یاور همدانی
استاد احمد نیکطلب مشهور به یاور همدانی (زادهٔ ۲ اردیبهشت ۱۳۱۳ در محله امامزاده یحیی(ع) همدان – درگذشتهٔ ۱۳ اسفند ۱۳۹۸ تهران در اثر عارضهٔ قلبی) فرزند "علی نیکطلب" و "زهرا پیدا" شاعر، نویسنده، پژوهشگر ادبی و گویندهٔ رادیو(در جوانی) اهل ایران بود. او خوشنویس نیز بود. مشفق کاشانی از او به عنوان خوش خطترین شاعر ایران یاد میکرد. از ایشان با عنوان هفتاد سال گنجینهٔ ادبی ایران، کوله بار ادبی ایران، تاریخ شفاهی ادبیات فارسی معاصر، پیر بی هیاهو و تنها فردی که با لهجهٔ همدانی سرودههایش چاپ شده، یاد میشود. او در سرودن غزل، قصیده، ترانه، دو بیتی، قطعه سرشناس و صاحب نظر بود. او تحصیلات عالیه را در مقطع کارشناسی در دانشکدهٔ علوم و ارتباطات اجتماعی تهران به پایان برد.
از او چندین اثر از جمله، «گزیده اشعار افق الوند»، «دیوان اشعار سایهسار الوند»، «صبح فردا»، «شعر و شاعری نظم و نثر»، «از طهران تا تهران»، «دیوان رضی الدّین آرتیمانی»، «دیوان رفیق اصفهانی» و... به جای مانده است.
شعرهای «یاور همدانی» از آغاز دوران جوانی تاکنون در بیشتر نشریات کثیرالانتشار کشور قبل از انقلاب چون: «ندای اکباتان همدان»، «آفتاب شرق خراسان»، «اندیشه کرمان»، «آذرآبادگان» و مطبوعات پس از انقلاب انتشار یافته است.
سیزده ساله بود که به سرودن اشعار پرداخت و در انجمنهای ادبی همدان و تهران از جمله انجمن ادبی ایران حضور فعال داشته و مدت چهار سال نیز دبیر انجمن ادبی حافظ بودهاست. بعدها، او با فرخنده محمودی، خواهر امین الله رضایی شاعر نو سُرا ازدواج کرد که حاصل آن چهار فرزند به نام های بابک، رامک، پوپک و سیامک نیک طلب بود. عموی مادر او، "موسی طلایی" و دایی مادرش "جعفر پیدا" از شعرای مشهور همدانی عصر قاجاریه بودند. به گفتهٔ خودش هر جمعه با پدرش علی نیک طلب به سر خاک باباطاهر همدانی میرفتند و دو بیتیهای او را میخواندند. او مدتی به تدریس در دبیرستانهای همدان و تهران روی آورد. سپس، کارمند بانک ملی ایران شد. کمتر از دو سال در آن جا به سر برد و بعد به سازمان رادیو رفت. پس از آن، از کارمندان شهرداری تهران شد.
- نمونه اشعار:
● مهربان ماه:
شب آمد مهربان ما هم نیامد
فروغ روشن راهم نیامد
دریغ از درد، فریاد و فغانم
ز ماهی بر شد و ما هم نیامد
به دست غم ز پا افتادم ای دوست
به دلجویی، دل آگاهم نیامد
فروغ از دیدهام دامن کشان رفت
به دیدار از چه گهگاهم نیامد
سپیده سر زد و گل کرد خورشید
گل باغ سحرگاهم نیامد
ز سر سیل سرشک درد بگذشت
به سر رنج روانکاهم نیامد
دریغا در گلو بشکست فریاد
برون از دل به لب آهم نیامد
به ساقی امشب از آن چشم یاریست
که «یاور» یار دلخواهم نیامد.
● زلف چلیپا:
گرچه جای تو به ویرانه دل ما تنگ است
پای از این خانه مکش، جای تو هر جا تنگ است
ای دل، ای لاله افروخته در دشت جنون
سوختن بیشتر آموز که صحرا تنگ است
پای از خلوت یاران صفا پیشه مکش
حلقه صحبت اغیار تو را تا تنگ است
خواست مرغ دل دیوانه به پرواز آید
دید هر حلقه آن زلف چلیپا تنگ است
مرغ اندیشه کجا بال گشایی که تو را
بهر جولان ز ثری تا به ثریا تنگ است
اشک بر خاک مریز از سر حسرت «یاور»
که بر این گوهر یکتا دل دریا تنگ است.
به کوشش: سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
منابع:
- کیهان فرهنگی؛ سال دهم؛ شماره ۳.
- سایه سار الوند، یاور همدانی ، انتشارات سوره مهر، تهران
- خلوت انس، مشفق کاشانی، تهران، ۱۳۶۸
- نشریه فصل نوین، سال چهارم؛ شماره ۱۴، کانون بازنشستگان شهرداری تهران
- و...
(۱)
❆ بازوانت:
روانشناس اند بازوان تو
تا می گیرند به آغوشم
رام می شود
اسب چموش خیالم.
(۲)
❆ نگاهت:
فارغ از نگاه های سنگین تو
چه سبک می شوم
وقتی نگاه ات میکنم
#لیلا_طیبی (رها)
#هاشور
♡ سر به دار:
▪به محسن حججی:
سرت سلامت،
سربداران را
غم سر دادن نیست.
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#هاشور
معلم شروع به درس دادن حرف «ک» کرد.
بر روی تخته سیاه، سر مشق بچهها را نوشت:
«پدر کار میکند.»
«پدر در کارخانه کار میکند.»
احمد اشک در چشمهایش حلقه بست. به پنجرۀ کلاس خیره شد و با صدایی خفه گفت: «کارخانه تعطیل شد! پدر از کار بی کار شد»...
سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
اصول نشانهگذاری در زبان فارسی
منظور از نشانهگذاری به کاربردن علامتها و نشانههایی است که برای درست فهمیده شدن جملات در نوشته به کار برده میشود.
۱. ویرگول (،)
ویرگول نشانه مکثی کوتاه است.
موارد استفاده:
الف: در بین عبارتهای غیر مستقل که با هم در حکم یک جمله کامل میباشد:
آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است.
ب: برای توضیح در مورد یک کلمه:
فردوسی، حماسهسرای بزرگ ایران، در سال ۳۲۹ هجری قمری به دنیا آمد.
ج: در موردی که چند کلمه دارای اسناد واحدی باشد:
علی، حسن، و احمد پسران او بودند.
د: در آدرس دادن:
تهران، شهریار، میدان امام.
۲. نقطه ویرگول (؛)
الف: برای جدا کردن جملهها و عبارتهای متعدد یک کلام طولانی که به ظاهر مستقل اما در معنی به یکدیگر وابسته و مربوط میباشند:
فریب دشمن مخور و غرور مداح مخر؛ که این، دام زرق نهاده است.
ب: در جملههای توضیحی، پیش از کلماتی چون اما، زیرا، چرا که، یعنی، به عبارت دیگر، برای مثال و مانند آنها؛ به شرط آنکه جمله پیش از آن طولانی باشد.
مال و جاه هیچگاه نمیتوانند آرامش بخش روان انسان باشند؛ چرا که تنها با یاد خدا دلها آرامش مییابند.
۳. نقطه (.)
الف: در پایان جملههای کامل خبری:
عین القضاه، عارف بزرگ ایران، در سال ۵۲۵ شهید شد.
ب: بعد از حروف اختصاری:
سال ۳۲۲ ق.م.
ج: بعد از شماره ردیف:
۱. رضایت ۲. هدف
۴. دو نقطه (:)
الف: پی از نقل و قول مستقیم:
فرزاد گفت: "دیگر هیچوقت به آن خانه بر نمیگردم."
ب: پیش از بیان تفصیل مطلبی که قبلا خلاصهای از آن گفته شده است:
آن سال برا من سال خوبی بود: در آزمون سراسری دانشگاهها پذیرفته شده بودم.
ج: بعد از واژهای که معنیاش در برابرش نوشته شده باشد:
صیف: تابستان
د: بعد از حروف ابجد برای استفاده از ترتیب:
الف: مورد یک
ب: مورد دو
۵. گیومه (" ")
ابن نشانه برای آغاز و پایان سخن کسی غیر از نویسنده است؛ یا برای مشخصتر کردن و برجسته نشان دادن کلمه یا اصطلاحی خاص به کار میرود.
۶. نشانه سوال (؟)
الف: برای نشان دادن پرسش.
به چه می اندیشی؟
ب: برای نشان داد تردید و ابهام، در داخل پرانتز به کار میرود:
طبق آمار غیر رسمی، جمعیت تهران از مرز ده میلیون نفر (؟) گذشته است.
۷. نشان تعجب (!)
در پایان جملههایی میآید که بیان کنندهٔ یکی از حالات خاص و شدید عاطفی یا نفسانی است؛ از قبیل: "تعجب"، "تهدید"، "حسرت"، "آرزو" و...
چه عجب! عجب آدم ریاکاری!
وای بر من!
آهسته!
۸. خط فاصله (-)
الف: برای جدا کردن عبارتهای توضیحی.
فردوسی -حماسهسرای بزرگ ایران- در سال ۳۲۹ ه.ق. به دنیا آمد.
ب: برای نشان مکالمه:
- الو!
- بله، بفرمایید!
- سلام
ج: به جای حرف اضافه تا و به بین تاریخها، اعداد و کلمات:
دهه ۱۳۵۰ - ۱۳۴۰
قطار تهران-مشهد
۹. سه نقطه (...)
برای نشان دادن کلمات و یا عبارات جملههای محذوف و یا افتادگیها به کار میرود.
...به این دلیل بود که از ادامه این شیوه صرف نظر کردم.
میازار موری که...
۱۰. ستاره (*)
از این نشانه برای: ارجاع دادن به زیرنویس استفاده میشود.
۱۱. پرانتز یا دو هلال ( )
الف: به معنی "یا"و "یعنی" به کار میرود و یا برای توضیح بیشتر کلام:
شاهکار نظامی گنجوی (خسرو وشیرین) را باید به دقت خواند.
ب: وقتی که نویسنده بخواهد آگاهیهای بیشتر (اطلاعات تکمیلی) به خواننده عرضه کند.
ابوالفضل بیهقی (۳۸۵-۴۷۰ ه.ق) استاد کمنظیر نثر میباشد.
۱۲. قلاب [ ]
برای تصحیح متون کهن، الحاق احتمالی که از نسخه بدلها و از سوی مصحح اضافه میشود در بین قلاب قرار میگیرد:
و این [راه مسلمانی] راه خدای توست.
۰ منبع:
- زبان و نگارش فارسی - دکتر احمد گیوی.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
من خدا را می بینم
توی بارانی که می بارد
روی گلبرگ گلی که
پدر در باغچه می کارد
من خدا را می بویم
توی عطر پاک یک گل
می شنوم نامش را
در صدای هر بلبل
من خدا را حس کردم
توی قلبم، شاد و خندان
او همیشه فکر ما هست
توی برف و باد و باران
من خدا را می شنوم
در صدای جوی و جویبار
در میان ذکر مادر
در دل شب های تار
من خدا را می فهمم
در نگاه پاک بابا
در زمان تماشای
بازی کودکانه ی ما
من خدا را دوست دارم
خالصانه، پاک، کودکانه
اندازه ی دریا و آسمان ها
با دلی پر مهر، عاشقانه
سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
ابراهیم احمدی
شاعر و ادیب جوان کوردستانی "ابراهیم احمدینیا" مشهور به "ابراهیم احمدی" فرزند "سید احمد" متولد سال ۱۳۵۴ "کامیاران" در کوردستان است. تحصیلات ابتدایی تا دیپلم را در زادگاهش "کامیاران"> ادامه داد. در سال ۱۳۷۳ کار شعر را بە شیوە جدی شروع کرد که دیری نپایید به عنوان یکی از شاعران جوان کورد در کوردستان ایران و عراق شناخته شد و آثارش در نشریات و روزنامههای ایران و اقلیم کوردستان منتشر و به چاپ رسید.
او عضو انجمنهای ادبی کوردستان بود و از فعالان ادبی به مدت ۱۷ سال در حوزه شعر و ادبیات کوردی بود.
در جمعه ۵آبان ۱۳۹۶ در تهران دچار ایست قلبی شد و درگذشت.
نمونهٔ اشعار:
تا دڵەڕاوکەی کاشی ئاوی بم:
تا دڵەڕاوکەی کاشی ئاوی بم
لەتێکم بارانە
ئیتر قاڵاویش بڕبڕ قاوم کا
قاوم کا.
تەنگە لە بەرما ئەم کادرە
بریا ئەم دەسمە خامۆش کەین
ئەگەر بەردەوام بە تەقەڵبافەوە ئەڕژێ
/دیسان تا ئیتر
یافا کچێکە،خەریکە لایێکم ڕەش دەچێتەوە
«چۆن ئەم ڕیزە لە گلارە بژمێرم
ئێستا
خەونی گوڵێک ئەمبینێ
وا نەستەرەن
لە گلێنەی گشتیانا قاو ئەکا»
تا دڵەڕاوکەی کاشی ئاوی مە
ئەو ژنە ژنێکە.
چی کۆڵانە هیچ ئەیخوێنێ/نا
هیچ کۆڵانێ ناتخوێنێ.
با هەر بڵێن بۆ ؟
با، لە مشتێ ئاوا هەڵپێکین.
«تۆ.لە گەڵ تۆمە...
تکایە چاوت لەم وێنە داپۆشی
هێشتا هەناسەت ناوەڕۆکی دێڕێکە گردەڵە/یافا
ئەوەنە بانوو
دەبێ لە تاقچەوە دەس پێ کەی
ئێمە گشتمان درێژەی شیعرێکین
/بۆ خوا مەردم
ئەم دەسمە دابگرن
دەرەک لە کاشی
لە هەرچی ئاوی یە/وای
خەریکە دەگەینە ئەوپەڕی دێڕ
بۆ خوا
سەخڵەتە نغرۆبوون لە سپی دا
/ڕا مەکە بانوو...ڕاوەستە...ڕااا...بانوووو...
هاوشاری! هاتوو لە بەر شێوازی ئەم شیعرە
/بە دەگمەن
تووشم لە سپی نەبێتەوە
هاتوو لە بن ئێوارەدا نەستەرەن بن بگرێ
چۆن لە سەر کۆڵانا کووڕ ئەکەی؟
تا ڕەسمێ لە پرسیار بگۆڕین/نا
لە بان سەرتەوە ڕێکتر بە.
پێم سەیرە
چۆن لە گەڵ خۆتا هەڵ ئەکەی.
٭
باڵندە تەنیا باڵندەیێکە
لە دوای خۆم ڕەنگم کا
بەرد؛بارانە
شاعیریش هەر منم.
گەر لە پەناما هیچ گوڵێ نەڕچێ
/«ژینۆ»حەقایەتی وەختێکە
چی سوورە بەردەوام سپی بوون.
ئیتر تۆ مایتەوە و مشتێ لە ئاوی
نەستەرەن نا
بێتو دایکم لە هەوا بسڕینەوە
«ڕا»ی ئەو ماڵە ئەمگرێ
/بریا حەواڵەی کلدانێکت کەم
لە چەرمێنە تا ئێوارە بن بگری.
بڕوانە!
٭
کالسکە چاوێکە و لە چاوێکی ئەسپ ئەڕژێ
جل الخالق!
خەریکە «ئوستووا»لەتم کا
لەتێکمیش بارانە
بگرە قاڵاویش بڕبڕ قاوم کا
/بۆ خوا نەستەرەن لایێکم لێ بگرە
وای نەستەرەن بۆ خوا.
٭
دەنگ تەنیا دەنگێکە
نایێڵێ ئاوازێک لە بەرت مرم
حەقیقەتیش ئەو ساڵە وەک دەسمە
نە کەس دای ئەگرێ و
نە بێهوودە خامۆشە.
بەردەوام ئەترسم لە خڕەی تەقەڵباف
کوا بۆ داڕووخیان لە ڕووما دەروازە و.
کوا بۆ ئینسانێ
لەو پەڕی دێڕا
چرایێ سوور هەڵکا/یافا
شەرتە لە واژەی «ئیبراهیم»تا ئەوەندە دانیشم
یا هێڵەکان لە رووما ئەکرێنەوە
یا ئەوپەڕی: لە سنوورێکا بمنووسن
تەواو.
جمعآوری و نگارش: سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
رفتنت،
بل فاجعه بود
اتفاق که نه!
مثل خشکسالیهای ممتد
مثلِ،،،
سوءتغذیه ی
درخت!.
وقتی که رفتی
دنیای من چهار دیواری شد
درانحصارِ تاریکی.
تو که رفتی
همه چیز دنیا عجیب شد
مثل آوار زدهایی که
لاشهاش را
از زیر خاک بیرون میکشد،
برای :
--خاک سپاری!
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
❆ آسمان:
آسمان را به خیال نمیآورند
آنان که زمین نشستهاند
گل های قالی
بی اندیشهٔ آسمان
قالینشین شدهاند.
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_هاشور
#شعر_هاشور_در_هاشور
- قلبت:
قلبت پُر است
از ضَرَبانِ دوستتدارمهای مکرر،
-- برای من؛
که هرگز به زبان نیاوردهای!
#لیلا_طیبی (رهـا)
#هاشور
مسجد دانشگاه اسلامی
پژوهشگر:
سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
* چکیــــــــــده:
مسجد پایگاه انسجام و یکپارچگی مسلمانان است و نماز جماعت و تشکیل صفوف به هم فشردهٔ نمازگزاران به خوبی بیانگر هماهنگی و انسجامی است که حضور در مسجد فراهم میآورد. در اینجاست که افراد نمازگزار همچون قطرههای آب به یکدیگر میپیوندند تا دریایی از اتحاد را به نمایش در آورند.
همه در کنار یکدیگر، در برابر پروردگار یکتا، رو به سوی یک قبله میکنند و لب به حمد و ثنای آن یگانهٔ بیهمتا میگشایند و هماهنگ با یکدیگر سرود توحید را زمزمه میکنند.
مسجد از دید عموم مسلمین، یک مکان مقدس و الهی برشمرده میشود و توهین، بیاحترامی و بیحرمتی به آن در هر صورت بدون بخشش و امری ناشایست و گناهی نابخشودنی محسوب میشود. مسلمین و غیر مسلمین موظف به حفظ حرمت مسجد در هر حال هستند و این حرمت خود باعث پیدایش یک سری آداب و قوانین برای این مکان مقدس گشته است، از جمله اینکه: "مشرکان را نرسد که مساجد را تعمیر کنند." [آیهٔ 17 سورهٔ مبارکه توبه]. و از ورود مشرکین و کفار به این مکان مقدس جلوگیری میشود و از کمک آنها در بازسازی و ساخت مسجد منع شده اند؛ چنانچه قرآن مجید میفرماید: "و منحصرأ تعمیر مساجد خدا به دست کسانیست که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و نمازهای پنجگانه را به پا دارند و زکات مال خود را بدهند و از غیر خدا نترسند..." [آیهٔ 18 سورهٔ مبارکه توبه].
همچنین قرآن کریم ، امر کرده که در مساجد جز عبدات خدا ، کسی دیگری را پرستش نکننند ؛ چون : "مساجد مخصوص خداست ، پس نباید با خدا ، احدی غیر او را پرستش کنید." [آیه ی 18 سوره ی مبارکه جن].
* کلماتــــ کلیدیــــــــــ
مسجد - اسلام - قرآن - مسلمان - پیامبر(ص) - نماز و...
* مقــدمهـــــــــ
«مساجد سنگرهای انقلاب اند، سنگرها را خالی مگذارید.»
– امام خمینی(ره) –
بنا به درخواست جمهوری اسلامی ایران؛ 21 آگوست برابر با 30 مرداد ماه، از سوی سازمان کنفرانس اسلامی به عنوان روزی جهانی مساجد نامگذاری شده است که متعاقب آن از این تاریخ، به مدت یک هفته؛ "هفتهٔ تکریم، تجلیل، اعزاز و اکرام مساجد" نامگذاری شده است.
21 آگوست مصادف است با به آتش کشیدن "مسجد الاقصی" توسط مزدوران رژیم صهیونیست اسرائیل.
مسجد که ریشهٔ آن – س ج د – است به معنای محل سجود و عبادت [1] میباشد و یک کلمهٔ اصلأ عربی است که در اصطلاح عامیانه، به محل جمع شدن و راز و نیاز کردن و نماز خواندن و عبادتگاه مسلمانان شیعی و سنی اطلاق میشود.
در قرآن مجید چهار مرتبه کلمه ی مسجد ، پنج مرتبه کلمه ی مساجد ، هشت مرتبه مسجد الحرام و یک مرتبه هم مسجد الاقصی ذکر شده است. [2].
در کتاب "زندگی حضرت محمد (ص) ، پیامبری که از نو باید شناخت" نوشته ی "ویر ژیل کئورگیو" نویسنده ی قرن بیستم فرانسه ؛ در فصل 33 می خوانیم که ابوبکر ؛ " در خانه ی خود مسجد کوچکی ساخت و به عبادت و قرائت قرآن پرداخت." بنابر قول این کتاب نخستین مسجد در تاریخ اسلام را ابوبکر در خانه ی خود در شهر مکه ی مکرمه در زمان قبل از مهاجرت پیامبر (ص) به مدینه ی منوره ساخت ؛ اما نخستین مسجد عمومی و بزرگ در اسلام را در سال 622 میلادی ، پیامبر اسلام (ص) به یاری علی (ع) ، حمزه ی سید الشهدا و ابوبکر در شهر قباء در نزدیکی شهر مدینه ساخت و آن بزرگوار ، نخستین نماز جمعه ی مسلمین را بعد از هجرت در آنجا برگزار کردند. [نقل از ابن هشام - 377]. این مسجد ابتدا به علت توافق بین مسلمین و یهود قبله اش در جهت بیت المقدس ، یعنی شهر مذهبی یهود و نصارا به فرمان پیامبر (ص) تعیین گشته بود ؛ اما بعدها دارای قبله ی دیگری شد به طرف شهر مکه ی مکرمه و خانه ی خدا ، قبله گاه واحد مسلمین جهان و بدین جهت به "مسجد ذوقبلتین" یا دو قبله موسوم شد.
پیامبر اسلام (ص) مکانی را پایه گذاری نمود که علاوه بر عهده دار بودن نقش روحانی و معنوی ، کانون فعالیت های اجتماعی مسلمانان نیز به شمار می رفت ؛ و به همین دلیل مسجد در طول تاریخ اسلام از ویژگی های برجسته ای برخوردار بود. در گذشته همه ی امور مسلمین در ابعاد مختلف ، از جمله عقاید و فعالیت های فرهنگی ، عبادی ، سیاسی و اقتصادی در مساجد انجام می شد.
پیامبر گرامی اسلام با ورود به مدینه نیز زمینی از "اسعد بن زراره" به قیمت ده دینار خریداری کردند [نقل از حمید الله - 628] و پایه ی ساخت مسجد را در آنجا بنا نهادند ؛ این زمین همان جایی بود که "القصوه" شتر پیامبر(ص) در آنجا ، جای گرفته بود و بنا به تصمیم پیامبر(ص) آنجا را برای ساخت مسجد انتخاب فرمودند و اینگونه اسلام با ورود خود به هر سرزمینی شروع به ساخت پایگاه دینی و معنوی و دانشگاه اسلامی خود ، یعنی "مسجد" همت می گماشت.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران خود می تواند موید نقش فرهنگی والا و غنی مساجد باشد ، چرا که در دوران حکومت پهلوی ، مساجد پایگاه اولیه ی خود را باز یافته و محل تجمع مسلمین انقلابی ، تبادل اطلاعات ، انسجام گروه های مبارز و انقلابی ، ایجاد تشکل ها و انجمن های اسلامی ف محل روشنگری و اطلاع رسانی و همچنین محل مبارزه با طاغوتیان در ابعاد مختلف بود. به این ترتیب می توان نتیجه ی این بهره گیری از محیط معنوی مساجد را پیروزی انقلاب اسلامی سال 1357 ، قلمداد نمود ؛ چرا که انقلاب اسلامی ایران یک معجزه بود ، و بی تردید این عظمت و بزرگی ، به واسطه ی برخورداری و همچنین بهره گیری مناسب از محیط معنوی مسجد است. از آن هنگام که ایرانیان دروازه های دلهای خود را به روی آیین اسلام ناب محمدی گشودند ، هنرمندان این مرز و بوم بسیار کوشیدند تا متعالی ترین گنه ی هنر خود را در ساخت و احداث بناهایی به کار گیرند که مأمن روح و دل و جان خسته ی آدمی است. آنها با نهادن خشت بر روی خشت و کاشی بر روی کاشی ، پله پله راه را برای معراج دلهای عاشق به سوی معشوق گشودند . آبی عرش را بر روی کاشی ها کشیدند و نقش و نگارهای را به نشانه ی شجره های روضه ی رضوان و ریاحین آنکه مأمن و سرای پرهیزگاران درست کردار است ، ترسیم کردند تا بهشتی کوچک بر روی زمین نقش بندد ؛ بهشتی که شاید نشان از دلتنگی اعقاب آدم(ع) دارد ؛ دلتنگی ناشی از تبعیدی از بهت برین که تنها با یک وسوسه رخ داد. حال آنکه در این بهشت کوچک می توان با یک دم یاد پروردگار دوباره به آن بهشت جاوید پیوست ؛ می توان با محمل عبادت و دعا از ثری به ثریا پر کشید ، و سرمست از باده ی وصل ، سبک و خالی شد و بار دیگر برای نبرد با مصائب زندگی آماده و مهیا گردید.
----------------------------- پا ورقی های مقدمه -------------------------------
[1] : فرهنگ لاروس عربی – فارسی ؛ جلد 2 تألیف دکتر خلیل جُرّ – ترجمه ی سید محمد طبیبیان – انتشارات امیر کبیر – تهران 1380 ؛ کلمه ی مسجد را به دو صورت آورده : 1) مَسجِد = عبادتگاه 2) مَسجَد = پیشانی که نشان سجده بر آن باقی مانده باشد. - : هر یک از اندام هایی که در هنگام سجده کردن با زمین تماس می گیرد. - : مسجد.
[2] : مسجد ذکر شده در آیات 129 و 131 سوره ی اعراف / 107 توبه / 17 اسرا ؛ مسجد الاقصی ذکر شده در آیه ی یک سوره ی اسرا ؛ مساجد ذکر شده در آیات 114 و 187 بقره / 17 و 18 توبه / 18 جن و مسجد الحرام ذکر شده در آیات 144 و 196 بقره / 7 و 19 توبه / یک اسرا / 25 حج و 25 و 27 فتح
* فصــل یکـــــــــ
- مسجد ، محور و رکن سازماندهی اجتماعیـــــــــــــــــــــــ
... «هر جامعه ای برای اداره ی خودش یک سازماندهی اجتماعی دارد. عده ای به شوراها می روند و عده ای دیگر به احزاب می روند ؛ بلاخره به یک طریقی این مردم را به هم پیوند می دهند تا پیوستگی اجتماعی حاصل بشود و بتوانند اداره کنند و جلو ببرند. آن رکن سازماندهی اجتماعی اسلام کجاست؟ من بر این باورم که آن رکن سازماندهی اجتماعی در اسلام عبارت است از مسجد.» [1]
«مسجد در هر محل باید مردم را جمع کند و به هم پیوند بدهد ، مساجد به هم پیوند بخورند ، جامعه در درون خودش با این حلقه ها منسجم و مرتبط بشود ؛ آن وقت ما می گوییم دولت برای عمران مساجد پول نگذارد ، اما برای بقیه پول بگذارد؟ من نمی دانم البته دولت نباید در اداره و محتوای مساجد دخالت بکند» ... [2]
... «دولت اسلامی نمی تواند نسبت به ترویج فرهنگ اسلامی بی تفاوت باشد. نمی تواند در مقابل عمران مساجد بی تفاوت باشد. معنایش این نیست که دولت اسلامی می خاهد در کار تحقیق ، تتبع و اجتهاد و ترویج فرهنگ اسلامی دخالت بکند معنایش این نیست که دولت اسلامی می خواهد مساجد و حوزه ها را دولتی بکند. اصلأ این یک حرف مغالطه آمیز و غلطی است که از ایتدا وسط انداختند و خزانه ی عمومی را از ساخت و عمران مساجد و ساخت پایگاه های تبلیغ و ترویج دین دور و جدا کردند. برای همه چیز سرمایه گذاری شد الا برای ترویج دین. متولی ترویج دین در بُعد نظری علما هستند و در بُعد عملی هم همه هستیم. همه برای اینکه رفتار هر مسلمانی در فرهنگ و اعتقادات تأثیر گذار است و تعیین کننده ی جهت گیری ها ی اجتماعی است.» [3 ]
«ما به حول و قوه ی الهی مصمیم آن مقداری که امکانات بودجه ای ما اجازه می دهد ، بسیاری از کارها را به داخل فعالیت های عمرانی و فرهنگی بیاوریم ؛ مثل بعضی از ساختمان های مدارس علمیه ، مثب برخی از مصلا ها و برخی مساجد. ما در تهران تقریبأ دو سال و نیم قبل که به شهرداری رفتیم ، من از قبل خبر داشتم. آمار دقیق تری گرفتیم. از قریب دو هزار مسجد ، بیش از 1800 مسجد حتی یک سرویس دستشویی و مستراح بهداشتی نداشتند که مردم بروند آنجا وضو بگیرند و نماز بخوانند ، چه برسد به سالن اجتماعات و سیستم های صوتی و تصویری و چیزهایی که امروز برای تبلیغ مورد نیاز است. این معنایش این نیست که امروز دولت می تواند این هزینه ها را تأمین بکند و تأمین کند ، اما اگر حسابی برای آن باز کنیم ، یک سال ، دو سال ، ده سال ، پانزده سال بعد می بینیم وضع عوض می شود» ... [4]
مسجد به عنوان محل انجام روزانه ی پنج بار نماز جماعت ، در اسلام و زندگی مسلمانان ، موقعیت پر اهمیتی پیدا کرده است. بدین سبب مانند دَیر راهبان و عزلتگاه بیکاران نیست ؛ زیرا که در اسلام ، رهبانیت وجود ندارد و پیامبر(ص) به "ابوذر" فرموده است : "به جهاد روی آور که رهبانیت امت من ، جهاد است." [روایت از ابن حبان و حاکم]
بخاری روایت می کند که حبشیان در مسجد پیامبر(ص) شمشیر بازی می کردند و پیامبر(ص) به آنها می نگریت ، گویا عُمر به خاطر تعصب و خشونتی که داشت ، چندان خوشش نیامد و خواست به طرف آنها سنگریزه پرتاب کند ، اما پیامبر(ص) فرمود : "عمر کاری نداشته باش!" ؛ علما از این حدیث برداشت کرده اند که ؛ مسجد محل امور اجتماعی مسلمانان است و هر کاری که برای دین و پیروان دین مفید باشد ؛ در آنجا روا می باشد و کافی است هر کاری که برای جامعه ی مسلمین اهمیت داشته باشد.
مسجد در زمان طلوع اسلام ، یک مرکز ملی برای تعلیم و تربیت ، کنگره ای محلی برای مشورت و همفکری و انجمنی برای کسب آشنایی و پیوند دوستی مسلمانان و آموزشگاهی برای رورش عملی اساسی بود.
--------------------------- پا ورقی های فصل یک -------------------------------
[1] : قسمتی از سخنرانی محمود احمدی نژاد در اجلاس مشترک حوزه ی علمیه و علمای بلاد در تاریخ 6/7/1384 .
[ 2 ] ؛ [3 ] و [4] : قسمت های از سخنرانی محمود احمدی نژاد با علما و روحانیون استان ایلام در تاریخ 9/9/1384 .
* فصــل دو
- مسجد چگونه جایگاهی استــــــــــــــــــــــــــــــــ؟!
الف : مسجد ، یک آموزشگاه دینی است :
زیرا هیچ آموزشگاه مردمی همچون مسجد نیست که همگان را در شب و روز و تابستان و زمستان در برگیرد و هیچ شاگردی از پیر و جوان را باز پس نمی راند و هیچ تشریفات و هزینه و قید و بندی ندارد.
هیچ دانشگاهی همچون مسجد اصول اعتقادی و تکالیف عبادی و ارزش های اخلاقی و آداب نیک و شیوه ی معاوملات را آموزش نمی دهد و حلقه های علمی پر از رحمت و برکتی را تشکیل نمی دهد و آرامش نمی بخشد و به وسیله ی ملائکه احاطه نشده است.
جلسات علمی مساجد منحصر به علوم دینی خالص نبوده و تمام موضوعات مربوط به عقل و اندیشه ی اسلامی از قبیل معارف ادبی و انسانی را نیز شامل می گردد. کدامیک از ما می تواند ارزش های علمی مسجد جامع الازهر در مصر ، مسجد جامع قرویین در مراکش ، مسجد بلال در تهران و مسجد جامع زیتونیه ی تونس و خدمات علمی و فرهنگی این مساجد یا دانشگاه ها در قرون متمادی را انکار می کند؟!
ب : مسجد ، کنگره ی دائمی است :
زیرا هیچ مجلس ملی با این مسجد که نمایندگانش "توبه گران ، عبادت پیشگان ، ستایشگران ، راه پویان ، راکعان و ساجدان ، امر به معروف و نهی منکر کنندگان و نگهبانان حدود خدا" [قسمتی از آیه ی 112 سوره ی مبارکه ی توبه] هستند ؛ برابری نمی تواند کند.
مجلس و کنگره ای که زمامداران ، در آن سیاست خود را عرضه و روش خود را معین می کنند و ملت ، بدون ترس و فشاری ، با آنان مقابله و گفتگو می کنند! در حالی که کنگره اش روزانه پنج بار منعقد می شود و هیچگاه به عنوان تعطیلی یا مرخصی بسته نمی شود.
پ : مسجد ، یک انجمن است :
زیرا هیچ انجمن یا مجمعی همچون مسجد نمی تواند در هر نماز ، خلاصه ای از مردم یک محله و در هر جمعه ، برگزیده ای از تمامی منطقه یا شهر را گرد هم آورد. اسلام است که مردم را به نماز جماعت فرا خوانده و آنرا 27 درجه از نماز فردی برتر شمرده است.
اسلام فرزندان خود را به جماعت فرا خوانده است تا به یکدیگر آشنا شوند و بیگانه نباشند ، به همدیگر نزدیک شوند و دور نباشند ، نشبت به هم محبت ورزند و کینه نداشته باشند و در جبهه ی واحدی قرار گیرند و کشمکش ننمایند.
گذشتگان ما ، ارزش مسجد را – به عنوان انجمنی فراگیر – شناخته بودند و بدین جهت پیمان های ازدواج خود را به منظور امتثال به حدیث "نکاح را آشکار نمایید و در مساجد منعقد کنید و برای آن دف بزنید." [1] در مساجد برگزار می نمودند.
اگر مسلمانان امروز هم از این کار پیشینیان خود سرمشق گیرند ، در هزینه های بسیار گزافی که در محافل پر زرق و برق هدر می رود و ثروت خای زیادی که در جهت خودنمایی و چشم و همچشمی مصرف می شود ، صرفه جویی خواهند کرد.
ت : مسجد ، مرکز تربیت عملی است :
مسجد کشتزاری است که تعالیم نظری دین ، در محدوده ی آن مورد آزمایش قرار می گیرند و اصول انسانی آن ، آماده ی اجرا می شوند.
یکی از برتری های اسلام نسبت به سایر ادیان ، این است که اصول خود را به صورت یک امر ذهنی مجرد یا حرف محض در سر یا زبان قرار نداده است ، بلکه آن اصول را به صورتی ناگسستنی به زندگی و نظم برنامه ی روزانه ی فرد مسلمان پیوند داده است. بنابراین آزادی ، برادری و برابری اسلامی را که 12 قرن پیش از انقلاب کبیر فرانسه مطرح گردیدند ، در مساجد به شکل حقایق علمی و حقیقی که بدون سر و صدا و حرف زیاد نمایانگر خویش هستند ، مشاهده می کنیم :
1) آزادی :
کدام آزادی از آزدی نمازگزار در مسجد ، بالاتر است؟ او از هر بندگی جز بندگی خدا آزاد است و تنها برای او رکوع و سجود می کند و فقط در برابر او تواضع و خشوع نشان می دهد.
اما درباره ی آزادی عقیده و ارزیابی و انتقاد ، همین بس که هرگاه امام در گفتار یا کرداری در ضمن نماز اشتباه کند ، نماز گزارانی که پشت سر او هستند ، موظف به اصلاح خطا و اشتباه و راهنمایی او می باشند و این مورد برای پیر و جوان و مرد و زن یکسان است. همینطور وقتی که ناطق بر منبر می رود ، نمی تواند همچون دیکتاتوری نظریات خود را بر مردم تحمیل کند ، بلکه مردم نیز در مسئولیت او سهیم اند و در صورت غفلت ، می باید تذکرش بدهند و اگر فراموش کرد ، به خاطرش بیاورند و در صورت انحراف از راه راست ، هدایتش کنند ؛ هر چند که ناطق مزبور "ولی امر مسلمین" باشد.
روزی حضرت عمر فاروق خلیفه ی دوم مسلمین ، تصمیم گرفت که حدی برای مهریه قرار دهد و این موضوع را در مسجد اعلام نمود ؛ زنی به مخالفت او برخاست و گفت : "چه طور این کار را می کنی در حالی که خداوند فرموده است ؛ هرگاه خواستید همسری به جای همسر قبلی انتخاب کنید و به یکی از ان دو مبلغی دادید ، چیزی از آن پس نگیرید ، آیا می خواهید با ارتکاب بهتان و گناه آشکار ، بازستانید؟!" [آیه 20 سوره نساء]
عمر واکنشی جز انصراف از عقیده ی خویش نشان نداد و با صراحت گفت : "این زن درست گفت و عمر اشتباه کرد!"[2]
2) برادری :
درباره ی برادری همین قدر کافی است که مسجد ، اهالی محل را همه روزه پنج بار گرد هم می آورد و بدین ترتیب ، بده ها به هم می خورند و چهره ها با هم آشنا می گردند و دست ها را در هم می فشرند و زبان ها با یکدیگر زمزمه می کنند و دل ها با هم انس می گیرند و افراد به وحدت هدف و روش ، دست می یبایند. کدام وحدتی از وحدت نمازگزاران در جماعت که پشت سر شخص واحدی می ایستند و خدای واحدی را می خوانند و کتاب واحدی را قرائت می کنند و ذکر واحدی را گفتمان می کنند و به سوی قبله ی واحدی روی می کنند و کارهای یکسانی از قبیل قیام و رکوع و سجود ، انجام می دهند ؛ کامل تر و عمیق تر است؟!
این وحدتی است در نگرش ، اندیشه ، هدف ، جهت ، حرف و عمل ، وحدتی که مظهر و نمایانگر محتوای این آیه می باشد : "براستی که مومنان برادرند." [آیه 10 سوره حجرات]
کدام تصویری جالبتر از منظره ی مسجد حضرت رسول (ص) در مدینه است که نژادهای گوناگون غیر عرب همچون صهیب رومی ، سلمان فارسی ، بلال حبشی را در دامن خود گرفته است.
3) برابری :
کدام برابری و مساواتی از مساوات موجود در صفوف به هم فشرده ی جماعت در مسجد ، واضح تر و نمایان تر است؟ فرمانروا در کنار نگهبان ، توانگر در مجاورت تهیدست ، ارباب پیوسته به رعیت و دانشمند در کنار کارگر و کشاورز !.
قانونی برای مسجد وجود ندارد که صف اول را به وزیران و صف دوم را به وکیلان و سومی را به مدیران یا مالکان بزرگ اختصاص دهد ، همگان مثل دندانه های شانه برابرند ، بنابراین هر کس زودتر به مسجد آمد ، با هر منزلت و کاری که دارد ، در صفوف جلو جای می گیرد.
"علامه محمد اقبال لاهوری" اندیشمند بزرگ پاکستانی می گوید : "تعیین قبله ی واحد برای نماز مسلمان ها ، به منظور تقویت و حفظ وحدت نظر عموم بوده است و شکل کلی آن ، به احساس مساوات اجتماعی و تحکیم پیوندهای آن ، تحقق می بخشد ؛ تا آنجا که می خواهد بینش طبقاتی یا نظریه ی برتری قومی نسبت به قومی دیگر را از میان بردارد" [3]
"دکتر یوسف قرضاوی"[4] محقق مسلمان مصری می گوید : "در مسجد امتیازات و تبعیضات مقامی ، مالی ، نژادی و رنگی ناپدید می شوند و تمام محیط آن ، از هوای پاک برادری ، برابری و محبت آکنده است. این ، نعمت بزرگی است که آدمی روزانه ؛ در میان دنیای تیره از جنگ و جدال ، پنج بار از وجود دوستی و آرامش کامل بهره مند گردد و در حالی که تفاوت و اختلاف ، خصیصه ای معمولی به شمار می رود ، از فضای مساوات برخوردار شود و در میان شعله های کینه و درگیری ها و دشمنی های بیشمار زندگی روزمره ، در محیطی سرشار از محبت قرار گیرد."
بسیاری از مستشرقین نتوانسته اند از اظهار شگفتی نسبت به نماز جماعت که وجه تمایز اسلام و الهام بخش والاترین اصول انسانی و اجتماعی مسلمانان که غیر مسلمانان تا قرن بیستم از آن بی اطلاع بوده اند ، می باشد.
"رنان" فیلسوف فرانسوی اظهار داشته است : "من به هیچ مسجدی از مساجد مسلمانان داخل نمی شوم مگر آنکه احساس خشوع و حسرت از اینکه مسلمان نیستم ، به من دست می دهد."[5]
----------------------------- پا ورقی های فصل دو -------------------------------
[1] : در کشف الخفاء آمده است : این را ترمذی از عایشه همسر پیامبر (ص) روایت کرده ولی ضعیف دانسته است ، اما شواهدی دارد که شاید خوب باشد. ج یک ، ص 145.
ادامه...
[2] : برگرفته از کتاب العباده فی الاسلام اثر دکتر یوسف قرضاوی ، ترجمه ی محمد ستاری خرقانی. تهران . نشر احسان . چاپ سوم 1379 ش.
[3] : از کتاب تجدید التفکیر الدینی فی الاسلام اقبال ، ترجمه ی عربی از عباس محمود ، ص 108.
[4] : دکتر یوسف عبدالله القرضاوی در سال 1926 میلادی در روستای الکبرای استان عربی مصر متولد شد. در 10 سالگی حافظ قرآن شد. وی از اعضای فعال اخوان المسلمین مصر بود و از اوبیش از 45 اثر به جای مانده است.
[5] : از کتاب الدعوه الی الاسلام ترجمه ی عربی حسن ابراهیم حسن و همکارش.
* فصـــل سهــــــــ
- حضور در مسجـــــــــــد ...
آنهـا کـه بـه سر در طلب کعبه دویـدند چون عاقبت الامر بــه مقصود رسیدند
از سنـگ یکـی خانـه ی اعلای معظم انــدر وسط وادی بـی زرع بدیــدند
رفتند در آن خانــه کـه بینند خـدا را بسیـــار بجستـنــد خـــدا را و ندیدند
چون معتکف خــانه شدند از سرِ تکلیف ناگــاه خطابی ، هم از آن خانــه شنیدند
کای خانه پرستان چه پرستید گِـل و سنگ آن خانــه پرستید کــه پاکــان طلبیدند
آن خانه ، دل و خانه ی خدای واحد مطلق خرم دل آنها ، که در آن خانـــه خزیدند. [1]
مسجد آن مأمن سالکان وادی معرفت و مخزن الاسرار الصلوه ؛ دیر زمانی است که جایگاهی مناسب در میان نسل جوان و مردم را دیگر دارا نیست و همچو اعماق اقیانوس همچنان ناشناخته و پیمودنی است ، در جامعه ی ما فصل مهمی باید در معرفی و بازشناسی مسجد به عنوان یک پایگاه مهم دینی و دانشگاه جامعه ی مسلمین ، در همه ی سطوح گشوده شود. رسانه ها و به خصوص صدا و سیما با شیوه های گوناگون مسجد ، حضور در آن و نماز را معرفی و یاد آوری کنند ؛ طوری که جامعه باید مسجد را به عنوان مکان و منبع قدرتی لایزال بدانند و در برابر جبهه ی فساد و بی عدالتی و کجروی که امروز بشریت و مدنیت را تهدید می کند از پایگاه و سنگر مسجد نیرو بگیرند.
مسجد باید همچو اوایل انقلاب اسلامی تبدیل به میدان مبارزه و تکیه گاه مستحکمی چه برای ذکر خدا و مبارزه با دشمنان و یک مکان امیدوار و اعتماد ساز برای نسل جوان که در این برهه از زمان بیش از پیش محتاج به درک معرفت و شناخت و عرفان الهی و معنویت هستند ؛ تبدیل گردد ، با توجه به سخنان مقام معظم رهبری که فرمودند : "باید مساجد و نمازخانه ها پاکیزه و مرتب و رغبت انگیز باشد. نماز در وقت فضیلت و به جماعت گذارده شود. در هر محیطی ، برجستگان و بزرگان آن بر دیگران پیشقدم شوند و عملا اعتنا به نماز را به دیگران بیاموزند و خلاصه در همه جا حرکت به سمت نماز – و مسجد – و شتافتن به نماز محسوس باشد." [2]
متأسفانه در زمان حال اکثرأ مساجد در غربت و تنهایی کاملأ محسوس قرار گرفته اند که گاهأ تعداد نمازگزاران این مساجد که با پول و هزینه های بیت المال به بهترین شکل بنا گشته اند و بسیار زیبا و جذاب ، پاک و مرتب گشته اند به شمارا نگشتان دست آدمی هم نمی رسد ؛ لازم به ذکر است که در حدیث آمده که : "زمانی فرا خواهد رسد که مساجد دارای تجملات فراوان می گردند ولی از جمعیت خالی" –همانا این زمان ما-!
بر سر آتش دل سوختم و دود نکرد آب بر آتش دل ریختـــم و سود نکــرد
آزمودم دل خود را به هزاران شیوه هیچ چیزیش بجز وصل تو خشنود نکرد. [3]
" همه می دانید که چقدر به ادای نماز جماعت تأکید شده است . اگر نماز را در مسجد و به جماعت بخوانیم ، ثواب بسیاری دارد و روی این سهم به مسلمانان توجه داده شده است. حال کسانی هستند که بنا به شرایط و مسائلی نتوانند به مساجد رفته و نماز به جا آورند ؛ حساب این عده جدا می باشد. اما آنهایی که جهت حضور در مساجد و بر پا کردن نماز جماعت ، مشکل و مسأله ای ندارند ، خوب است به این مهم اهتمام ورزند. این عده سعی کنند در مساجد محل شان حضور یابند. معمور بودن مساجد ، بهترین زینت و پشتوانه ی حیات اجتماعی و اسلامی جامعه است. همه ی خیر و برکات انقلاب اسلامی را از مساجد داریم. از دیگر ویژگی های ادای نماز جماعت در مساجد ، دید و بازدید و معاشرت با یکدیگر است. از این طریق است که می توان ناظر رفتارهای اجتماعی در جامعه بود. با همسایه ها ملاقات می کنید ، مبادله ی امکانات صورت می گیرد ؛ مشکلات مردم حل می شود ؛ آدمی که دوبار در طول شبانه روز در مسجد حاضر بشود و با مسائل محل خود آشنا شود ، آثار اجتماعی بسیار فراوانی را در پی دارد. افرادی ک با روحیه و با نیت خیری در مسجد حاضر می شوند ، می توانند سر منشأء ثمرات بسیاری باشند و بالاتر از آن ، حضور در مراسم نماز جمعه هاست . در جریان انقلاب و جمهوری اسلامی آشکار شد که نماز جمعه ، عمود اجتماعی انقلاب ما می باشد." [4]
امروزه در مملکت اسلامی و شیعی ایران ، متأسفانه نماز و حضور در مساجد و هیأت های مذهبی ضایع و بی حجابی و هجمه های فرهنگی آغاز می شود.
آرزویمان این است که به جایی برسیم که همانطور که خداوند به ما نعمت ولایت داده ، آن چیزهایی را که نداریم یا کم داریم جبران شود ، خصوصأ اینکه نمازهایمان مخصوص مساجد باشد ، و همه جا مسجد باشد.
آرزویمان این است که با بلند شدن صدای اذان مسجد ، بازارهایمان تعطیل شود .
آرزویمان این است که هنگام نماز « صنعوا الی ذکر الله » [5] باشیم ؛ در اهمیت حضور در مسجد همین که پیرمردی نزد پیامبر اسلام (ص) رفت و گفت : "یا رسول الله ، کورم و نمی توانم به مسجد بیایم" ؛ پیامبر (ص) فرمودند : "از خانه تا مسجد طنابی ببند."
به هر حال امیدوارم نسبت به مسجد و نماز یک غیرتی داشته باشیم ، یعنی وقتی دیدیم مسجد خلوت است ، فشار خونمان بالا بیاید و اینکه رهبر انقلاب اسلامی فرمودند : "نماز را در مساجد و به جماعت بخوانید".
«یک روز رسول اکرم (ص) دیدند نماز صبح حضرت علی (ع) نیست. خودشان رفتند و در خانه را زدند و فرمودند : "فاطمه جان! چرا علی به نماز نیامد؟" ؛ دختر گرامی پیامبر ، عرض داشت : "پدر جان! ایشان تا صبح احیاء داشتند. صبح چشمشان سوخت ، نماز را فرادی خواند و خوابید" ؛ پیامبر (ص) فرمود : "سلام مرا به علی برسان و بگو شب تا صبح بخواب ولی صبح بیایی مسجد ، بهتر از این است که شب تا صبح را احیاء بگیری و صبح نماز را فرادی بخوانی"»[6]
پایان – آذر 1385
--------------------------- پا ورقی های فصل سه ------------------------------
[1] : از دیوان شاه نعمت الله ولی (ره).
[2] : قسمتی از پیام آیت الله خامنه ای به سمینار نماز – مورخ 16/7/1370 خورشیدی.
[3] : شعری از مولانا.
[4] : قسمتی از خطبه ی اول نماز جمعه ی شهر تهران ، مورخ 19/7/1370 خورشیدی ، ایراد شده توسط آیت الله هاشمی رفسنجانی.
[5] : آیه ی یک سوره ی مبارکه ی جمعه.
[6] : قسمتی از سخنرانی حجت الاسلام محسن قرائتی ، مورخ شهریور ماه 1371 خورشیدی در شهر مشهد.
--------------------------------- منابع تکمیلی ----------------------------------
1- قرآن کریم / ترجمه ی الهی قمشه ای . تهران ؛ انتشارات ارم ، 1383ش
2- عبادت در اسلام / تألیف یوسف قرضاوی ؛ ترجمه ی محمد ستاری خرقانی . تهران ؛ نشر احسان ، 1378 ش
3- نماز نشانه ی حکومت صالحان / مجموعه ی مقالات ارائه شده در سمینار نماز مشهد ؛ سال 1370 ش . تهران ؛ نشر ستاد اقامه نماز ، 1371 ش
4- متن کامل زندگی حضرت محمد(ص) – پیامبری که از نو باید شناخت / تألیف ویرژیل کئورگیر ، ترجمه ی مهرداد صمدی . تهران ؛ انتشارات دیا ، 1343 ش
5 – سایت دفتر ریاست جمهوری ایران.
❆ دلتنگم:
دلتنگم و بر دیده اشک نشسته
مهرت به دلم رفته و شکسته
والله مرا جز تو دگر سخن نیست!
دیگر تو بیا، این دل شده خسته!
❆ دلتنگم:
مست عشق توام و، شعر فراوان گفتم
گر چه هر کلمه از سر هذیان گفتم
درد دوریت ای یار کمر می شکند
غصه مخور، که غصهٔ خود آسان گفتم
❆ ای شهیدان:
ای شهیدان، مام مدیون شماست
هر چه ما داریم از خون شماست
چون گذشتید از جان بهر وطن
هر که لیلاست، مجنون شماست.
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
سلام!
اینجا عطر دلنشین یادت هر لحظه همنشین من است. خورشید هر روز با یاد تو طلوع میکند و ماه سرخوش از نامِ زیبای تو نور میتابد.
به درخت های انار، قول دادهام وقتی تو بیایی ساعت ها برایشان شعر بخوانم و ساعت ها میخکوب نگاه مهربان تو باشم.
باور کن عطر خوش حضورت تمام گلهای عالم را مست کرده، من به کنار، خودت بهتر میدانی بی تو نفس کشیدنم بند میآید.
از تو چه پنهان این روزها، سرگرم سرودن شعرهایی هستم پر از اشک، پر از آه. قدمی از سوی تو کافی است تا تنِ شعرهایم به لرزه بیفتد. ماندهام چه کردهای که تمام گنجشکهای شهر هم تو را به خواب میبینند؟!
لیلای مهربانم، اگر خواستی برایم نامه بنویسی به همراه آن، عکسی دیگر بفرست. عکس قدیمیات را در جیب پیراهنم گذاشتهام، تا قلبم آرام بگیرد.
لاکردار این قلبِ بیتابِ من، دیگر طاقت دوری تو را ندارد... زودتر خودت را برسان!!!
گل وجودم تشنه در حسرت شبنم حضور توست.
سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
شُکر تو رو خدا
که دادی به ما
ای خدا جونم
ای مهربونم
این همه نعمت
در اوجِ کثرت
تگرگ و بارون
برفِ زمستون
جنگل و دریا
دریا و صحرا
کوه های بلند
عسلِ چون قند
گندم و ذرت
این همه نعمت
تو دادی به ما
شکر تو رو خدا.
سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
مرگ است
آن لحظه که تو
ق
د
م
ق
د
م
دور میشوی از من
و دیگر نمیآید
جز خیالت
هیچ چیز به کار من...
و میان من
تا رسیدن به تو
تنها
سکوت است
که دم میزند
در آن هنگام
که تو
لب فرو بسته ای به حضور پر حرفت...
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
❆ فانوس شب:
گم میشوم!
در میان ازدحام خیالاتم
سالهاست تو،
چنان فانوسی در شب
تنها نقطهٔ امیدم هستی.
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_هاشور
#شعر_هاشور_در_هاشور
یک)
درخت خیالم
پر از آرزوهای کالِ تو
دو)
خیالم خیس
زیر باران تنهایی
سه)
آغوش گرم تو
پایان انجمادِ یک تنهایی
چهار)
خواب هایم یتیم
بی رویایِ تو
پنج)
خواب ابر
تشنگی بیابان
شش)
حنجره ی پنجره
صدای عاشقی من
هفت)
از بخت سیاهم
آسمانم اسیر تاریکی
هشت)
سکوتِ تو
شکستِ دیوار صوتی
نه)
در التهاب جنگ
چشمان صلح نابینا
ده)
از دندان های تیز طمع
پیرهن عاطفه تکه پاره
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
بهروز وندادیان
استاد بهروز وندادیان متولد ۱۳۱۸ خورشیدی، شاعر و داستاننویس گیلانی با پدر و مادری اصالتأ آذری(باکو جمهوری آذربایجان) است.
ایشان درباره اولین مرتبه که شعر گفتند، چنین گفته است: "زمستان سال ۱۳۳۴ خورشیدی در مسیر برگشت از مدرسه به مغازه پدرم، ناگهان شعری (در دفتر لغت فرانسهام) نوشتم، چند روز بعد در دفتر انشاء مدرسه یک بیت شعر نوشتم. بخاطر دارم همکلاسی نابغهای به نام "کامران فیلسوفی" داشتیم که بعدها استاندار شیراز شد. او مرا به "منوچهر کلاهگر" که آتش تخلص میکرد و کلاس آخر دبیرستان بود معرفی نمود. منوچهر طی چهار یا پنج جلسه زنگ تفریح مدرسه مرا به موازین شعر کلاسیک آشنا کرد، در سال ۱۳۳۶ خورشیدی، اولین غزلام در مجلهای بنام در پایتخت که "دکتر صبور" عهدهدار صفحه شعر آن مجله بود، چاپ شد. از سن ۱۸ یا ۲۰ سالگی به شعر نیمایی روی آوردم. نیما یک تحول بزرگ بود، شعر نیما آغاز راه تحولات بعدی شد".
ایشان دربارهٔ سبک شعری خود میگویند: "من با هر روند زیبایی که پیش بیاید به آن طرف میغلتم، ایده من فرق نمیکند ولی اسلوب و روش ممکن است فرق کند. من یک نجاری هستم که یک میز را گرد نمیسازم!. طوری میسازم که شما وقتی میبینید بخرید، یک چیز جدید که باعث میشود از عادتتان بیرون بیایید، شعر من عادتی نیست!. دوست دارم مخاطبم عادتهای ذهنش را کنار بگذارد و به طرف یک چیز نوتری برود".
ایشان، در طول ۶۰ سال شعر و شاعری، فقط مصرفکننده نبوده است. همانطور که نیما شعر نو را به وجود آورد و شاملو شعر سپید را، ایشان [هاشور] و [یکشاخهچندجوانه] و [غزل از نوع سوم] را به وجود آوردند و این فقط مختص ایشان است و در ایران و هیچ جای دیگر چنین شعری وجود ندارد.
جناب وندادیان، در بیشتر جشنوارهها و همایشهایی که تشکیل میشد شرکت کرده است، و جوائز مختلفی هم گرفتهاند. از جمله در چندین دورهٔ کنگره سراسری شعر کویر در اَبَرکوه (بهار ۱۳۸۶) - همایش دانشگاه آزاد تهران(آبان ماه ۱۳۸۶) - همایش شعر و موسیقی جوان(۲۰ آذر ماه ۱۳۸۱) - اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی تهران، اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان ورامین و انجمن شعر و ادب ورامین (شهریور ۱۳۸۵) و...
از ایشان چندین اثر به چاپ رسیده است. از جمله؛ "خاکسترهای گیج ماه" - "قاصدکهایی که خواب ندارند" و...
شعرهایی از ایشان:
- یک نفر خورشید:
یک نفر باید بیاید، یک نفر خورشید
تا بباراند طلوع بیشتر، خورشید
میدمد از زمهریرى سخت، شعر من
با ظهور مهربانیهاى در خورشید
از ضریح جمعه موعود میآید
با دخیل واژههاى شعلهور، خورشید
حس باران بر زمین نسلهاى چاک
التیام ریشههاى محتضر، خورشید
ناگهانِ سهم بودن در افون شک
میزند جرثومهها را با تبر، خورشید
تیغ سوگ گردن دژخیم در کابوس
بسته بر توصیف ادراک کمر، خورشید
میوزد تصویر ماه از دامن میخک
میرسد با قاصدکها همسفر، خورشید
میشناسم شیهه اسب سفیدش را
یک نفر باید بیاید، یک نفر خورشید
- هاشور:
دیگر چه طور می توانم از باران بگذرم
همه ی دفتر را پر کرده ام
از نفس خیس خودم
و نام تو
دیگر چه طوری می توانم از باران بگذرم؟
- غزل:
تو، دریا و – دریا، تو و- صبح زمزم
فراروی آیینه، متنی منظم
حدیثی که خورشید را تا زمین راند
به دنبال یک خیزش از روح شبنم
گره خورده خلخال پا با علف، در
گذرگاهی از رد باران نم نم
افق خم شد و روی گلدان فرو ریخت
تو را ساقه ی شال با خاک درهم
من ز ازدحام سکوتی که می سوخت
گرفتم خطی تیشه از نسل آدم
تو را آفریدم به تندیسی از شعر
من و سومنات و ... و قاری مجسم
هبوطی پدید آمد از طیف اکلیل
چنین شد که حالا تو را می پرستم
- هاشور:
از آن بالا
صدای غازهای وحشی می آید
آسمان
رها کرده
بادبادک هایش را
- عشق تو:
عشق تو، در بیان نمیگنجد
شوق من در جهان نمیگنجد
سینه من، فراخنای غمت
در کسی این توان نمیگنجد
در مقام تو ای حدیث بلیغ
رأی پیر و جوان نمیگنجد
قصه عاشقانه من و یاران
در این داستان نمیگنجد
به هوای تو آرزومندیم
جان در این آستان نمیگنجد
°°°
به همت:
#سعید_فلاحی (زانا کوروستانی)
- زمستان:
آنجا را نمیدانم
ولی اینجا بی تو
زمستان است
سرد
سوزناک
بی پایان...
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#هاشور_در_هاشور
#شعر_کوتاه
❆ هیزم:
جز تلی هیزم
از درخت وجودم
نمانده هیچ!
خُرد شده ام زیر تبر تنهایی
تمامم کن دیگر
یا بسوزان
یا که بیا!
❆ ققنوس:
در عشقت هزار بار بمیرم
و هزار باره زنده گردم
بس که دوستت دارم
مگر نه اینکه خورشید
ققنوس وار
هر غروب در خون خود میسوزد
تا که فردا باز
از خاکستر خویش طلوع کند.
❆ پاییز:
پاییز فصل شاعرانه هاست؛
با نغمه ی باد
و آواز کلاغها
در میان رقص برگ ها
کم بهانهای نیست،
برای شاعر شدن
پاییز!
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_کوتاه
┏
تو مبتلا به دوستت دارمی شده ای کشنده
بر لب های کبودِ مردی مسلول
اما باور کن
تو را
با همه دوری ات
که قِدمَتِ درد است
دوست دارم!
ای سکوت لاجوردی مسموم،
تنهایی چُنان ضخیم،
میان آغوش کوهی از غربت
باور کن
چشم های من هرگز
به خمیازه کسل کننده ی روزهای هفته
اعتنا نکردند
و هر روز مصرانه
مشتاق دیدارت هستند
کاش توان گفتنت بود
و میگفتی،
چگونه است
که دلْ تو را
مثل یک مادیان می دَوَد؟
در میان خیل عاشقان هزار ساله ات
اما تو دل به قاطری لنگ سپردی
در مسیر سلاخخانه!!!
کاش باورت شود
اندوه من،
آن اندوه چند هزار سالهٔ من
هنوز قامت راست دارد
و امیدم
در گوشه ای از گورستان متروک شهر
فرو رفته است.
سعید فلاحی (زانا کوردستانی)