-
مجموعه سایفایکو ۰۱
جمعه 13 دی 1398 16:07
اکسیژن حیات:در گوشه ای از کیهانمنتظر مانده ام تا به آغوش بکِشَمت ای اکسیژنِ حیات! مریخ ناامن:انسان ها با لباس مبدلبرای کشتن می آیندمریخ دیگر جای امنی نیست! خلاء:در ایستگاهٍ فضاییدر خلاء هوای نبودنتبه سختی می کشمنفس! زهره:در مسیر کهکشان نوربه آغوش می کشند زهره را سحابی ها انسان بازیافتی:در مرکز رویاناز طریق شبیه...
-
مجموعه سایفایکو ۰۱
جمعه 13 دی 1398 16:07
اکسیژن حیات:در گوشه ای از کیهانمنتظر مانده ام تا به آغوش بکِشَمت ای اکسیژنِ حیات! مریخ ناامن:انسان ها با لباس مبدلبرای کشتن می آیندمریخ دیگر جای امنی نیست! خلاء:در ایستگاهٍ فضاییدر خلاء هوای نبودنتبه سختی می کشمنفس! زهره:در مسیر کهکشان نوربه آغوش می کشند زهره را سحابی ها انسان بازیافتی:در مرکز رویاناز طریق شبیه...
-
جهان بی زوال
یکشنبه 8 دی 1398 09:37
جهان بی زوال:کاش جهان بی زوالم بشویپرنده باشم تا بالم بشوییا اُفتم ز غمت درون بسترتا تو جویای احوالم بشوی #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
-
عشق ممتد
یکشنبه 1 دی 1398 10:09
کاش من و تو به جای زمین؟!در زهره،مریخ و یا اورانوس زندگی میکردیمکه به جای هفت سال عاشقیهفتاد سالهفتصد سالسالهای سال میتوانستیمعاشقی کنیم. #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
-
داستان مینیمال - ساخت ایران
یکشنبه 1 دی 1398 10:02
کارگاه چادر مسافرت دوزی راه انداخته بود و امیدوار بود که ماهانه دهها چادر را بتواند به فروش برساند. اما در طول یک ماه از آغاز کارش هنوز حتی یک چادر را نتوانسته بود به فروش برساند. هیچ فروشگاهی حاضر به پذیرش تولیدات او نبود تا اینکه یک روز صاحب فروشگاهی به او گفته بود: تو که لب مرز زندگی میکنی اگه بتونی برام چادرهای...
-
داستان - جواب رد
یکشنبه 1 دی 1398 09:56
احمد از اداره به خانه زنگ زد و خبر موافقت چندینبارهٔ خانوادهٔ میهندوست برای خواستگاری از دخترشان را به مادرش داد. قند توی دلِ سوسن خانم(مادر احمد) آب شد. با خود فکر کرد که الحمدالله دیگه اینبار زری(دختر مورد علاقهٔ احمد) جواب بله را میدهد و خلاص!.احمد که کشته و مردهٔ زری است، قبل از این شش مرتبهٔ دیگر به خواستگاری...
-
قانون جذب
دوشنبه 25 آذر 1398 13:23
-
کجای خیالت قرار دارم
یکشنبه 24 آذر 1398 18:06
-
مجموعه دوبیتی ۰۰۲
یکشنبه 24 آذر 1398 16:11
- یار:«در بغضِ هوا، نفس کشیدن سخت است»دوری از یار و او را ندیدن سخت استمن دل در گرو تو نهاده ام یاردر هجر تو یار جامه دریدن سخت است. - معجزه ی روسری ات:روسری باز کردی ولوله آغاز شدهسرِ هر کوی و برزن همه آواز شدهبه گمانم تو رسول معجزه گریبه اشاره ات گبر با شیعی دمساز شده - دلبر:تا که بر میداری از سر روسریمیشوی زیباتر...
-
ساعت کوکی
یکشنبه 24 آذر 1398 10:45
مانند ساعت کوکی میمانی به تو امیدی نیست یا خواب میمانی یا سر وقت زنگ نخواهی خورد #لیلا_طیبی (رها) #هاشور
-
پنجره
پنجشنبه 21 آذر 1398 18:06
-
مجله ی عکس های قشنگ
پنجشنبه 21 آذر 1398 18:05
مجلهی عکسهای قشنگ عنوان مجموعه اشعار : سپیدشاعر : سعید فلاحیعنوان شعر اول : دنیا اگر تو را نداشتدنیا اگر تو را نداشتچگونه می شد خندید؟آفتاب کسل طلوع میکرد!پرنده در قفس میمردو جنگل همیشه در مه جا میمانددنیا اگر تو را نداشتگلی نبودچشمه ای نمیجوشیدو آواز قناریها راهیچکس جدی نمیگرفت.دنیا اگر تو را نداشتعطرها بو...
-
مجموعه سهگانی ۰۰۴
پنجشنبه 14 آذر 1398 16:05
■ به جایم نمی آورد زندگی هنوزروی دست دنیا مانده ام انگار!ای زندگانی از تو بیزارم بیزار. ■ در طول عاشقیهمیشه تو مرد باش؛منحصر به فرد باش! ■ عشق، دریایی است عمیقپر از بوسه استهوس، کوسه است. ■ ما هی زندگی کردیم،اما نفهمیدیم،کی زندگی کردیم؟! ■ وعده ی دیدار رسیدتا که چشمم به رخ یار افتاد،ساعت قلب من از کار افتاد!. ■ گرچه...
-
مجموعه سهگانی ۰۰۱
چهارشنبه 13 آذر 1398 16:05
کاش تو شادم کنی؛هر شب با بوسه ای،از غم آزادم کنی. عشق یعنی گفتگو، شب تا سحر با خدا؛غرق باشی در دعا. شکرت خدا! در این زندگانی،لطف لیلاست شامل حالم،داده با عشق پر و بالم. دانی که خرداد چرا زیباست؟زیرا در این ماه؛ میلاد لیلاست. ماه از روی تو، نور گرفتو خورشید به روی تو دلالت دارد!صبح، بی خنده تو کسالت دارد....
-
تهران
چهارشنبه 13 آذر 1398 00:55
تهرانزنی است هوسانگیزکه به ورطهٔ نابودی میکشاندعاشقانش راو هر غروببا زیبایی اشمسحور میکندمیرباید دلِ از عابران غریبه،و چون به بر کشیدمیزند خنجر درد،بر پشت تک تک عشاقاش...تهران زنی است هوس انگیزکه پوشیده،زیباترین لباس هایش رااما بر تن داردزخمِ چرک و کثافت ها تهرانزنی است هوسانگیزتهرانزنی استاز جنون لبریز... سعید...
-
دوستت دارم
سهشنبه 12 آذر 1398 12:52
-
کسرای پرویزی
پنجشنبه 7 آذر 1398 09:35
کسرای پرویزی: آن قوس تنت کسرای پرویزی است خط دو لبت خطوط نیریزی است چشمان تو یک غزل شراب آلود گیسوی سیاهت فرش تبریزی است #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
-
نقد داستان سفره ی عشق
پنجشنبه 7 آذر 1398 00:43
ضروری روایت را اندکی آهستهتر تنظیم کنید عنوان داستان : سفرهٔ عشق نویسنده داستان : سعید فلاحی سفرهٔ عشق ″اوس(استاد) عزیز″ پُکی به سیگارِ لایِ انگشتانش زد و کنار پنجره رفت. پرده را کنار زد و به خیابان نگاهی انداخت. نمنم بارانِ بهاری، عابرین را مجبور کرده بود که چتر بر سرِ خود بگیرند. عده ای هم که چتر نداشتند در کنار...
-
نقد داستان جواب رد
پنجشنبه 7 آذر 1398 00:41
عنوان داستان : جوابِ رد نویسنده داستان : سعید فلاحی احمد از اداره به خانه زنگ زد و خبر موافقت چندینبارهٔ خانوادهٔ میهندوست برای خواستگاری از دخترشان را به مادرش داد. قند توی دلِ سوسن خانم(مادر احمد) آب شد. با خود فکر کرد که الحمدالله دیگه اینبار زری(دختر مورد علاقهٔ احمد) جواب بله را میدهد و خلاص!. احمد که کشته و...
-
لبخند بابا
دوشنبه 27 آبان 1398 09:47
- بابایی زود برگردی! امشب تولدته! یادت نرفته که؟! - نه دختر خوشکلم! یادمه! - با مامان میریم برات کیک میگیریم! - مرسی عشقِ بابا! - زود برگرد؛ دیر نکنی، ها! ″علی″ پیشانی دخترش را بوسید و گفت: باشه بابا جون، زود میام! ″نرگس″ با شوق و ذوق بسیار، پدرش را در آغوش کشید و گونه های سوخته و بی روح اش را غرق بوسه کرد. دخترک سه...
-
دندان درد
یکشنبه 26 آبان 1398 09:46
ناخودآگاه و از شدت دندان درد، در جواب سوال دختر کوچکم که پرسید: مامان جون کجا میری؟ با عصبانیت و فریاد جواب دادم: میرم دندون بکشم! رها، ناراحت و سرخورده، بدون اینکه حرفی بزند، به اتاقش رفت. من که از درد دندان کلافه بودم، توجه ای به او نکردم. مشغول بستن بند کفشهایم بودم که رها با کاغذی در دست پیش من برگشت و گفت: بیا...
-
میترسم من!
شنبه 25 آبان 1398 09:44
من از تنهاییِ این مرد و این احساسِ دلمُرده و شاید نمانی پیشم که از یادم تو رو بُرده هزاران بار میترسم من من از تکرارِ این غربت به طعمِ تلخِ یک وحشت از شب های پر تنهایی بدونِ گرمای آغوشت هزاران بار میترسم من من از تو، از خودم، از شب و پَرسه زیرِ نورِ ماه میانِ کوچه، تنهایی و رفتن به راهی بی راه هزاران بار میترسم من...
-
نقش عشق
جمعه 24 آبان 1398 09:43
ای نقش آبی عشق مغرورِ مو شرابی لبریز شعر و مستی پایانِ هر عذابی چشمان وحشی تو درنده، بی ترحّم ما را کشیده امشب در آغوشِ توهّم شورِ شراب شیراز سر ریز از لبِ تو لحنِ داوود نبی موسیقیِ شبِ تو عطر تن تو نرگس بابونه و یاسمن باغی گویا پر از گل مدهوش بوی تو من تو معنای تبسم به حال من قرینی در لحظه های خوب با هم و شب نشینی...
-
دختر بابا
پنجشنبه 23 آبان 1398 09:42
دختر زیبای بابا رها تو آمدی و بهاران خندید از پا قدم خوبت ای جانا هر ثانیه، روزگاران خندید تو شبنم روی گل نشسته در موعود با شکوه زایش ما را به عشق نوید داده ای تو ای زمزمه ات همه نیایش تو مطلع خورشید هستی، جانا در تقویم خوش روزگاران حوری و خدا تو را به ما داد ای رفع عطش روزه داران مفهوم تمام مهربانی از توست درخت جوانه...
-
بتِ ناون...
چهارشنبه 22 آبان 1398 09:40
❆ بُتِ ناوَن: بُتِ ناوَن فِدایِ رقص و لَرزِد وه قوروانِ قد و بالای بَرزِد نهاون و وروگرد که دی هیچِن کُلِ لورستانگَم کَم وه نَذرِد. سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
-
مجموعه دوبیتی ۰۰۵
سهشنبه 21 آبان 1398 09:39
- فریاد بلند: آخر ﺗـﻮ ﻧﯿﺎﻣﺪﯼ ﻭ ﻣﻦ ﺗﺐ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺯ داغ ﺗـــﻮ ﺳﯿﻨــﻪ ﺭﺍ ﻟﺒﺎﻟﺐ ﮐﺮﺩﻡ ﻓﺮﯾـــﺎﺩ ﺑﻠﻨﺪ "ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ" ﺑﻮﺩ آن ﺳﮑﺘﻪیناﻗﺼﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﺸﺐﮐﺮﺩﻡ. - ای کاش: ای کاش مرا پیر کنی در بغلت از عشق، مرا سیر کنی در بغلت ای کاش که با حلقۀ گیسوهایت آزاد کنی و زنجیر کنی در بغلت - ساعت دیدار: منِ پریشانْ حالِ همیشه بیدار تو و بر...
-
سفرهٔ عشق
دوشنبه 20 آبان 1398 09:39
″اوس(استاد) عزیز″ پُکی به سیگارِ لایِ انگشتانش زد و کنار پنجره رفت. پرده را کنار زد و به خیابان نگاهی انداخت. نمنم بارانِ بهاری، عابرین را مجبور کرده بود که چتر بر سرِ خود بگیرند. عده ای هم که چتر نداشتند در کنار ساختمان هایِ بلند راه میرفتند که کمتر خیس شوند و تعدادی هم با قبول دست پر لطف و برکت باران، عاشقانه زیر...
-
دلتنگی
یکشنبه 19 آبان 1398 11:56
دڵم تهنگه! بەڵام هیمای، --هەر پێ ئەکەنم!
-
نیستی و...
یکشنبه 19 آبان 1398 10:43
■ نیستی و ایت شــبــهــا بــا قــرص هم خــواب نــمــے آیــد بــه چــشــمــانــم مــســکــن بــے خــوابــے هــایــم بود آغــوشــت... #لیلا_طیبی (رها) #هاشور
-
پاییز دلتنگی
جمعه 17 آبان 1398 10:49
من که می دانم این پاییز به این سادگی ها از سر دلتنگی هایم دست بر نمی دارد، شاید از انبوه برگهای خزان بر تن کوچه های عریان شهر این را تو فهمیده باشی که اینچنین عاشقانه از آن سمت خیابان دست تکان میدهی و من دل!. سعید فلاحی (زانا کوردستانی)