاست،،، پابندت ماندهام! دلم روشنست،،، حتمن پا به زندگیام میگذاری... #لیلا_طیبی (رها) #هاشور #شعر_سپید #شعر_کوتاه #کتاب_عشق_از_چشمانم_چکه_چکه_می_ریزد!
-
مجموعه هاشور در هاشور ۰۳ لیلا طیبی
سهشنبه 16 دی 1399 03:44
- شعر ناکار: چاله ای خواهم کند،،، تا شعرهایم را، زنده به گور کنم... ♡ شعری که نتواند عاشقت کند، شعر نیست، - زخم است! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ - جادهٔ قلبم: برای تو،،، در قلبم جاده ای ساختهام _ بیانتها نگران برگشت نباش... ... دوست داشتنت؛ شبیه همین جاده- بیانتها ست!...