-
پرنده
دوشنبه 12 اسفند 1398 12:34
♡ پرنده: ▪به آزادگان میهن: گرچه در قفس نشسته اند اما از همه پرندگان رهاتر اند. #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) #هاشور
-
کانال ناسیونالیسم کوردی
دوشنبه 12 اسفند 1398 12:27
-
متروکه
یکشنبه 11 اسفند 1398 21:48
-
رفتن تو
یکشنبه 11 اسفند 1398 12:57
-
داستان - یک عاشقانهٔ بی پایان
یکشنبه 11 اسفند 1398 09:59
″اوس(استاد) عزیز″ پُکی به سیگارِ لایِ انگشتانش زد و کنار پنجره رفت. پرده را کنار زد و به خیابان نگاهی انداخت. نمنم بارانِ بهاری، مردمِ عابر را مجبور کرده بود که چتر بر سرِ خود بگیرند. عده ای هم که چتر نداشتند در کنار ساختمان هایِ بلند راه میرفتند که کمتر خیس شوند و تعدادی هم با قبول دست پر لطف و برکت باران، عاشقانه...
-
جمعه گذشت...
شنبه 10 اسفند 1398 04:18
- به امام زمان(عج) جمعه گذشت و تو از نیامدنت نگذشتی تصدقت صبح صادق حضورت را طلوع کن. #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) #هاشور_در_هاشور
-
بیا...
جمعه 9 اسفند 1398 04:16
- به امام زمان(عج) بیا تا صبح هایم را با تو به خیر کنم، بگذار صبحِ حضورت را فرجی شود. #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) #هاشور
-
یک نهار دلچسب
جمعه 9 اسفند 1398 04:10
-
مجموعه سهگانیهایی برای حضرت معصومه(س)
پنجشنبه 8 اسفند 1398 03:50
- خواهر شه خراسان: حرفهای نگفته بسیارند، بغضهای نهفته بی پایان؛ دریاب خواهر شه خراسان(ع) - خاک قم: قم را که مدفن دخت کاظم است خاک اش بوی گل یاس می دهد معصومه حسی پر احساس می دهد - معصومه(ع): معصومه با عصمت عجین است از غربت اخو اندوهگین است او خواهر نور هشتمین است - خواهر خورشید: او خواهر خورشید و ماه است شیعه را قم...
-
مجموعه اشعار سایفایکو ۲
پنجشنبه 8 اسفند 1398 03:48
- یورتمهٔ مرگ: درون تختخواب خاموش چشم دوخته ام به مرگ که چهارنعل به سویم می تازد - جهان موازی: ریل های راهآهن خیره هستند به هم در جهانی موازی - ناهید: اینجا هیچکس به دروغ عاشق نمیشود عشق در ناهید مقدس است زمین را نمیدانم! #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
-
دلنوشتهای برای حاج قاسم سلیمانی
پنجشنبه 8 اسفند 1398 03:36
سلام بر تو ای سردار دلها... از وقتی که پدرِ شهیدم از پیش ما رفت، تو تمام نبودنهایش را برایم پر کرده بودی... اکنون با غمِ رفتنِ تو چه کنم؟!! حاج قاسم، ای قاصم جباران، به خدا سوگند من و همهٔ همسالانم، نخواهیم گذاشت خون پاک تو به هدر برود و تا قصاص ترامپ تروریست و نوکرهایش، راحت نخواهیم نشست. ای سردار رشید اسلام، مطمئن...
-
دوسهگهم
چهارشنبه 7 اسفند 1398 14:10
من دووسی دیرم له شارهی ناون وه ناو بیکسی من کیده خاون مهن دووسی دیرم لوڕسانیه وه پاکی جوری، ئاوێ کانیه مهن دووسی دیرم لوڕی لوڕسان وه کیسی نییهم وه مفت و ئهرزان بومه وه خهیری که بهس نازاره مانگێ دلی من له شهوه تاره بـاڵای چیو چنار، ژنی سهرفراز نازگ، نازنین، پڕ له عشوهو ناز پی لی ئهکهفی هرچی کید...
-
دوبیتی ۰۱۰
سهشنبه 6 اسفند 1398 19:34
- یاد مادر: مادر به یاد تو چه شب های سیاه در گوشه ای نشسته ام و گریستم شاید دگر ببینی، نشناسی که مرا دریغ دگر سعید گذشته نیستم. - دامن مادر: مادر اگر دستم رسد به دامنت باز ببوسم آن دامن پاک نازنین را به اشک شوق شویم غبار صورتت را به لب ببوسم خاک پایت و زمین را. - چشم انتظاری: چشم انتظار تواند دو دیده ی ترم بازآیی تا...
-
دلنوشته - بشکن چینی نازک تنهایی من را...
شنبه 3 اسفند 1398 00:54
بشکن چینی نازک تنهایی من را... اگر بتوانم تو را در یک کلمه توصیف کنم، بی تأمل خواهم گفت: «عشق»! آری، ای عشق هر بار در قنوت نمازهایم می خوانم: «ربنا آتنا فی دنیا لیلا و فی الآخرة لیلا و قنا عذاب دوری لیلا» باور کن، از اینکه عاشق توام احساس غرور میکنم. هر وقت یادِ تو میاُفتم؛ در ذهنم مهربانی خطور میکند. چگونه...
-
پنجره ها...
یکشنبه 27 بهمن 1398 13:26
-
سردار سلیمانی
پنجشنبه 24 بهمن 1398 03:25
- سردار سلیمانی: ای شهیدِ راه حق، تو حافظ قرآنی! تو قاصم جبّاران، سردار سلیمانی! تو نور دل رهبر! تو شیر چون حیدر! تو یاور زینب بودی در شام پریشانی! #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
-
چند شعر هاشور از #لیلا_طیبی
یکشنبه 20 بهمن 1398 10:46
(۱) حرف هایم را همه گفتم تو بگو برایم از ناگفته هایت (۲) از من نگیر بهانه ام را ای تو تنهاترین بهانه ی من (۳) ❆ سرما: چنان سرد شده ای با من که گمان می برم چله ی زمستان است. (۴) ❆ وقت دیدار: برای دیدنم ساعتش را کوک میکرد اما وقت دیدار را زنگ نمی خورد هیچوقت (۵) ❆ داشتنت: حس بدی دارم دارمت کنارمی اما خیلی وقت است ندارمت...
-
آقای شهردار
شنبه 19 بهمن 1398 00:48
آقای شهردار - (این یک داستان است - تقدیم به شهید مهدی باکری) هر روز صبح، قبل از طلوع آفتاب، از خانه بیرون میزدم تا با پای پیاده بتوانم سر وقت به اداره برسم. کارمند فنی یکی از سازمانهای دولتی بودم. فاصلهٔ خانهام تا اداره، با پای پیاده حدود نیم ساعت بود. همین که پا از خانه بیرون گذاشتم، سوزش هوای سرد، صورتم را آزرد....
-
مجموعه دوبیتی های علوی
یکشنبه 13 بهمن 1398 16:08
- نام علی: با نام علی زبان ما گویا شد از نور علی دیده ی ما بینا شد از بوته ی مصطفی، علی گل کرده دل ها همه بر روی علی شیدا شد - مهر علی: از عشق محمدی جهان شیدا شد با مهر علی کامل دین خدا شد شیعه چون خواست جمال حق را ببیند مدهوش روی علی و هم زهرا شد - علی: گاهی ز غلو خدایش دانند وز جهل که گاه مثل مایش دانند و الله علی...
-
دوبیتی ۰۰۸
شنبه 12 بهمن 1398 19:34
- پدر: تا بود مرا امید دیدار پدر بر هر غمی باشد دلم صبر و صبور گرچه که نبود سایه اش بر سرم دلخوشم من به دعای خیرش از دور. - تباهی: من و این دل عمری است پا به راهیم بگیر ای عشق، دستم که بی پناهیم اگر گردد کامم از فراقت تلخ بی عشقِ تو، دوست حتما ما تباهیم - تندرسی: آدمی تا نیوفتد به پستی نداند ارزش تندرستی ای مرد بیا و...
-
دلنوشته - به امید دیدار تو زنده ام
شنبه 12 بهمن 1398 19:21
عزیزترینم! تا وقتی عطر نفسهای تو در هوا جاری است، حالِ من و گنجشککان خیابان خوب است. خوب که میگویم نه آنچنان که آرامشی در زندگی باشد؛ نه! بلکه آن اندازه که به امید دیدار تو زنده ام، وگرنه این شهر و آدمها با خیابانهای تکراری اش هیچ لطفی برای زندگی ندارند. سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
-
داستان - روز اول مدرسه
چهارشنبه 9 بهمن 1398 09:57
دوشنبه اولین روز رفتنم به مدرسه ی جدیدم بود. برای روز اول مدرسه، شب قبلش، تمام کتاب و دفترهام رو طبق برنامه ی کلاسی که از مدرسه گرفته بودم، توی کیفم چپوندم و به فکر و خیال مدرسه ی جدیدم پلک هامو رو روی هم گذاشتم تا خوابم ببره. اما از شوق و ذوق و یا شایدم از استرس مدرسه، تا نیمه شب خوابم نبرد و از این دنده به اون دنده...
-
جوانه عشق
یکشنبه 6 بهمن 1398 12:56
-
ماه بیقرار
شنبه 5 بهمن 1398 13:25
-
سه شعر هاشور از لیلا طیبی
شنبه 28 دی 1398 10:45
(۱) امروز را بدون صبح بخیرت شروع کردم خدا بخیر کند بقیه روزم را (۲) ❆ ساحل تنت: مثل موج دریا شده ای گاهی میزنی مرا و گاهی می بری از این خروش بیزارم مرا به ساحل تنت برسان (۳) ❆ ترس: نه از آدم ها میترسم نه از ترس هایشان من فقط از بی تو بودن ترس دارم #لیلا_طیبی (رها) #هاشور
-
سه شعر هاشور از لیلا طیبی
شنبه 28 دی 1398 10:45
(۱) امروز را بدون صبح بخیرت شروع کردم خدا بخیر کند بقیه روزم را (۲) ❆ ساحل تنت: مثل موج دریا شده ای گاهی میزنی مرا و گاهی می بری از این خروش بیزارم مرا به ساحل تنت برسان (۳) ❆ ترس: نه از آدم ها میترسم نه از ترس هایشان من فقط از بی تو بودن ترس دارم #لیلا_طیبی (رها) #هاشور
-
دلنوشته ای برای حاج قاسم سلیمانی
دوشنبه 23 دی 1398 19:32
سلام بر تو ای سردار دلها... از وقتی که پدرِ شهیدم از پیش ما رفت، تو تمام نبودنهایش را برایم پر کرده بودی... اکنون با غمِ رفتنِ تو چه کنم؟!! حاج قاسم، ای قاصم جباران، به خدا سوگند من و همهٔ همسالانم، نخواهیم گذاشت خون پاک تو به هدر برود و تا قصاص ترامپ تروریست و نوکرهایش، راحت نخواهیم نشست. ای سردار رشید اسلام، مطمئن...
-
نقد چند شعرم توسط صابر ساده
یکشنبه 22 دی 1398 00:46
جنگعنوان مجموعه اشعار : شهید مفقودالاثرشاعر : سعید فلاحیعنوان شعر اول : مستجاب + پرنده۱• مستجاب:پوتینهایتخواب رفته اندمیان خاک و خونو قامت تا شده ی مادرتسالهاستچشم به راه آمدنتراه ها را مینگردبلکه روزیمیان قنوت های نمازشاستجابت شوی.۲• پرنده:ای پرنده ی رهاسالهاستپرندههابر ته مانده ی پوتین ات لانه دارد!عنوان شعر دوم...
-
پروانگی
شنبه 21 دی 1398 12:53
- پروانگی:پیله واردر تنهایی خود می پیچمتا برسد آن روزپروانه ام کنی. #لیلا_طیبی
-
حرفهایم...
دوشنبه 16 دی 1398 13:24