استاد "اسدالله حیدری" متخلص به "برکه" شاعر طنزپرداز همدانی، زادهی سال ۱۳۳۲ خورشیدی در نهاوند است.

کتاب "هنوز برای دوست داشتن، وقت هست" مجموعه اشعار "ابراهیم اورامانی" شاعر کُرد عراقی با ترجمهی "سعید فلاحی" (زانا کوردستانی) شاعر، نویسنده و مترجم کُرد ساکن بروجرد، چاپ و منتشر شد.
این کتاب برگردان اشعار مجموعهی "هێشتا کات ماوە بۆ خۆشویستن" است که در سال ۲۰۱۸ میلادی در اقلیم کُردستان چاپ و منتشر شده بود.
این کتاب چاپ اول زمستان ۱۴۰۱ انتشارات هرمز اهواز در هزار نسخه و ۱۱۳ صفحه با ویراستاری "لیلا طیبی" (رها) است.
پیش از این، دو مجموعه دیگر از اشعار این شاعر اهل حلبچهی عراق، توسط همین مترجم به فارسی برگردان و در ایران و عراق به دوستداران شعر و ادبیات عرضه شد.
روستای تاریخی و فرهنگی، "کاشتر" در دهستان ژاورود واقع در بخش مرکزی شهرستان کامیاران در استان کردستان قرار دارد، که بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۱۵۰ خانوار با ۶۵۰ نفر بوده است.
▪چند شعر هاشور از زانا کوردستانی
(۱)
اشک،،،
احساس روانیست؛
-شبیه رود!
و من،
با چشمهای خشکیده
--دلسنگ!
(۲)
پرندهای مغموم
بر درختِ کنج حیاط
میخواند،،،
--برای پیراهنهای آویخته بر طناب!
امیدوارست
قلبی درونشان
در تپش باشد!.
(۳)
مانند تاک پیر حیاط
دلتنگی،،،
ریشه دوانده است؛
در من!
***
هر چه با داس میبُرم
باز جوانه میزند!
(۴)
دوست داشتنت؛
سکوتیست مبهم!
پنهان در رُزهای سفید
--لابلای انگشتان لطیفات--
ای پریزاده!
(۵)
آنجا که تو باشی؛
در بهشت،
--تخته میشود.
(۶)
شمعی فروزان،
در هجوم تندباد
تن به صلح نداد وُ
ایستاده شهید شد.
(۷)
ضجّهای بیامان،
درونم پا به ماه است!
نه تاب حملاش هست؛
نه توان فراغش
ترسی درونم (گاگله) میرود
--سقط نشود!
(۸)
اگرچه از وسعت آغوشت،
سهمی ندارم؛
--خوش باش!
***
در این قحطی عشق،،،
نم نمای اشکی-
نصیب ما هست!
(۹)
[برای مقام معلم]
و تو بودی که
نهال فهمیدن را در دلم غرس کردی؛
آن زمان که نفهمها
در جهان تنومند شده بودند!
(۱۰)
در من بتی بود
لات،
منات،،
عزی!
من بردهی نادانیها بودم؛
عشق تو یکتا پرستم کرد...
(۱۱)
زیر ساطور سلاخ،
یا به چنگال گرگ گرسنه!
چه فرق میکند: [نوازش]؛
مرگبار است؛
برای گوسفند فلک زده!
(۱۲)
به زوزههای گرگ دل بست؛
میش بخت برگشته،
چوپان که لالایی نمیدانست!
#زانا_کوردستانی
شهر "لوشان" در میانهی راه قزوین به رشت قرار دارد و برخلاف سایر نقاط استان گیلان، دارای آب و هوای گرم و خشک است. این شهر، بخشی از شهرستان رودبار و مشهور به شهر آفتاب گیلان است.
شهر "لوشان" در میانهی راه قزوین به رشت قرار دارد و برخلاف سایر نقاط استان گیلان، دارای آب و هوای گرم و خشک است. این شهر، بخشی از شهرستان رودبار و مشهور به شهر آفتاب گیلان است.
استاد "ذوالفقار شریعت"، شاعر خوزستانی زادهی ۱۰ مرداد ماه ۱۳۴۵ خورشیدی، در بندر امام است.
استاد "معصومعلی مسکینی" متخلص به "مسکین" شاعر کرمانشاهی، زادهی سال ۱۳۱۴ خورشیدی در هرسین است.
زندهیاد "شاهمراد مشتاق" متخلص به "شامی" زادهی ۲۶ اسفند ۱۲۹۶ خورشیدی، در محلهی چنانی کرمانشاه به دنیا آمد. نسبت ایلی شامی به زوله میرسد و به همین خاطر فامیلی "زوله بگزاده" را انتخاب کردند.
دکتر "فریبرز دارابی" شاعر و معلم ایلامی، زادهی سال ۱۳۵۱ خورشیدی در بیجنوند شهرستان چرداول است.
آقای "سجاد کیانی" شاعر بختیاری، زادهی سال ۱۳۷۱ خورشیدی، در ایذه است.
استاد "علیرضا بهرهی" شاعر لرستانی، زادهی سال ۱۳۵۴ خورشیدی، در خرمآباد و اکنون ساکن تهران است.
استاد "عبدالعظیم فنجان" شاعر عراقی، زادهی سال ۱۹۵۵ میلادی در ناصریه، عراق است.
استاد زندهنام "حسن ریاضی" متخلص به "ایلدیریم"، شاعر، زبانشناس و منتقد ادبی و روزنامهنگار ایرانی زادهی بهمن ماه ۱۳۳۷ خورشیدی، در روستای جمالآبادِ سراب بود.
خانم "ایران علیکرمی" شاعر و معلم کرمانشاهی، زادهی سال ۱۳۳۹ خورشیدی در گیلانغرب، از طایفه رشیدپور ایل کلهر است.
بانو "مریم گمار"، شاعر و هنرمند کرمانشاهی، زادهی ۲۶ تیر ۱۳۵۹ خورشیدی، در کرمانشاه است.
ستاد زندهیاد "احمد عاشورپور"، زادهی ۱۸ بهمن ۱۲۹۶ خورشیدی، در بندر انزلی، خواننده، آهنگساز و ترانهسرای گیلانی است.
وی مهندس کشاورزی بود، و بیشتر ترانههایش به زبان گیلکی و برخی نیز به زبان فارسی بود.
از وی به عنوان پدر موسیقی محلی (فولکلور) گیلان یاد میشود.
همچنین احمد عاشورپور نخستین خوانندهی ایرانی بود که در اواخر دوران قاجار آهنگهایی به سبک پاپ اجرا کرد و از این رو به او لقب "پدر موسیقی پاپ ایران" را نیز دادهاند.
وی در دیماه ۱۳۸۶ به علت عفونت ریه و کهولت سن در بیمارستان جم تهران بستری شد و سرانجام در ۲۲ دیماه در بخش عمومی همان بیمارستان درگذشت و در گورستان بیبی حوریه در غازیان بندر انزلی به خاک سپرده شد.
▪متن آهنگ گیلکی دریا طوفان داره:
دریا توفان داره وای، باد و باران داره وای
گیله مردای خوانه: می نازنین یار لیلی
موجا با دس زنِه پس، نیه بیدار هیکس
خورا کوشتان دره، بایه تی کنار لیلی
تی خانه آباد لیلی، هی، ولانِه آباد لیلی، هی
فارسه تی گوش ایمشب
می داد و بیداد لیلی، می داد و بیداد لیلی
دریا طوفان داره یار، باد و باران داره یار
واستی ایمشب بایم، دریا کناران لیلی
باز پریشانه می دیل، لیلی نالانه می دیل
دوتا بال کم دارم، بایم تی سامان لیلی
می جان جانان لیلی، هی، جه باد و باران لیلی، هی
مشکل بتانم بایم، دریا کناران لیلی، دریا کناران لیلی
یاد او مهتابی شبان، کی شومی دریا لبان
تی مو ماچی دیی، می شانه رو باد لیلی
سورخه دسمالا داری، ایسه می یادگاری
مره وعده دایی، آیه تره یاد لیلی
من تی خاطرخوام لیلی، تنهای تنهام لیلی، هی
موشکیله ایمشب دریا
بیگیره آرام لیلی- بیگیره آرام لیلی.
◇ برگردان به فارسی:
دریا طوفان داره وای، باد و باران داره وای
گیله مرد می خواند: یار نازنین من لیلی
موج را با دست پس می زند، هیچکس بیدار نیست
خود را می کشد، تا در کنار تو باشد
خانه ات آباد لیلی- این باد نمیگذارد
به گوش تو برسد امشب صدای داد و بیدادم لیلی
صدای داد و بیدادم لیلی
دریا طوفان دارد، باد و باران دارد
باید امشب بیایم، کنار ساحل دریا، لیلی
باز دلم نالان و پریشان است، لیلی
دو بال پریدن کم دارم که بیایم نزد تو، لیلی
مشکل بتوانم بیایم، کنار ساحل دریا، لیلی
یاد آن شب های مهتابی که میرفتیم لب ساحل
باد موهایت را روی شانهام بوسه میدهد، لیلی
آن دستمال سرخ، یادگاری از من است
به من وعده میدادی، به یادت میآید
من عاشق توام، تنهای تنهایم لیلی
مشکل است امشب
دریا آرام بگیرد لیلی، دریا آرام بگیرد لیلی.
گردآوری و نگارش:
#لیلا_طیبی (رها)
منابع
@NeveshtayRozamad
www.melotext.ir
استاد "علی فرجی زلیوا" شاعر لرستانی، زادهی سال ۱۳۵۳ خورشیدی، در روستای زلیوا از توابع نورآباد دلفان و ساکن خرمآباد است.
▪ چند شعر کوتاه (هاشور) از لیلا طیبی
(۱)
قلبهای عاشق،
رنگ میبازند؛
اما،،،
رنگ عوض نمیکنند.
▪چند شعر کوتاه (هاشور) از زانا کوردستانی
(۱)
دوست داشتنت،
شعریست بلند.
آه!...
مگر عمرم به درازا بکشد!