- هشتمین عجایب:
شک نکن
"آغوش تو"
هشتمین عجایب دنیاست
به آغوش که میکشیام
بی معنا میشود
زمان و مکان
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#هاشور_در_هاشور
#شعر_کوتاه
✓ مروری کوتاه:
[برای ایام نحس کرونا]
انجام دادیم،،،
تمام بازیهایی را که
بلد بودیم،
عکسهای خانوادگی
زیر و رو شد،
خاطرات دور و نزدیک ورق خورد،
در قرنطینه ی چندماهه!
برگشتیم به پاره ی گم شده مان .
کتاب خواندیم
حرف زدیم،
شنیدیم،
خندیدیم و،
--گریستیم!
بعضی اوقات به روی خود نیاوردیم
بازی کردیم
--ورزش کردیم.
--لایو رفتیم
--آواز خواندیم
--شعر گفتیم
وموزهی لوررا دیدیم!
ها؛
جاهای گوناگون را با گوشیمان چرخیدیم.
شب بیدار بودیم وُ
تا لنگ ظهر خوابیدیم.
دست شستیم،
دستکش پوشیدیم،
ماسک زدیم،
شستیم و
شستیم و
پاک کردیم
با وسواس و دقت!
از سرفه ترسیدیم
از سرما،
از تب، ترسیدیم!
هر روز می شنیدیم،
خبر های بد را،
آمار دروغ را،،،
عکسهای دردناک را...
خسته شدیم
روحمان آزُرد،
درمانده ترازهمیشه
دلتنگِ خوشیهای دیروزشدیم!
کودکان گل فروش ،
دستفروش ته خیابان،
سمبوسه و فلافل دوره گرد!
تازه پی بردیم،
بدون آدمها،
چه تاریک است،
چه غریب است
اصلن چه مزخرف ست دنیای بزک کرده!
حالا،،،
میخواهم فریاد بزنم:
معجزه ی یک «زندگی عادی»کو؟
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
- دلتنگی تمام نمیشود:
دلتنگی در و پنجره نمی شناسد
از هر رُوزنهای به جانت میریزد
امانت را میبَرد
جان به لبت میکند
تمام میشوی
اما
تمام نمیشود!
تا که دلیل دلتنگیات را بیابی.
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#هاشور_در_هاشور
#شعر_کوتاه
- عشق کهنه:
پاییز از راه رسید
مثل مردی غمگین
که سالها پیش عاشق شده است
∞
از عشق عکسی دارد
کهنه،
از دختری
که سالها پیش گفته بود:
"دوستت دارم".
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#هاشور_در_هاشور
#شعر_کوتاه
■
مــانــنــد بــهــارے
بــراے مــن
هــر لــحــظــه عــشــقــت
بــر وجــودم
جــوانــه مــیــزنــد.
#لیلا_طیبی (رها)
#هاشور
■
زمــســتــان تــمــام و
ســال تــحــویــل شــد
اما تــو بــه مــن تــحــویــل داده نــشــده اے...
یــکــبــار هــم کــه شــده
بــه مــوقــع بــیــا...
#لیلا_طیبی (رها)
#هاشور
❆ بدگوی:
شاهین، فراری از مترسک نشود
با طعنه ی جوب که رود کوچک نشود
بدگوی تو ای بد که از بدگویی هایت
دریا منم، ز قطره اندک نشود
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
@mikhanehkolop3
https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametag
کارگاه چادر مسافرت دوزی راه انداخته بود و امیدوار بود که ماهانه دهها چادر را بتواند به فروش برساند. اما در طول یک ماه از آغاز کارش هنوز حتی یک چادر را نتوانسته بود به فروش برساند.
هیچ فروشگاهی حاضر به پذیرش تولیدات او نبود تا اینکه یک روز صاحب فروشگاهی به او گفته بود: تو که لب مرز زندگی میکنی اگه بتونی برام چادرهای ایتالیایی بیاری، همه رو میخرم!
فردا وقتی وارد کارگاه کوچکاش شد، شروع به کندن مارکهای Made In Iran کرد و مارکهای itali را روی آنها دوخت.
تمام چادرهای مسافرتی تولید شده را همان رو بفروش رساند.
سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
عید مبعث پیامبر اسلام(ص) تبریک و تهنیت باد
شب هست و شبی زیبا، طربانگیز، روح افزا!
وه! وه! چه شبی نبکو، روشن ترین شبها!
از یمن وجود تو، شیدا شده عالم ها
در سایه ی احمد شد، اسماء خدا پیدا
خورشید غروب کرده، از ساحت شمس او
مهتاب خضوع کرده، از طلعت آن مهسا
ما را چه رسد گوییم، مدحت رسولالله
ما شب پرگان هستیم، او نور جهان آرا
در زیر لوای تو مجموع شده هر فرد
آن روز شود واقع، آن «طامةُ الْکبری»!
تو خیر البشر باشی، سوگند به کلام الله
مجنون جمال تو جبریل و علْ و زهرا
با نور جمال تو خلق گشته هر چه هست
از نور وجود توست، موجود شده پیدا
تو نور علی نوری! ما ظلمت در ظلمت!
ما را تو شیداییم! با یک سر پر سودا!
در مستی و هوشیاری، یا خواب که بیداری
دل به عشق تو بستیم، هرجا که تویی آنجا
ما روی سیه داریم، امید به تو «وجه الله»!
دریاب! «وَ لا تَنْهَر»! ما جمله مساکین را!
سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
مسیب عبدلپور
- مرگ درخت:
درختی هستم
که از نخاعاش میگذرد؛
تبر!!!
♥
باکم نیست!
با مرگ من،
هزاران کتاب
برای آگاه شدن، متولد میشوند.
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#هاشور_در_هاشور
#شعر_کوتاه
♡ خط عاشقی:
نوشته بودی
به خط خونین عاشقی
کسی که شهید نگردد
نمی رسد جایی.
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#هاشور
■
زمــســتــان تــمــام و
ســال تــحــویــل شــد
اما تــو بــه مــن تــحــویــل داده نــشــده اے...
یــکــبــار هــم کــه شــده
بــه مــوقــع بــیــا...
#لیلا_طیبی (رها)
#هاشور
❆ ای یار:
زخمیِ تیر نگاهت شده ام، ای یار
جادو یِ چشم سیاهت شده ام، ای یار
قرص قمر و خورشید منور، کنار
عاشقِ روی چو ماهت شده ام، ای یار
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
@mikhanehkolop3
https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametag
- مترسک تنها:
کاش مترسکی میشدم
پای جالیز خیالت
اما هر غروب
کلاغ های سمج
نوک میزدند
تنهایی ام را
- زیبایی تو:
با خلق تو
خدا فرمود:
«تبارک الله...»
زیباییت چیزی نیست
که بتوان خلق کرد
دوباره آن را
- خنده هایت:
پاییز باشد یا زمستان
چه فرقی دارد؟
لیلای من
خندههایت
سر تا پای مرا "اردیبهشت" میکند.
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_کوتاه
┏
♡ آتش عشق:
▪به شهدای گمنام:
در آتش عشق چنان سوخته ای
کز تو،
دو سه تکه استخوان و
پلاکی
آمده است.
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#هاشور
مرا ببخش...
که بیزارم
از خانهای که تو در آن نیستی!
از پنجرههایی که بسته اند
و تو در آن پیدا نیستی!
و دلخوش نمیکند مرا
عطر هیچ یاسی
مرا ببخش...
که هزار تکهام،
و هیچ اتفاقی
بیدار نمیکند
نیمهی در خود فرو رفتهام را
و هیچ دکتری با قرصهای لعنتی اش،
کاری از دستشان بر نمیآید...
مرا ببخش...
که با موسیقی لبخندت
نمیرقصم
و تنها
تکیه میدهم،
به درخت خیالاتم
و فکر میکنم
به تمام روزهایی که
«فانوس» سهم ما از روشنی بود...
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)