استاد «تقی پورنامداریان» شاعر، پژوهشگر و استاد ادبیات فارسی در سال ۱۳۲۰ خورشیدی، در شهر همدان دیده به جهان گشود.
《شعر در آستانهی زمان》
مسابقهی شعر نو، در رسانه ایرانیان اروپا
■□■
نکوداشت استاد "فیض شریفی" شاعر، نویسنده و منتقد ادبی

رسانه ایرانیان اروپا بدینوسیله از تمامی شاعران و صاحبان قلم سبز، به زبانهای فارسی، ترکی، کردی، لری و... دعوت به این ضیافت کلام و ادب مینماید.
استاد "رهبر محمودزاده" زادهی سال ۱۳۵۴ خورشیدی، در شهر اشنویه، نویسندهی کرد، فارغالتحصیل دکترای فلسفهی علم از دانشگاه آزاد تهران؛ معلم آموزش و پرورش و مدرس دانشگاه است.
محمودزاده از پژوهشگران و منتقدان برجسته و توانای ادبیات کردی است و در سه دههی گذشته حضوری جدی و تاثیرگذار در این عرصه داشته است.
وی در سومین دورهی جایزهی ادبی باشور (مهمترین رویداد ادبی کوردی در ایران)، در سال ۱۴۰۰ جایزهی بخش پژوهش و نقد ادبی را به دست آورد.
از او تاکنون دهها یادداشت و مقاله و چندین عنوان کتاب منتشر شده که از آن جمله میتوان به کتابهای زیر اشاره کرد:
- ساختار بیت کوردی (پژوهشی در شعر فولکلور کوردی)، ۱۳۸۱، انتشارات صلاحالدین ایوبی
- تحلیل کنش در منطق موقعیت (تاملاتی در فلسفه علوم اجتماعی پوپر)، ۱۳۹۶، انتشارات طرح نقد
- آفاق شعر نالی، ۱۳۹۹، انتشارات مادیار
و...
گردآوری و نگارش:
#زانا_کوردستانی
استاد "محمد مسعود کیایی" نویسندهی برجستهی کرمانشاهی، زادهی سال ۱۳۳۸ خورشیدی، در سرپلزهاب است.
بانو "الینا نریمان" شاعر ایرانی، زادهی سال ۱۳۵۴ خورشیدی، است.
استاد "یحیی ناصری بفروئی" یکی از شاعران و معلمان فرهیختهی استان یزد زادهی شهر میبد است.
بانو "زهرا رسولزاده" شاعر، داستاننویس، ترانهسرا، مترجم و ویراستار اصفهانی، زادهی سال ۱۳۵۵ خورشیدی، در کاشان است.
زندهیاد دکتر "سید علی موسوی مشکات"، شاعر، منتقد و داستاننویس افغانستانی مقیم ایران، زادهی ۲۴ دی ماه ۱۳۶۱ خورشیدی، در شهر قم بود.
بانو "سهیلا زارع" شاعر، نویسنده و خبرنگار لرستانی، زادهی پلدختر است.
استاد "کاوه گوهرین" زادهی نخستین روز از مهر ماه سال ۱۳۳۴ خورشیدی در اهواز، شاعر، نویسنده و پژوهشگر ادبیات ایرانی است.
آقای "قاسم عبدالهی" متخلص به "آبان" شاعر ایلامی، زادهی ۵ آبان ۱۳۶۳، در آبدانان است.
آقای "قاسم عبدالهی" متخلص به "آبان" شاعر ایلامی، زادهی ۵ آبان ۱۳۶۳، در آبدانان است.
نگاهی به کتاب هالینکا
کتاب داستان "هالینکا" نوشتهی "میریام پرسلر" نویسندهی کودک و نوجوان آلمانی با برگردان "مژگان کلهر" است.
خانم "میریام پرسلر" زادهی ۱۸ ژوئن ۱۹۴۰ میلادی در شهر "دارمشتات" است و در دانشگاه فرانکفورت و مونیخ به تحصیل در رشتهی نقاشی و زبان پرداخت.
وی بیش از ۳۰ کتاب کودک و نوجوان را به عنوان نویسنده منتشر کرده است و بیش از ۳۰۰ اثر را توسط نویسندگان دیگر از عبری، انگلیسی، هلندی و آفریکانس ترجمه کرده است. او همچنین برای ترجمه نسخهای از دفتر خاطرات "آنه فرانک"، "خاطرات یک دختر جوان" در سال ۱۹۹۱، شناخته شده است.
سرانجام وی در ۱۶ ژانویه ۲۰۱۹ در شهر "لاندسهوت آلمان" درگذشت.
کتاب "هالینکا" نخستین و تا زمان نگارش این تخلیص، تنها کتاب ترجمه شده از او در ایران است.
این کتاب چاپ دوم ۱۳۹۰ انتشارات پیدایش با ویراستاری "حمیدرضا داداشی" در هزار نسخه و ۲۴۰ صفحه است.
موضوع کتاب به زندگی دختری به نام "هالینکا" در یک پرورشگاه اختصاص دارد. هالیکا ارتباط خاصی با خاله لو، خواهر مادرش دارد و قرار است که بعد از ازدواج خالهاش با او زندگی کند.
هالیکا دختری حساس و درونگراست که هر شب مخفیانه به انبار پرورشگاه میرود و خاطرات خود را در دفتری مینویسد. در این بین بر حسب اتفاق با یکی از دختران آنجا به نام "رناتا" دوست شده و در آخر داستان همراه او برای دیدن خالهاش رهسپار میشود.
گرچه داستان اکثرن دیالوگ محور است و شخصیت اصلی داستان به تعریف و روایت میپردازد، اما تصویرسازی فوقالعاده و بیان ماوقع به طور دقیق و روشن است، که خواننده را در خود فرو میکشاند، انگار در وسط ماجرا قرار دارد.
یک نکتهی جالب در مورد این کتاب که ۱۷ فصل دارد، اینکه اسامی فصول آن هر کدام خود یک دنیا حرف و حدیث دارند و درس زندگی به خواننده خواهد داد. این فصول به نامهای زیر اسمگذاری شدهاند:
- کسی که نمیتواند گاز بگیرد، نباید دندانهایش را نشان بدهد.
- پنج دقیقه در باغ بهشت، بهتر از یک عمر در جهنم است.
- آدم فقیر لازم نیست از دزدها بترسد.
- کسی که به قصرهای مجلل فکر میکند، جایش را در کلبه از دست میدهد.
- کسی که میخواهد گوسالهی چاقی را بکشد باید اول خوب به او غذا بدهد.
- وقتی خوشبختی از راه میرسد، در را باز کن.
- افکار تیره، نوری در قلب باقی نمیگذارند.
- فقط کسی که خم میشود سکه را بردارد، میتواند آن را در جیبش بگذارد.
- تنهایی حتی در بهشت هم خوب نیست.
- کسی که نان دارد، برای بریدنش چاقو هم پیدا میکند.
- پشم گاو را چیدهای و شیر قوچ را دوشیدهای.
- دوست فقیر از دشمن ثروتمند بهتر است.
- سگ کتک خورده دستی که چوبش را گرفته لیس نمیزند.
- رویای یک مرغ چیست؟ ارزن، فقط ارزن.
- وقتی کسی شاخهای گاو را بگیرد، دیگری میتواند شیرش را بدوشد.
- خداوند مشکلات را جبران میکند.
- چه کسی عسل میخورد وقتی که شکر هم درست به همان شیرینی است؟
در بخشی از کتاب میخوانیم:
《 هر کسی خاطراتی داره که دوست نداره به اونا فکر کنه. هر کسی چیزی داره که از اون خجالت میکشه و نمیخواد که دربارهاش حرف بزنه. 》
به قلم: #لیلا_طیبی (رها)
خانم "نیلگون مارمارا" شاعر ترک، در ۱۳ فوریه ۱۹۵۸ میلادی، در شهر در استانبول، در خانوادهای مهاجر از بالکان به دنیا آمد. پدرش از پلوون بلغارستان و مادرش از ویدین به استانبول مهاجرت کرده بودند.
آقای "حسین معاصر" شاعر ایرانی زادهی سال ۱۳۶۷ خورشیدی در ایلام است.
نگاهی به کتاب
گفتوگوی جادوگر بزرگ با ملکهی جزیرهی رنگها
▪سه شعر کوتاه از #رها_فلاحی
(۱)
سیاه، قرمز، سبز،
آبی، بنفش، زرد،
رنگین کمانی در جعبه!.
(۲)
کبوتری در شعرهایم،
لانه کرده است!
-- من به پرواز در خواهم آمد...
(۳)
خورشید که سر میزند،
ماه
با
ستارگان چه خوابی میبینند؟!
#رها_فلاحی
زندهیاد، "سیدنجمالدین انیسی"، استاد تاریخ، نویسنده و شاعر پیشکسوت کرد در سال ١٣٢٥ خورشیدی، در مهاباد دیده به جهان گشود.
بانو "سپیده مختاری آبکنار"، شاعر گیلانی، زادهی سال ۱۳۵۹ خورشیدی، در بندرانزلی و اکنون ساکن بندرعباس است.
▪چند شعر کوتاه از #لیلا_طیبی (رها)
(۱)
روزگارم،،،
به قدمت کلاغهای تاریخ سیاه است؛
شاید مترسکی هستم
نگهبان کویر لوت!
آه،،،
به بطلان میگذرانم
دو روز عمر را
به کدامین فصل سپردهای
قدومت را!
(۲)
آی باران! باران جان!
نه نمازمان را پاسخ دادی و،
نه دعایمان مستجاب شد.
بیا...
که لبِ تشنهی زمین،
زخم برداشته است!
(۳)
دست سبزت،
--ید بیضای موسا وُ،
--لبت چشمهی آب حیات.
ای مسیحای کفر و دین!
میڪُشی و
زنده میسازی یهودایت را:
---چرا...؟
#لیلا_طیبی (رها)
زندهیاد "فضیل حسنو داغلارجا"، شاعر ترک، زادهی ۲۶ اوت ۱۹۱۴ میلادی، در استانبول، است.
استاد "عبدالله سلیمان" متخلص به "مهشخهل" (مشعل) شاعر کُرد عراقی، زادهی سال ۱۹۶۴ میلادی در کرکوک است.
جناب آقای "خلیل محمدی هزاری" مشهور به "کاک خلیل" شاعر لکزبان، زادهی سال ۱۳۵۹ خورشیدی، در روستای هزارخانی بخش کاکاوند شهرستان دلفان است.
استاد "ابراهیم اورامانی"، شاعر و روزنامهنگار کرد عراقی، در سال ۱۹۶۳ میلادی در شهر حلبچه، دیده به جهان گشود.
استاد "حسین نظریان" متخلص به "غریب دلفانی" شاعر، نویسنده و مسئول انجمن ادبی ترکه میر دلفان، است.
فائزه رسکتی، شاعر ایرانی و کارشناس فرهنگی کانون پرورش فکری مازندران، زادهی سال ۱۳۵۴ خورشیدی، در سوادکوه استان مازندران است و با تحصیلات دانشگاهی کارشناسی ارشد ادبیات فارسی و با چندین سال کار در سمت اداری کارشناس فرهنگی اداره کل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان مازندران، پشتوانهای علمی و تجربی برای شعرش ساخته است.
▪︎افتخارات ادبی و هنری:
- او در سال ۱۳۹۲، توانست با حضور در هفتمین جشنواره شعر مقاومت و حماسه مازندران «اشک انار» جزء برگزیدههای بخش کودک این جشنواره باشد.
- در سال ۱۳۹۶ در جشنواره استانی ادبیات داستانی "روایت" در بخش داستانک مقام نخست را به خود اختصاص داد.
- در چهارمین جشنواره شعر دفاع مقدس استان مازندران، در سال ۱۳۸۹، در بخش شعر "کودک و نوجوان" مقام دوم را کسب کرد.
- در دومین کنگره ملی شعر عفاف و حجاب (مستور) در سال ۱۳۹۵، در بخش سعر نیمایی و سپید؛ مقام نخست را کسب کرد.
▪︎کتابشناسی:
- خواب گل سرخ براساس خاطرات همسر سردار شهید علیرضا بلباسی، محقق: شهین باج، ویراستار: سیدحسین مرتضوی کیاسری- انتشارات کنگره بزرگداشت سرداران و ده هزار شهید استان مازندران، کمیته تدوین و انتشارات - ۱۳۸۵
▪︎نمونهی شعر:
(۱)
قدر خودم را میدانم
آن قدر که هر شب
دستم را میگذارم توی دستم
و از پلهکان آسمان بالا میروم
بعد یله میدهم به ماه
و به حقارت پایینیها خیره میشوم.
روزها
لا به لای ازدحام پایینیها
وول میخورم
تنه میخورم
و غرق میشوم
در سکوت سکر آور خودم.
چقدر خوب است که به کسی نرفتهام
نه شبیه تبار طویل مادر
و نه درخت هزار شاخهی پدری.
من در انحصار خودم قد میکشم.
(۲)
[مترسکی در من]
مترسک بودن
آنقدرها هم بد نیست
روزها
ایستاده در مجاورت باران و آفتاب
بی که کلاه از سر برداری
و دست تکان دهی
برای رهگذران خسته
که با رنجهاشان
به خانه بر میگردند
میایستی و هوا را
با ریههای نداشتهات میبلعی
و با سر انگشتان نداشتهات
مزرعه را
پهن میکنی
پیش پای کلاغان همیشه گرسنه.
شبها خستگی نداشتهات را
یله میدهی
روی یک پا
میایستی
در پناه بارش یکریز ماهتاب
و از خودت میپرسی
مترسک بودن آنقدرها هم بد نیست
هست؟
(۳)
[پوتین خاکی]
پوتین خاکی پدر برگشت
آرام روی پلهها خوابید
یک کفش نو از توی جاکفشی
پوتین خاکی پدر را دید
«این چه سر و وضع غم انگیزیست؟
انگار که از جنگ برگشتی؟
خود را درون آینه دیدی؟
زخمی و خاکی رنگ برگشتی؟»
«تو روز اول مثل ما بودی
وقتی پدر بند تو را میبست
آن لحظه که از زیر قرآن رفت
وقتی که ساکی منتظر در دست...»
پوتین خاکی خوب یادش بود
آن لحظههای پر هیاهو را
هر شب دویدن توی معبرها
تنهایی هر روز با «او» را
شاید سکوت سرد جاکفشی
او را به سمت خاطره هل داد
«ای کاش میشد باز برگردم»
بغضی شکست و اشک راه افتاد
«این خاکهای صورتم یعنی
من از دیار جنگ برگشتم
با روسیاهی رفتم و حالا
بیرنگ از هر رنگ برگشتم»
(۴)
من
سهم تو نبودم
نه ماه بر پیشانی داشتم
و نه لنگه کفشی
که دوره بیافتد در شهر
تنها خوابی هزار ساله
که با هیچ بوسهای
بیدار نخواهد شد.
(۵)
[تنهایی زمین وقتی تو را ندارد]
دارم به پرنده بودن فکر میکنم
و تنهایی زمین
وقتی تو را ندارد.
چه فرقی میکند کجای جهان
ایستاده باشی
پرنده که باشی،
نزدیکتری به خورشید
من از زمین بال در آوردهام
دارد کنفیکون میشود این هفت طبقه
هفت آسمان زیر قدمهات!
چرا به تو نمیرسد این پرنده که از زمین؟
تنهایی زمین حرف کمی نیست.
من شمردن بلد نیستم
گم میشوم لا به لای محاسبات ریاضی
و یادم میرود
چقدر فاصله مانده
تا روزی که
این دستها قلم شوند
و لبها،
نیلبکهایی که حکایت میکنند.
یک اتفاق دارد اتفاق میافتد
این جا
در دلم.
(۶)
[کوچهها را بلد شدم]
کوچه.ها را بلد شدم
خیابانها را
مغازهها را
رنگهای چراغ قرمز را
جدول ضرب را حتی
و دیگر در راه هیچ مدرسهای
گم نمیشوم اما...
هنوز گاهی میان آدمها گم میشوم
آدمها را بلد نیستم.
گردآوری و نگارش:
#لیلا_طیبی (رها)
بانو "طاهره بارانی" شاعر ایرانی، زادهی سال ۱۳۶۶ خورشیدی، در ایلام است.
زندهیاد "احمد فواد نجم" شاعر معروف مصری که مدتی به عنوان نمایندهی یونسکو در کشورهای فقیر انتخاب شده بود، زادهی ۲۲ می ۱۹۲۹ میلادی، در استان الشرقیه مصر بود.