-
پنجره ها...
یکشنبه 27 بهمن 1398 13:26
-
سردار سلیمانی
پنجشنبه 24 بهمن 1398 03:25
- سردار سلیمانی: ای شهیدِ راه حق، تو حافظ قرآنی! تو قاصم جبّاران، سردار سلیمانی! تو نور دل رهبر! تو شیر چون حیدر! تو یاور زینب بودی در شام پریشانی! #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
-
چند شعر هاشور از #لیلا_طیبی
یکشنبه 20 بهمن 1398 10:46
(۱) حرف هایم را همه گفتم تو بگو برایم از ناگفته هایت (۲) از من نگیر بهانه ام را ای تو تنهاترین بهانه ی من (۳) ❆ سرما: چنان سرد شده ای با من که گمان می برم چله ی زمستان است. (۴) ❆ وقت دیدار: برای دیدنم ساعتش را کوک میکرد اما وقت دیدار را زنگ نمی خورد هیچوقت (۵) ❆ داشتنت: حس بدی دارم دارمت کنارمی اما خیلی وقت است ندارمت...
-
آقای شهردار
شنبه 19 بهمن 1398 00:48
آقای شهردار - (این یک داستان است - تقدیم به شهید مهدی باکری) هر روز صبح، قبل از طلوع آفتاب، از خانه بیرون میزدم تا با پای پیاده بتوانم سر وقت به اداره برسم. کارمند فنی یکی از سازمانهای دولتی بودم. فاصلهٔ خانهام تا اداره، با پای پیاده حدود نیم ساعت بود. همین که پا از خانه بیرون گذاشتم، سوزش هوای سرد، صورتم را آزرد....
-
مجموعه دوبیتی های علوی
یکشنبه 13 بهمن 1398 16:08
- نام علی: با نام علی زبان ما گویا شد از نور علی دیده ی ما بینا شد از بوته ی مصطفی، علی گل کرده دل ها همه بر روی علی شیدا شد - مهر علی: از عشق محمدی جهان شیدا شد با مهر علی کامل دین خدا شد شیعه چون خواست جمال حق را ببیند مدهوش روی علی و هم زهرا شد - علی: گاهی ز غلو خدایش دانند وز جهل که گاه مثل مایش دانند و الله علی...
-
دوبیتی ۰۰۸
شنبه 12 بهمن 1398 19:34
- پدر: تا بود مرا امید دیدار پدر بر هر غمی باشد دلم صبر و صبور گرچه که نبود سایه اش بر سرم دلخوشم من به دعای خیرش از دور. - تباهی: من و این دل عمری است پا به راهیم بگیر ای عشق، دستم که بی پناهیم اگر گردد کامم از فراقت تلخ بی عشقِ تو، دوست حتما ما تباهیم - تندرسی: آدمی تا نیوفتد به پستی نداند ارزش تندرستی ای مرد بیا و...
-
دلنوشته - به امید دیدار تو زنده ام
شنبه 12 بهمن 1398 19:21
عزیزترینم! تا وقتی عطر نفسهای تو در هوا جاری است، حالِ من و گنجشککان خیابان خوب است. خوب که میگویم نه آنچنان که آرامشی در زندگی باشد؛ نه! بلکه آن اندازه که به امید دیدار تو زنده ام، وگرنه این شهر و آدمها با خیابانهای تکراری اش هیچ لطفی برای زندگی ندارند. سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
-
داستان - روز اول مدرسه
چهارشنبه 9 بهمن 1398 09:57
دوشنبه اولین روز رفتنم به مدرسه ی جدیدم بود. برای روز اول مدرسه، شب قبلش، تمام کتاب و دفترهام رو طبق برنامه ی کلاسی که از مدرسه گرفته بودم، توی کیفم چپوندم و به فکر و خیال مدرسه ی جدیدم پلک هامو رو روی هم گذاشتم تا خوابم ببره. اما از شوق و ذوق و یا شایدم از استرس مدرسه، تا نیمه شب خوابم نبرد و از این دنده به اون دنده...
-
جوانه عشق
یکشنبه 6 بهمن 1398 12:56
-
ماه بیقرار
شنبه 5 بهمن 1398 13:25
-
سه شعر هاشور از لیلا طیبی
شنبه 28 دی 1398 10:45
(۱) امروز را بدون صبح بخیرت شروع کردم خدا بخیر کند بقیه روزم را (۲) ❆ ساحل تنت: مثل موج دریا شده ای گاهی میزنی مرا و گاهی می بری از این خروش بیزارم مرا به ساحل تنت برسان (۳) ❆ ترس: نه از آدم ها میترسم نه از ترس هایشان من فقط از بی تو بودن ترس دارم #لیلا_طیبی (رها) #هاشور
-
سه شعر هاشور از لیلا طیبی
شنبه 28 دی 1398 10:45
(۱) امروز را بدون صبح بخیرت شروع کردم خدا بخیر کند بقیه روزم را (۲) ❆ ساحل تنت: مثل موج دریا شده ای گاهی میزنی مرا و گاهی می بری از این خروش بیزارم مرا به ساحل تنت برسان (۳) ❆ ترس: نه از آدم ها میترسم نه از ترس هایشان من فقط از بی تو بودن ترس دارم #لیلا_طیبی (رها) #هاشور
-
دلنوشته ای برای حاج قاسم سلیمانی
دوشنبه 23 دی 1398 19:32
سلام بر تو ای سردار دلها... از وقتی که پدرِ شهیدم از پیش ما رفت، تو تمام نبودنهایش را برایم پر کرده بودی... اکنون با غمِ رفتنِ تو چه کنم؟!! حاج قاسم، ای قاصم جباران، به خدا سوگند من و همهٔ همسالانم، نخواهیم گذاشت خون پاک تو به هدر برود و تا قصاص ترامپ تروریست و نوکرهایش، راحت نخواهیم نشست. ای سردار رشید اسلام، مطمئن...
-
نقد چند شعرم توسط صابر ساده
یکشنبه 22 دی 1398 00:46
جنگعنوان مجموعه اشعار : شهید مفقودالاثرشاعر : سعید فلاحیعنوان شعر اول : مستجاب + پرنده۱• مستجاب:پوتینهایتخواب رفته اندمیان خاک و خونو قامت تا شده ی مادرتسالهاستچشم به راه آمدنتراه ها را مینگردبلکه روزیمیان قنوت های نمازشاستجابت شوی.۲• پرنده:ای پرنده ی رهاسالهاستپرندههابر ته مانده ی پوتین ات لانه دارد!عنوان شعر دوم...
-
پروانگی
شنبه 21 دی 1398 12:53
- پروانگی:پیله واردر تنهایی خود می پیچمتا برسد آن روزپروانه ام کنی. #لیلا_طیبی
-
حرفهایم...
دوشنبه 16 دی 1398 13:24
-
مجموعه سایفایکو ۰۱
جمعه 13 دی 1398 16:07
اکسیژن حیات:در گوشه ای از کیهانمنتظر مانده ام تا به آغوش بکِشَمت ای اکسیژنِ حیات! مریخ ناامن:انسان ها با لباس مبدلبرای کشتن می آیندمریخ دیگر جای امنی نیست! خلاء:در ایستگاهٍ فضاییدر خلاء هوای نبودنتبه سختی می کشمنفس! زهره:در مسیر کهکشان نوربه آغوش می کشند زهره را سحابی ها انسان بازیافتی:در مرکز رویاناز طریق شبیه...
-
مجموعه سایفایکو ۰۱
جمعه 13 دی 1398 16:07
اکسیژن حیات:در گوشه ای از کیهانمنتظر مانده ام تا به آغوش بکِشَمت ای اکسیژنِ حیات! مریخ ناامن:انسان ها با لباس مبدلبرای کشتن می آیندمریخ دیگر جای امنی نیست! خلاء:در ایستگاهٍ فضاییدر خلاء هوای نبودنتبه سختی می کشمنفس! زهره:در مسیر کهکشان نوربه آغوش می کشند زهره را سحابی ها انسان بازیافتی:در مرکز رویاناز طریق شبیه...
-
جهان بی زوال
یکشنبه 8 دی 1398 09:37
جهان بی زوال:کاش جهان بی زوالم بشویپرنده باشم تا بالم بشوییا اُفتم ز غمت درون بسترتا تو جویای احوالم بشوی #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
-
عشق ممتد
یکشنبه 1 دی 1398 10:09
کاش من و تو به جای زمین؟!در زهره،مریخ و یا اورانوس زندگی میکردیمکه به جای هفت سال عاشقیهفتاد سالهفتصد سالسالهای سال میتوانستیمعاشقی کنیم. #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
-
داستان مینیمال - ساخت ایران
یکشنبه 1 دی 1398 10:02
کارگاه چادر مسافرت دوزی راه انداخته بود و امیدوار بود که ماهانه دهها چادر را بتواند به فروش برساند. اما در طول یک ماه از آغاز کارش هنوز حتی یک چادر را نتوانسته بود به فروش برساند. هیچ فروشگاهی حاضر به پذیرش تولیدات او نبود تا اینکه یک روز صاحب فروشگاهی به او گفته بود: تو که لب مرز زندگی میکنی اگه بتونی برام چادرهای...
-
داستان - جواب رد
یکشنبه 1 دی 1398 09:56
احمد از اداره به خانه زنگ زد و خبر موافقت چندینبارهٔ خانوادهٔ میهندوست برای خواستگاری از دخترشان را به مادرش داد. قند توی دلِ سوسن خانم(مادر احمد) آب شد. با خود فکر کرد که الحمدالله دیگه اینبار زری(دختر مورد علاقهٔ احمد) جواب بله را میدهد و خلاص!.احمد که کشته و مردهٔ زری است، قبل از این شش مرتبهٔ دیگر به خواستگاری...
-
قانون جذب
دوشنبه 25 آذر 1398 13:23
-
کجای خیالت قرار دارم
یکشنبه 24 آذر 1398 18:06
-
مجموعه دوبیتی ۰۰۲
یکشنبه 24 آذر 1398 16:11
- یار:«در بغضِ هوا، نفس کشیدن سخت است»دوری از یار و او را ندیدن سخت استمن دل در گرو تو نهاده ام یاردر هجر تو یار جامه دریدن سخت است. - معجزه ی روسری ات:روسری باز کردی ولوله آغاز شدهسرِ هر کوی و برزن همه آواز شدهبه گمانم تو رسول معجزه گریبه اشاره ات گبر با شیعی دمساز شده - دلبر:تا که بر میداری از سر روسریمیشوی زیباتر...
-
ساعت کوکی
یکشنبه 24 آذر 1398 10:45
مانند ساعت کوکی میمانی به تو امیدی نیست یا خواب میمانی یا سر وقت زنگ نخواهی خورد #لیلا_طیبی (رها) #هاشور
-
پنجره
پنجشنبه 21 آذر 1398 18:06
-
مجله ی عکس های قشنگ
پنجشنبه 21 آذر 1398 18:05
مجلهی عکسهای قشنگ عنوان مجموعه اشعار : سپیدشاعر : سعید فلاحیعنوان شعر اول : دنیا اگر تو را نداشتدنیا اگر تو را نداشتچگونه می شد خندید؟آفتاب کسل طلوع میکرد!پرنده در قفس میمردو جنگل همیشه در مه جا میمانددنیا اگر تو را نداشتگلی نبودچشمه ای نمیجوشیدو آواز قناریها راهیچکس جدی نمیگرفت.دنیا اگر تو را نداشتعطرها بو...
-
مجموعه سهگانی ۰۰۴
پنجشنبه 14 آذر 1398 16:05
■ به جایم نمی آورد زندگی هنوزروی دست دنیا مانده ام انگار!ای زندگانی از تو بیزارم بیزار. ■ در طول عاشقیهمیشه تو مرد باش؛منحصر به فرد باش! ■ عشق، دریایی است عمیقپر از بوسه استهوس، کوسه است. ■ ما هی زندگی کردیم،اما نفهمیدیم،کی زندگی کردیم؟! ■ وعده ی دیدار رسیدتا که چشمم به رخ یار افتاد،ساعت قلب من از کار افتاد!. ■ گرچه...
-
مجموعه سهگانی ۰۰۱
چهارشنبه 13 آذر 1398 16:05
کاش تو شادم کنی؛هر شب با بوسه ای،از غم آزادم کنی. عشق یعنی گفتگو، شب تا سحر با خدا؛غرق باشی در دعا. شکرت خدا! در این زندگانی،لطف لیلاست شامل حالم،داده با عشق پر و بالم. دانی که خرداد چرا زیباست؟زیرا در این ماه؛ میلاد لیلاست. ماه از روی تو، نور گرفتو خورشید به روی تو دلالت دارد!صبح، بی خنده تو کسالت دارد....