زندهیاد "بهمن کرمالهی" در ۲۶ بهمنماه سال ۱۳۵۲ در محلهی گرداب سنگی (میدان تختی) شهر خرمآباد دیده به جهان گشود.
بانو "هیژان کمال" (به کُردی: هێژان کەماڵ) با نام کامل "هیژان کمال کمال" شاعر کُرد، زادهی ۱۱ آوریل ۱۹۸۴ میلادی در اقلیم کردستان است.
(۱)
خودا دهزانی تو
جهند له دلی دایکم ئهجی
کاتی میهرهبانی ئاو
بو زهوی باس ئهکا.
◇
خدا آگاه است،
که تو چهقدر شبیه مادرم میشوی،
که از مهربانیهای آب
برای زمین نجوا میکنی.
(۲)
تۆ بەڵینی هاتنت بدە
تا دەرگاکەم
بۆ هەمیشە کراوە بێ.
◇
تو مژدهی آمدنت را بده،
تا در خانهی من
برای همیشه باز بماند.
شعر: #هیژان_کمال
برگردان: #زانا_کوردستانی
آقای "رسول یونان" متولد ۱۳۴۸ شاعر، ترانهسرا، نویسنده، نمایشنامهنویس و مترجم ایرانی، زادهی سال ۱۳۴۸ خورشیدی، در دهکدهای کنار دریاچهی ارومیه است.
استاد "ماشا اکبری" شاعر و نویسنده و کنشگر اجتماعی، لرستانی، زادهی نخستین روز سال ۱۳۴۷ خورشیدی در قیلاب در میان خانوادهای ایلیاتی است.
کتاب "آنجا که زنبقها میشکفند" رمانی جذاب به قلم "ورا کلیور" و "بیل کلیور" و جزو صد اثر برتر ادبیات کودک و نوجوان در قرن بیستم محسوب میشود.
زندهیاد "میر شمسالدین ادیب سلطانی"، پزشک، فیلسوف، زبانشناس، نقاش، نویسنده و مترجم متون مهم ادبی و فلسفی ایرانی، زادهی سال ۱۳۱۰ خورشیدی، در تهران بود.
بانو "پری رحیم صالح" مشهور به "پری قرەداغی" شاعر، نویسنده و کارمند دولت اقلیم کردستان، زادهی ۱۱ مارس ۱۹۷۲ میلادی در محلهی چاوساغ سلیمانیه است.
بانو "گلی داودی" با تخلص "هیوا" شاعر سیستان و بلوچستانی، زادهی یک شهریور ماه ۱۳۶۰ خورشیدی، در شهر بمپور است.
بانو "فرسا خانجانی عمران"، شاعر مازنی، زادهی سال ۱۳۵۸ خورشیدی، در بابل است.
زندهیاد "کاظم تینا تهرانی" معروف به "ک. تینا" زادهی سال ۱۳۰۸ خورشیدی، در محلهی عودلاجان تهران، از داستاننویسان ایرانی است که تاکنون، آن چنان که شایسته است، کارهایش دیده نشده است.
آقای "مازیار نیستانی"، شاعر، نمایشنامهنویس، مترجم و منتقد ادبی، شهریور ۱۳۶۰ خورشیدی، در کرمان دیده به جهان گشود.
زندهیاد "مصطفی شیرزاد" نقاش برجسته کُرد، زادهی سال ۱۳۲۰ خورشیدی در مهاباد بود، که در بیش از شش دهه فعالیت هنری خود، ضمن خلق آثاری نفیس، در تربیت و راهنمایی جوانان و علاقهمندان به هنر نقاشی و طراحی نیز تاثیر بسزایی داشته است.
آقای "جوان هاجو" (به کُردی: جوان هاجۆ - Ciwan Haco) خوانندهی مشهور کُرد است.
استاد "ستار احمد" (به کُردی: ستار ئەحمەد)، شاعر، نویسنده و روزنامهنگار کُردزبان در سال ۱۹۶۲ میلادی، در شهر کرکوک دیده به جهان گشود.
از او تاکنون ده کتاب شعر و داستان به زبانهای کُردی و عربی به چاپ رسیده و هشت کتاب دیگر آمادهی چاپ دارند.
▪نمونهی شعر:
(۱)
در جستجوی تو،
همچون پروانه، به پرواز در میآیم
و خودم را میگویم: شاید همچون گلی
در باغچهای بیابمت.
جایی نمانده که برای یافتنت نگشته باشم
و نیافتنت، زخمی بر روح و جان من نشده باشد!
برگ برگ درختان را میبوسم
به این امید که اثری از تو بر آنها نشسته باشد!
دست آخر، وقتی از جستجویت دست برداشتم که
بلبلی نحیف و لاغر یافتم
که در آشیانهاش جان سپرده بود
با اشکهای پاکم غسلش دادم،
چونکه یقین داشتم، در فراق تو جان سپرده...
(۲)
در میان طوفان، نسیم میشوم و میگیرمت!
در رویای پاییزی گنجشککان
روح بیمار من میشوی
و تا سحرگاه مبتلای گریه و زاریام میکنی!
در شعر، آواز و سرود میشوی و
نغمههای عاشقانه را برایم زمزمه خواهی کرد!
در عشق، تیری زهرآلود میشوی
و دل و جانم را بیپروا از هم خواهی درید!
در وقت و زمان، آخرین نفس نفس زدنهایی!
تو جان منی که آرامشم میدهی
تو تنی برای جان من،
مبتلای همیشگی به توام
ای همه کار و بار من...
شعری برایت نوشتم
از برم رفتی و
تو را بە رویا کشاند
بدون اینکە نامەای برای من به جای بگذاری
آنگاه مستانه در میان شعرهایم به رقص در آمدم
ای زن آسمانی،
ای فرشتهی زمینی.
(۳)
کلماتم نامه میشوند
و نامههایم جلوی آیینهی بالای اتاقت
پشت عینکشان به نظارهات مینشینند،
ولی تو آنها را نمیخوانی
و آنها زیر پایت، برگ برگ، تکه پاره میشوند
و حالا دیگر خونابهی آن نامهها، شعرهای من است
که اتاقت را سرخ کرده
و یک یک وسایلش را همرنگ چشمانت و
روح شیرینت...
بنگر!
اکنون دیوار حیاط خانهیتان و درختهایش،
همچون شعر و غزل زیبا شدهاند...
اما، تو هنوزاهنوز،
با عشق و عطر شعر، در تقابلی و
و هرگز روح سرکش این شاعر را درک نخواهی کرد؟!
آیا نمیبینی؟!
موی و زلف بورت،
آواز عشق و رنج و محنت من است!
آن دم که با هر نسیم به پیچ و تاب در میآیند...
شعر: #ستار_احمد
برگردان به فارسی: #زانا_کوردستانی
استاد "علیعسکر غنچه"، شاعر، منتقد و پژوهشگر ادبی خوزستانی، زادهی سال ۱۳۳۳ خورشیدی، در شهرستان ایذه است.
آقای "نعمت مرادی کاکاوندی"، شاعر، نویسنده و روزنامهنگار ایرانی، زادهی سال ۱۳۶۰ خورشیدی در خرمآباد و بزرگ شده هرسین است.
زندهیاد "بیتالله گونەری"، مشهور بە "بیتوجان"، ترانەسرا، خواننده و آهنگساز و مبارز نامدار کُرد، زادهی سال ۱۹۵۵ میلادی، در فارقین کردستان ترکیه (باکور) بود.
بانو "قدمخیر قلاوند" فرزند "قندی" از طایفه بزرگ قلاوند دریکون، از شیرزنان تاریخ ایران و لرستان
بانو "صالحه واهب واصل" شاعر افغانستانی، در سال ۱۳۳۹ خورشیدی۱۹۶۰) میلادی) در شهر کابل دیده به دنیا گشود.
زندهیاد "صمد شعبانی" شاعر، نویسنده و نمایشنامهنویس ایرانی در سال ۱۳۳۶ خورشیدی دیده به جهان گشود.
دکتر "کامران بدرخان" فرزند "امین عالی بدرخان" از رجال برجسته ادب و لغت کُرد و از پایهگذران روزنامهنگاری کُردی است. او با برادرش مرحوم "جلادت عالی بدرخان" سهم بسزایی در انتشار مجله (هاوارو روناهی) در فاصله سالهای ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۴ میلادی در دمشق داشت.
بانو "آواز سامان" شاعر کُرد، زادهی اربیل عراق است.
او از جمله شاعرانیست که شعرش در کتاب آنتولوژی شعر زنان کُرد که به زبان فرانسه چاپ و منتشر شده، گنجانده شده است.
▪نمونهی شعر:
(۱)
حرفهایت،
مرا به زیر سایهی ایوان خانهی قدیمیمان میبرد
همان خانهای که پر از زنگار خاطرات است.
تو دیر کردی و وقتی آمدی
مرا در در آیینهی شکستهی اتاقت دیدی!.
میان برگهای دفتر کهنهی شعرهایت!
و کلماتت را دستهگلی کردی و
افشاندی بر زنانهگی من.
آن دم مشتاق سماع با تو بودم
رقص بر نوک پنجههای پایم
تا گرداگرد تو بچرخم
در آستانهی آن ایوان خانهی قدیمیمان!
چه روزهای خوبی بود
گرچه هر روزش بوی تنهایی میداد.
تو بیا بنگر
چه کسی سختیهای آن زن را پایان بخشید و
خاطرات تلخش را
در میان آن خانهی قدیمی جا گذاشت
موهای ریختهاش را بر شانههای پنجره نشانید!
بیشک پیش از آن هم قلب من
دست نیازت را خواهد گرفت
و دست رد بر قلب زخمی تو نخواهد زد.
آه...
که زخمهای دلم دیر التیام خواهند یافت
در این زمانه که تمامی لبها پوچ و شکستهاند...
دیگر برگرد! بازآ!
فقط تو میتوانی
در این جنگل، زنی را بفهمی و
عشق را بر سنگی بر افرازی...
(۲)
من و تو
ساکن دو ستارهی دور از هم هستیم
که هر لحظه چونان پروانه، دنبال هم میگردیم
در سرزمینی پر از ترس و فوبیا
در سرزمینی پر از زخم و خشونت
به دنبال جاهایی هستیم که هیچگاه به آنجا نمیرسیم.
(۳)
من از نگاههای تو پرستش را آموختم،
یاد گرفتم که از ترس اشکهای تو
خویش را در میان چشمهایت پنهان کنم.
اکنون، تو بهانهای برای من پیدا کن
تا باورهایم رنگ نبازند
منی که بیاختیار و ناخودآگاه
به تو پناه میآورم
منی که از خویش دست کشیدهام
در پناه پرستش تو...
من از دنیایی دیگر و
تو از سرزمینی دیگر
به هم میرسیم...
تو از دور
و منم نزدیک نزدیک قلب تو
یک زندگی عاشقانه را
در یک وجب جا بنا خواهیم کرد.
(۴)
ای یار...
بیصدا میخوانمت!
چون دلباختهی تو شدم،
روحم را هم به تو سپردم،
حالا، تا شب و روز سر جای خود باقی بمانند
پناه بده مرا!
که هیچ نمیفهمی از اشک و زاری من!!
تویی که آمدی و پای بر قلبم نهادی و تکه تکهاش کردی...
اما من توانستم
در میان آن همه نفرت و کینه باز دوستت بدارم.
شعر: #آواز_سامان
برگردان به فارسی: #زانا_کوردستانی
بانو "سعاد محمد صباح" شاعر، نویسنده و منتقد کویتی زادهی سال ۱۹۴۲ میلادی است.
استاد "نادر چگینی"، شاعر قزوینی، زادهی چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۴۳ خورشیدی، در آبیک است.
کتاب "دلفینی در خوابهای خیسم" مجموعه اشعار اوست.
استاد "احمد باقریپور فلاح" معروف به "مهرداد فلاح"، شاعر نوگرا، مترجم و منتقد ادبی معاصر ایرانی، زادهی سال ۱۳۳۹ خورشیدی در لاهیجان و اکنون ساکن تهران است.
ادامه مطلب ...
زنده یاد "هادی پیشرفت"، فرزند "مهدی" و چون زندگی آمیخته با رنجی داشت تخلص خود را "رنجی" انتخاب کرد؛ شاعر ایرانی است، زادهی سال ۱۲۸۶ خورشیدی در تهران. در ابتدا نام او "هادی بن مهدی تهرانی" بود که بعدها نام خانوادگی "پیشرفت" برگزید.