-
تهران
چهارشنبه 13 آذر 1398 00:55
تهرانزنی است هوسانگیزکه به ورطهٔ نابودی میکشاندعاشقانش راو هر غروببا زیبایی اشمسحور میکندمیرباید دلِ از عابران غریبه،و چون به بر کشیدمیزند خنجر درد،بر پشت تک تک عشاقاش...تهران زنی است هوس انگیزکه پوشیده،زیباترین لباس هایش رااما بر تن داردزخمِ چرک و کثافت ها تهرانزنی است هوسانگیزتهرانزنی استاز جنون لبریز... سعید...
-
دوستت دارم
سهشنبه 12 آذر 1398 12:52
-
کسرای پرویزی
پنجشنبه 7 آذر 1398 09:35
کسرای پرویزی: آن قوس تنت کسرای پرویزی است خط دو لبت خطوط نیریزی است چشمان تو یک غزل شراب آلود گیسوی سیاهت فرش تبریزی است #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
-
نقد داستان سفره ی عشق
پنجشنبه 7 آذر 1398 00:43
ضروری روایت را اندکی آهستهتر تنظیم کنید عنوان داستان : سفرهٔ عشق نویسنده داستان : سعید فلاحی سفرهٔ عشق ″اوس(استاد) عزیز″ پُکی به سیگارِ لایِ انگشتانش زد و کنار پنجره رفت. پرده را کنار زد و به خیابان نگاهی انداخت. نمنم بارانِ بهاری، عابرین را مجبور کرده بود که چتر بر سرِ خود بگیرند. عده ای هم که چتر نداشتند در کنار...
-
نقد داستان جواب رد
پنجشنبه 7 آذر 1398 00:41
عنوان داستان : جوابِ رد نویسنده داستان : سعید فلاحی احمد از اداره به خانه زنگ زد و خبر موافقت چندینبارهٔ خانوادهٔ میهندوست برای خواستگاری از دخترشان را به مادرش داد. قند توی دلِ سوسن خانم(مادر احمد) آب شد. با خود فکر کرد که الحمدالله دیگه اینبار زری(دختر مورد علاقهٔ احمد) جواب بله را میدهد و خلاص!. احمد که کشته و...
-
لبخند بابا
دوشنبه 27 آبان 1398 09:47
- بابایی زود برگردی! امشب تولدته! یادت نرفته که؟! - نه دختر خوشکلم! یادمه! - با مامان میریم برات کیک میگیریم! - مرسی عشقِ بابا! - زود برگرد؛ دیر نکنی، ها! ″علی″ پیشانی دخترش را بوسید و گفت: باشه بابا جون، زود میام! ″نرگس″ با شوق و ذوق بسیار، پدرش را در آغوش کشید و گونه های سوخته و بی روح اش را غرق بوسه کرد. دخترک سه...
-
دندان درد
یکشنبه 26 آبان 1398 09:46
ناخودآگاه و از شدت دندان درد، در جواب سوال دختر کوچکم که پرسید: مامان جون کجا میری؟ با عصبانیت و فریاد جواب دادم: میرم دندون بکشم! رها، ناراحت و سرخورده، بدون اینکه حرفی بزند، به اتاقش رفت. من که از درد دندان کلافه بودم، توجه ای به او نکردم. مشغول بستن بند کفشهایم بودم که رها با کاغذی در دست پیش من برگشت و گفت: بیا...
-
میترسم من!
شنبه 25 آبان 1398 09:44
من از تنهاییِ این مرد و این احساسِ دلمُرده و شاید نمانی پیشم که از یادم تو رو بُرده هزاران بار میترسم من من از تکرارِ این غربت به طعمِ تلخِ یک وحشت از شب های پر تنهایی بدونِ گرمای آغوشت هزاران بار میترسم من من از تو، از خودم، از شب و پَرسه زیرِ نورِ ماه میانِ کوچه، تنهایی و رفتن به راهی بی راه هزاران بار میترسم من...
-
نقش عشق
جمعه 24 آبان 1398 09:43
ای نقش آبی عشق مغرورِ مو شرابی لبریز شعر و مستی پایانِ هر عذابی چشمان وحشی تو درنده، بی ترحّم ما را کشیده امشب در آغوشِ توهّم شورِ شراب شیراز سر ریز از لبِ تو لحنِ داوود نبی موسیقیِ شبِ تو عطر تن تو نرگس بابونه و یاسمن باغی گویا پر از گل مدهوش بوی تو من تو معنای تبسم به حال من قرینی در لحظه های خوب با هم و شب نشینی...
-
دختر بابا
پنجشنبه 23 آبان 1398 09:42
دختر زیبای بابا رها تو آمدی و بهاران خندید از پا قدم خوبت ای جانا هر ثانیه، روزگاران خندید تو شبنم روی گل نشسته در موعود با شکوه زایش ما را به عشق نوید داده ای تو ای زمزمه ات همه نیایش تو مطلع خورشید هستی، جانا در تقویم خوش روزگاران حوری و خدا تو را به ما داد ای رفع عطش روزه داران مفهوم تمام مهربانی از توست درخت جوانه...
-
بتِ ناون...
چهارشنبه 22 آبان 1398 09:40
❆ بُتِ ناوَن: بُتِ ناوَن فِدایِ رقص و لَرزِد وه قوروانِ قد و بالای بَرزِد نهاون و وروگرد که دی هیچِن کُلِ لورستانگَم کَم وه نَذرِد. سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
-
مجموعه دوبیتی ۰۰۵
سهشنبه 21 آبان 1398 09:39
- فریاد بلند: آخر ﺗـﻮ ﻧﯿﺎﻣﺪﯼ ﻭ ﻣﻦ ﺗﺐ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺯ داغ ﺗـــﻮ ﺳﯿﻨــﻪ ﺭﺍ ﻟﺒﺎﻟﺐ ﮐﺮﺩﻡ ﻓﺮﯾـــﺎﺩ ﺑﻠﻨﺪ "ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ" ﺑﻮﺩ آن ﺳﮑﺘﻪیناﻗﺼﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﺸﺐﮐﺮﺩﻡ. - ای کاش: ای کاش مرا پیر کنی در بغلت از عشق، مرا سیر کنی در بغلت ای کاش که با حلقۀ گیسوهایت آزاد کنی و زنجیر کنی در بغلت - ساعت دیدار: منِ پریشانْ حالِ همیشه بیدار تو و بر...
-
سفرهٔ عشق
دوشنبه 20 آبان 1398 09:39
″اوس(استاد) عزیز″ پُکی به سیگارِ لایِ انگشتانش زد و کنار پنجره رفت. پرده را کنار زد و به خیابان نگاهی انداخت. نمنم بارانِ بهاری، عابرین را مجبور کرده بود که چتر بر سرِ خود بگیرند. عده ای هم که چتر نداشتند در کنار ساختمان هایِ بلند راه میرفتند که کمتر خیس شوند و تعدادی هم با قبول دست پر لطف و برکت باران، عاشقانه زیر...
-
دلتنگی
یکشنبه 19 آبان 1398 11:56
دڵم تهنگه! بەڵام هیمای، --هەر پێ ئەکەنم!
-
نیستی و...
یکشنبه 19 آبان 1398 10:43
■ نیستی و ایت شــبــهــا بــا قــرص هم خــواب نــمــے آیــد بــه چــشــمــانــم مــســکــن بــے خــوابــے هــایــم بود آغــوشــت... #لیلا_طیبی (رها) #هاشور
-
پاییز دلتنگی
جمعه 17 آبان 1398 10:49
من که می دانم این پاییز به این سادگی ها از سر دلتنگی هایم دست بر نمی دارد، شاید از انبوه برگهای خزان بر تن کوچه های عریان شهر این را تو فهمیده باشی که اینچنین عاشقانه از آن سمت خیابان دست تکان میدهی و من دل!. سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
-
مجموعه چامه ۰۰۶
دوشنبه 13 آبان 1398 16:04
❆ بهانه: نارنگی بهانه است بوی عشق میدهند دستان تو پوست بگیر این فاصله ها را من به فصل فصل آغوش تو محتاجم. ❆ مرهم: تمامِ خیابان های شهر را هم که قدم بزنم، باز به بازوان تو محتاجم... به آغوشت، که دردم را تسکین میدهد! مرا بی تو بودن را هیچ کاری نیست! ❆ راه: کدامین راه تو را به کلبهٔ قلبم می رساند؟ من، کلبه ای متروکم...
-
مجموعه پریسکه ۰۱۸
دوشنبه 13 آبان 1398 16:02
❆ فاصله: تو در طلب خدایی و من به رهِ میخانه چنین فاصله باشد و، کجا ما به هم برسیم؟! ❆ جا مانده: سالهاست رفته ای از کنارم اما تمامت جا مانده است کنارِ من... ❆ تنهایی من: آن جغد شوم که بر پرچین شب میخواند آواز تنهاییِ من است. #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) #شعر_پریسکه @ZanaKORDistani63 @mikhanehkolop3...
-
ماهنامه داستان و سفر شماره ۴
شنبه 11 آبان 1398 12:51
-
مجموعه پریسکه ۰۰۳
سهشنبه 7 آبان 1398 10:06
-
دلتنگم
شنبه 4 آبان 1398 13:22
-
مترسک
پنجشنبه 2 آبان 1398 13:18
مترسکی هستم در جالیزاری دور و بی ثمر همه ی کلاغ ها با لبخند به کنارم می نشینند گاهى خیره مىشوند به دکمه های پیراهن پر از دلتنگی ام و گاه می کوبند منقار بر کلاه پوسیده ام و من فارغ از چیستی ام! خوشحالم به این معاشرت. #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
-
مجموعه اشعار کوتاه لیلا طیبی
شنبه 27 مهر 1398 00:17
- مهر: با هم بودیم چند صباحی در مهر حالا که مهر تمام شد مبادا بیمهریت گل کند. - دستهای ما: محکمترین قفل دنیاست دستهای من و تو نمیگشاید آنرا، هیچ شاهکلیدی! - پناه: پناهت منم بارها گفته ای این را! اما اکنون دلگرم شده ای در پناه شعر هایت... #کوله: وقتی کوله ات را میبندی بر روی دوشم سنگینی میکند کوله باری از غم! -...
-
گلبوته
پنجشنبه 25 مهر 1398 13:20
-
بغض
پنجشنبه 25 مهر 1398 13:17
غمگینم اما عکس هایم، هنوز لبخند میزنند... و این شعر سندی است از دلتنگی هایم در این شب های بی پایان ماه من! بانوی مهربانم تو را با تمام خویش، دوست دارم تو تنها مضمونِ عاشقانه های جهان هستی ای دلیل بهارهای هر ساله ای سبزِ پر طراوت ای آب، آفتاب، ای خاک! زندگی، لای انگشت هایِ تو پیچیده و پرندگان عاشق، بر شانه های تو آواز...
-
پدرم شاعر نیست...
سهشنبه 23 مهر 1398 10:03
پدرم شاعر است گرچه از اوج غزل آگاه نیست شعر او موی سپید شعر او تنی نحیف خسته از تنهایی و غم پدرم شاعر نیست اما رنج هایش را بیت بیت گریسته پدرم شاعر نیست اما از وزن فراق آگاه است او خودش می داند درد با مرد هم قافیه است پدرم حافظ نیست گرچه که می داند خون دل از شاخه ی گل می ریزد... سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
-
برندگان نوبل ادبیات ۲۰۱۹
یکشنبه 21 مهر 1398 07:37
برندگان نوبل ادبیات مشخص شدند؛ انتخابهای حاشیهدار صوفیا نصرالهی ۲۰ مهر ۱۳۹۸ آکادمی ادبیات سوئد نویسندگان برجستهی سال ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ را اعلام کرد. سال گذشته نوبل ادبیات به دلیل شایعات و رسواییها اهدا نشده بود و به تعویق افتاد و به جایش امسال دو نفر، پیتر هانتکه اتریشی و اولگا توکارچوک لهستانی برندگان نوبل ادبیات ۲۰۱۹...
-
اعتکاف
شنبه 20 مهر 1398 22:07
-
تو را باید دوست داشت
شنبه 20 مهر 1398 12:49
-
کانال تلگرامی شعرهای باران خورده
پنجشنبه 18 مهر 1398 22:06
۱۵ شهریور ۱۳۹۸