انجمن شعر و ادب رها (میخانه)

انجمن شعر و ادب رها (میخانه)

شعر و ادبیات و کمی سیاست
انجمن شعر و ادب رها (میخانه)

انجمن شعر و ادب رها (میخانه)

شعر و ادبیات و کمی سیاست

برگردان شعری از نه‌زار نژند


کە بە تەنها بووم و بیرم لە تەواوی ئەمڕۆ کردەوە 

بیرم کەوتەوە لە چەندەها، 

دێڕی نامە کە بۆم هاتبوو

نوسرابوو، 

تۆ لە جێی دڵ بەردت لە سینەت هەڵگرتووە

بەڵام نەیان زانی منیش ڕۆژانێک لە جیاتی بەرد 

دڵم لە سینەم هەڵگرتبوو...!


◇ برگردان فارسی:


تنها بودم و لحظات امروز را به یاد آوردم 

یاد مدت‌ها قبل افتادم

نامه‌هایی که برایم آمده بود

و در آن نوشته بودند:

تو بجای دل، سنگ در سینه‌ات گذاشته‌ای

اما آنها نمی‌دانستند من هم چند وقتی‌ست به جای سنگ

دل را از سینه در آورده‌ام.




شعر: نه‌زار نه‌ژند (شاعر کورد اقلیم کوردستان) 

برگردان: زانا کوردستانی

برگردان چند شعر از رحمان عزیزی بیرانوند

▪برگردان چند شعر از "رحمان عزیزی" شاعر لک‌زبان، توسط "لیلا طیبی(رها)"



"رحمان عزیزی بیرانوند" شاعر لک زبان لرستانی، زاده‌ی ششم بهمن ماه ۱۳۶۴ خورشیدی در شهرستان بروجرد است.

او دیپلم علوم انسانی دارد و در سرایش غزل و دوبیتی لکی تبحر بسیاری از خود نشان داده و از چندین جشنواره مختلف تقدیرنامه دریافت کرده است.


  ادامه مطلب ...

برگردان شعری از نه‌زار نه‌ژند

[زوجای قەلبم] 


وێنای ئەوەم نەکردبوو

کە غەرەزت بە پەنهانی بێت

زوجای قەلبم بە دەستی تۆ 

وورد و خاش بێت

وێنای ئەوەم نەکردبوو

کە ڕوخساری هەیڤ ئاسات

بۆ قەلبی من دەیجوری بێت 

دەسا وەرە ئەی عوشای قەلبی زامدارم

لە هەمێزت وونم بکە 

بە دەستی خۆت تیماری دەردم بکه

زامەکانی قەلبی پارە پارەم چارە بکە 


 ◇ برگردان فارسی:


[شیشەی قلبم] 


تصور آن را نداشتم 

که قصدت دوری از من باشد 

شیشه‌ی دلم به دست تو

شکست و خرد شد

تصور آن را نکردم

که چهره‌ی ماه‌گونه‌ات

برای قلب من تاریکی بیاورد 

پس بیا ای معشوقه‌ی قلب شکسته‌ام

در آغوشت جایم بده

و با دستانت درد‌هایم را درمان کن

و زخم‌های قلب پاره پاره را شفا بده.




شعر: نه‌زار نه‌ژند (شاعر کورد اقلیم کوردستان) 

برگردان: زانا کوردستانی

احمد باباحاجیانی

استاد "احمد باباحاجیانی"، متخلص به "نادر" نویسنده و شاعر و نقاش رئالیست، زاده‌ی ۲۲ آبان ماه ۱۳۳۳ در سنندج و اکنون ساکن تهران است.
 
ادامه مطلب ...

ابوالقاسم شابی

"ابوالقاسم شابی"، شاعر ملی و ضد استعمار تونس، زاده‌ی ۲۴ فوریه ۱۹۰۹ میلادی، در شهر توزر است.  

  ادامه مطلب ...

برگردان پنج شعر از لیلاطیبی

برگردان پنج شعر از #لیلا_طیبی به زبان لری (گویش نهاوندی)



(۱)

تنها؛

خیابان‌هاے تهران را زیر پا می‌گذارم.

می‌اندیشم:

دخترکان لبنانی،

پاے درخت‌هاے سیب،

یا،

دوشیزگان فلسطینی،

در سایہ‌سار پرتقال‌ها

با کدامین کابوس معاشقہ دارند؟!


◇ [برگردان]


تَنیا؛

خیاوونا تیرونَ زیرِ پا مَلِم.

فکر موکونم:

دخترا لبنانی،

پا دارِ سیف،

یا،

دخترا فلسطینی،

ژیر سایِ دارِ پرتغال

وا کامی خواوو عاشِقی موکونَن؟!


■□■


(۲)

وقتی کہ نیستی؛ 

دلم،،،

اسیر زمستان ست...

کاش،

بادست‌هایت،

کمی بهار بیاورے!


◇ [برگردان]


و هَر وقت که نیسی؛

دِلِم...

زالنه زِمِسونَ!

کاشی

وا دَسات

کَمی بُهار بیاری...


■□■


(۳)

درختی کہ میوه نمی‌داد!

باغبان،،،

با اره بوسید، 

گلویش را...


◇ [برگردان]


داری که بار نِمِدا!

باغِوو،،،

واردِ اَرَ،

حلقِشَ وا ماچی بُری...


■□■


(۴)

زخمی‌ عمیق دارد،

درخت عمر من از

تبر تنهایی!


◇ [برگردان]


سِنُ قیل داره،

دارِ عمرِ مَ

اَ تَوَرِ تَنایی!


■□■


(۵)

کاش،،،

کسی بپرسد:

چرا لبخندهاے تو؛

اینقدر بی‌رنگ است؟!

و من،،،

همہ چیز را

بیاندازم گردن تنهایی!


◇ [برگردان]


کاش،،،

کسی اَزِم بَپُرسَ:

چونه خَنِ تو؛

اِنقَ بی رَنگِ روَ؟!

مِنَم،،،

هَمَ چینَ

بِنازِم شُنِ مِل تنایی!




#لیلا_طیبی (رها)




ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن:

[برگردان اشعار توسط خود شاعر صورت گرفته است]

فراز بهزادی

زنده‌یاد "فراز بهزادی" شاعر و منتقد ادبی و مدرس دانشگاه، کارشناس ادبیات نمایشی و دانشجوی رشته علوم ارتباطات اجتماعی در مقطع دکتری، در سال ۱۳۶۰ در خانواده‌ای ادیب و شاعرپرور از منطقه دشتی استان بوشهر متولد شد. او نخستین شعرهایش را در مطبوعات بوشهر و ایران از جمله نسیم جنوب و کارنامه منتشر کرد.
 
ادامه مطلب ...

آواره همدانی

استاد زنده‌نام "مهدی تعجبی" متخلص به "آواره همدانی" شاعر ایرانی ساکن فردیس کرج، در سال ۱۳۱۹ خورشیدی، در شهر همدان به‌دنیا آمد.

او از ۱۲ سالگی شروع به شعر گفتن ‌کرد و در اشعار طنزآمیز خود، روزگار خود و مشکلات آن دوره را به ورطه نقد ‌کشید.

  ادامه مطلب ...

برگردان شعری از رها فلاحی به زبان هورامی

برگردان شعری از #رها_فلاحی به زبان هورامی*




از همه‌ی عروسک‌هایم پرسیدم،

نه! هیچ کدام

[دوست داشتن] 

             --نمی‌دانستند!

جه گِرد وه ویلکه‌کا پرسام، 

نه! حیچ کامشا 

(وه شه ویسی) 

نه زاناشا!



شعر: #رها_فلاحی 

برگردان هورامی: #سیدفریدسلیمی



ـــــــــــــــــــــــــــــــ

*پ.ن:

هورامی (اورامی) یکی از گویش‌های شاخه‌ی گورانی زبان کوردی است.

هورامان سرزمینی است در دو کشور ایران و عراق که میان مناطق کوردنشین میباشد. هورامی‌ها در ایران در دو استان کرمانشاه و کردستان و در عراق در استان سلیمانیه حضور دارند که به سه بخش اورامان لهون به مرکزیت شهر پاوه، اورامان تخت و اورامان ژاورود تقسیم می‌شود، تمرکز اصلی اورامی زبانان در دو شهر پاوه و سروآباد و اقلیت قابل توجهی در شهر مریوان در ایران و شهر حلبچه در عراق است. هورامی‌ها در شهرهای کرمانشاه، سنندج، قروه، زاغمرز(چهارقلعه)، دماوند، سلیمانیه، اربیل و بغداد جمعیت قابل توجهی دارند.

فؤاد معصوم رئیس‌جمهور سابق کورد عراق از جمله گویشوران مهم و شناخته شده هورامی بود.

(ویکی‌پدیا فارسی)

خیانت

وقتی مرد از خانه خارج شد؛ او دزدکی وارد خانه‌اش شد. زن با دیدنش از خوشحالی، در پوست‌اش نمی‌گنجید. عشق‌اش را بوسید و به آغوش کشید. تا ظهر با هم به معاشقه پرداختند و ظهر قبل از بازگشت مرد، از خانه‌ خارج شد. 

سه ماه بود با مریم آشنا شده بود و حدود یک ماهی می‌شد هر روز بعد از خروج شوهرش به سراغش می‌رفت.

در راه به زرنگی خودش احسنت می‌گفت و به برنامه‌ی فردایش با مریم فکر می‌کرد.

چند خیابان آن طرف‌تر خانه داشت. وقتی وارد خانه‌ شد. برگه‌ای کاغذ را روی تخت خوابش دید. دست‌خط زنش بود.

- من در کنار تو عشقی حس نکردم. دنبالم نگرد من با عشقم برای همیشه از این شهر رفتیم!.


 

#زانا_کوردستانی

روشن رامی

زنده‌نام "روشن رامی" فرزند بهرام، از شاعران نوپرداز معاصر اصفهان، در ۷ اسفند ماه  ۱۳۱۵ خورشیدی، در نظامیه‌ی محلی در اطراف اهواز دیده به جهان گشود.
 
ادامه مطلب ...

توفیق محمودی

زنده‌یاد "توفیق محمودی" مشهور و متخلص به «ئوستا» شاعر، نویسنده و معرقکار پیشکسوت کورد، در سال ۱۳۰۲ هجری خورشیدی در شهرستان جوانرود به دنیا آمد.

  ادامه مطلب ...

کتایون ریزخراتی

کتایون ریزخراتی 

بانو "کتایون ریزخراتی" شاعر، نویسنده و کارشناس علوم آزمایشگاهی، زاده‌ی سال ۱۳۵۶ خورشیدی است.
 
ادامه مطلب ...

مرغ دم حنایی

توی روستای شلم‌رود، یک مزرعه‌ی سرسبز و خوش‌ آب و هوا بود. داخل مزرعه, مرغدونی‌ای بود که بیست مرغ و خروس کوچک و بزرگ و رنگارنگ آنجا لانه داشتند.

  ادامه مطلب ...

یاد تو

#هاشور ۱۵۰

یادِ تو،،،
دردی‌ست مچاله!
در قفسه‌ی سینه‌ام-
آغشته ی یک تنهایی‌ی 
                       --بی‌
                        پایان!


 #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)

احمد عارف

احمد عارف، شاعر آناتولی


"احمد عارف" شاعر و روزنامه‌نگار کُرد-ترک با نام اصلی "احمد حمدی اوتال" در ۲۳ آوریل ۱۹۲۷ میلادی در آمد (دیاربکر) ترکیه دیده به جهان گشود. 

پدرش "عریف هیکمت" از مهاجران ترکمن اهل کرکوک و مادرش "ساره" کُرد بود. او کوچکترین فرزند خانواده‌ای با هشت فرزند بود. در کودکی مادرش را از دست داد. برای همین هیچ‌گاه مادرش را به خوبی نشناخت.   ادامه مطلب ...

فاصله‌ها

#هاشور ۱۴۹



دورم از تو وُ؛

--فاصله‌ها،،،

در گلویم'

      بُغض می‌کارند!


 


 #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)

متروکه

#هاشور ۷۹

متروک و خرابم،
چنان منزل عارف!
کویی؟!
کجایی؟!
که آبادم کنی تو...
 

#لیلا_طیبی (رها)

_____
پ.ن: 
خانه عارف قزوینی مربوط به دوره قاجار است در قزوین، محله حمدالله مستوفی، «کوچه، خیابان» صوفیان محله پنبه ریسه که انتهای آن «کوچه، خیابان» به خیابان باغ دبیر، راه پیدا می‌کند قرار دارد.

پنجره‌ها

#هاشور ۱۴۸


به پنجره‌های شهر،
      --سرک کشیده ام.
اما تو،،،
پشت هیچ پنجره‌ای؛
                   نیستی! 

 
 #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)

ای بی‌نهایت!

#هاشور ۷۸

ای بی‌نهایت!
--وقتی ندارمت،
قلبم خلائی‌ست
پُر ناشدنی!
        
 
#لیلا_طیبی (رها)

پرویز ذبیح غلامی

"پرویز ذبیح‌غلامی" شاعر کورد زاده‌ی سنندج است.
او مقام برتر نخستین جشنواره شعر و کتاب برتر کوردی که به همت شورای اسلامی شهر مریوان برگزار شد؛ در سال ۱۳۸۳ خورشیدی را به دست آورده است.


 
ادامه مطلب ...

جملیه سادات کرامتی

زنده‌یاد، "جمیله سادات (زهرا) کرامتی" شاعر خراسانی، صفحه آرا و طراح روزنامه شهر آرا، از اعضای فعال و جوان انجمن شعر امین، مسئول برگزاری شعر طنز نارنجک حوزه هنری، انجمن شعر آفتابگردان و مسئول برگزاری شب شعر قیام قاسم بود.

  ادامه مطلب ...

مسعود فلاحی دالوند

استاد "مسعود فلاحی دالوند باجول‌وند" متخلص به "کنعان" شاعر لُر ایرانی، در نخستین روز شهریور ماه ۱۳۵۷ خورشیدی در شهر اندیمشکِ استان خوزستان در میان خانواده‌ای لرستانی از طایفه‌ی دالوند دیده به جهان گشود.
وی دیپلم ادبیات دارد و هم‌اکنون کارمند راه آهن اندیمشک است. او از کودکی علاقه زیادی به موسیقی و شعر داشت؛ و همین علاقه سبب شد که به شعر و ادبیات گرایش پیدا کند. 
 
ادامه مطلب ...

سراپا شعرم!

#هاشور ۷۷


سراپا شعرم،

آه،،،

کسی نمی‌خواند مرا! 


 

#لیلا_طیبی (رها)

آزیتا قهرمان

خانم "آزیتا قهرمان"، شاعر، نویسنده و مترجم ایرانی، ساکن استکهلم سوئد، زاده‌ی ۱۴ فروردین ماه ۱۳۴۱ خورشیدی در مشهد است.

  ادامه مطلب ...

رزا جمالی

بانو "رزا جمالی" شاعر، نمایش‌نامه‌نویس، منتقد ادبی  و مترجم ایرانی، زاده‌ی ۲۸ آبان ۱۳۵۶ خورشیدی در تبریز است. دوران خردسالی‌اش را در گیلان گذراند، کودکی را در کرمان و اهواز و اصفهان و مدرسه‌ی  راهنمایی و دبیرستان را در شهر تهران به پایان رساند بعد از آن  به دانشگاه هنر رفت و در دوران کارشناسی در دانشکده‌ی سینما و تئاتر ادبیات نمایشی خواند و بعدها مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته‌ی ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران گرفت.

  ادامه مطلب ...

احمد دریس، شاعر آبادانی

"احمد دریس"، کارگر پالایشگاه آبادان، شاعر و مترجم ادبیات عرب، زاده‌ی دهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۲ خورشیدی، در روستای "مغیطه"، از توابع شهر آبادان است. 
 
ادامه مطلب ...

آمدنت

❆ آمدنت:


آمدنت

بر هیچ کوچه ای

عیان نیست

به سرت نزند

بی خبر از کوچه ی ما بگذری


#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)

#شعر_کوتاه

#هاشور

 


سیمین چایچی، شاعر سنندجی

استاد بانو "سیمین چایچی" شاعر، نمایشنامه‌نویس و فعال مدنی کوردستانی، در سال ۱۹۵۲ میلادی در خیابان قطارچیان شهر سنندج دیده به جهان گشود.
در سال ۱۹۶۹-۱۹۶۷ در ورزش دو میدانی مقام اول را در سطح استان کردستان کسب کرد.
در سال ۱۹۶۹ به عنوان بازیگر در تئاتری به کارگردانی صدیق تعریف شرکت کرده و در سن ۱۶ سالگی شروع به شعر نوشتن نموده و نخستین شعر کلاسیکش را در این سن سرود.
از سال ۱۹۹۹ تا سال ۲۰۰۲ عضو موسس نهاد جلوگیری از ماده‌ی مخدر بود. 
در سال‌های ۲۰۰۳-۲۰۰۰ رئیس انجمن ادبی شهر سنندج بود.
در سال ۲۰۰۳  به عنوان عضو هیات "خانه‌ی امید"‌ که مسئولیت بچه‌های بی‌سرپرست را بر عهده‌ دارد، شروع به کار می‌کند. همچنین سیمین چایچی مسئول کمیته‌ی زنان کورد در نهادهای جهانی قلم و موسس کمپین آزادی برای محکومان اعدام بوده است.
سیمین چایچی ابتدا با تئاتر موزیکال بچه‌ها شروع به نمایشنامه‌‌نویسی کرد، اما بعدا شیوه‌ی نوشتنش را تغییر و تئاتر (انار) را تقدیم نموده که در مورد تجاوز به دختران کم‌سن و سال و به طور کلی در مورد زندگی‌نامه‌ی این دختر کوچک می‌باشد. این نمایش بر اساس زندگی واقعی یک زن نوشته شده است.  
در سال‌های ۱۹۹۳-۱۹۹۱ در چارچوب ادبیات کودکانه فعالیت‌های خویش را شروع کرده است. در سال ۲۰۰۰ تئاتر موزیکالی (کفش‌دوزک و شهر موش‌ها) را نوشته،‌ که در سنندج،‌ لندن و چندین جشنواره‌ی دیگر به نمایش گذاشته شد.
او از جمله‌ شاعرانی بوده که مجموعه شعرهایش برای آواز به‌کار گرفته می‌شود. تاکنون بیشتر از ۳۰۰ شعر این شاعر از طرف خوانندگانی همچون "هانی، شهین طالبانی، اسماعیل سابوری، نوید زردی و..." تبدیل به آواز و به اجرا درآمده است. 
سیمین چایچی ازدواج کرده و با آنکه مادر ۵ فرزند است؛ با حرارت تمام به فعالیت‌های اجتماعی خود ادامه می‌دهد و از زنان فرهنگ‌دار کنونی کردستان است.
پسر ایشان،‌ "روزبه مصلحی" در برخی از آوازهایش از شعرهای سیمین چایچی استفاده کرده است.
سیمین چایچی در مورد سرودن شعرهایش می‌گوید:‌ "هرچند من از جمله نخستین کسانی هستم که در استان کوردستان اقدام به سرودن شعر آواز و ترانه کوردی کرده‌ام اما در طول تاریخ بشریت در میان همه‌ی ملل، در کشورمان و به ویژه در میان کوردها زنان نخستین سرایندگان ترانه‌ها و اشعار و ملودی بوده‌اند که می‌توان به نمونه‌های زیادی اشاره کرد اما، "لایه لایه‌" برای نوزدان و کودکان بهترین نمونه‌ی این مهم است.
وی تصریح کرد: هرچند فرهنگ، هنر، آداب و رسوم و موسیقی کهن کوردها ارزشمند و حرف‌های زیادی برای گفتن دارد اما نباید از دنیای مدرن و هنرها و موسیقی امروزی البته نمونه‌ی مناسب و خوب آن عقب بمانیم و با استفاده از فن امروز و تجربه و میراث گذشته آثاری درخور و زیباتر برای مردم و جوانان متناسب با فرهنگ منطقه تولید کنیم که سرودن و چاپ کتاب "به‌یانی باش" (صبح بخیر) در این راستا می‌باشد.


▪︎کتاب‌شناسی:
- قومار (قمار - مجموعه شعر برای آواز) 
- به‌یانی باش (صبح بخیر - دومین مجموعه شعر برای آواز، که به‌جز آثار جدید در این کتاب،‌ بخشی از شعرهای کتاب قمار را نیز در بر گرفته است) 
- تیتیل و بیبیل.
- جوجه زرد.
- نقل و نبات.

 
▪︎نمونه شعر:
(۱)
[دیاری]
هاتی بۆ لام
به دیاڕی دیارتڕین دیاڕی شاڕم بۆ بێنه 
ماوه یه که چاوم ئه‌یشێ 
ده لێن: کڵه.
ئه‌م بازار ئه‌و بازار مه‌که 
بۆی چۆک داده                              
فووکه له عه‌رز
نه ختالی تۆز له شووشه که 
له مێژه به خاکی ولات
چاوم کل ریژ نه کردووه.
            
(۲)
[ژنێ تفی له‌ نه‌ریت کردوه‌ و ...]
زه‌حمه‌ت نه‌بێ 
ده‌رکه‌کان داخه‌ن و...
داوێنی ئه‌وانه‌ی که‌ هێشتا پاکن 
به‌ حه‌فت ئاو بشۆره‌نه‌وه‌
مه‌گه‌ر نازانن 
ژنێ تفی له‌ یاسا کردووه‌ و
بێ شه‌رمانه‌ باسی عێشق !!!
ئه‌شا... لامه‌زهه‌به‌ 
بزه‌یه‌کی له‌ سه‌ر لێوه‌
چمانێ کروورێ جنێو...
هۆ... هۆ... له‌ش سێنه‌کان
وه‌رن شه‌قی تێ هه‌ڵده‌ن و
به‌ ده‌نگی به‌رز نه‌فرینی که‌ن...
به‌رز... به‌رز... به‌رز
با نێره‌تیتان به‌ گوێ که‌س نه‌گا 
وه‌رن ئاژاوه‌یه‌ 
نه‌جمنه‌وه‌ ژن و کچتان ده‌رناچێ 
یه‌ک به‌ یه‌ک، عاشق ئه‌بن 
ئینجا پێکه‌کانتان
به‌ له‌زه‌تی 
زیندوو چاڵ کردنی 
کام ژن ئه‌نۆشن؟
گڕی پووچکه‌‌ی، پیاوه‌تیان
چۆن با ئه‌ده‌ن؟
وه‌رن به‌ سه‌ر ماڵاندا بگه‌ڕێن 
نامیلکه‌کانی بسووتێنن 
با که‌س به‌ ئه‌و مانیفسته‌ ڕا نه‌یت!!
مه‌‌ترسن، ده‌رکه‌‌کان داخه‌‌ن
ورته‌ورت... له‌ ته‌‌نیاییدا
بێ سانسۆر قسه‌ی دڵتان بکه‌ن:
مانه‌وه‌مان
له‌ سێقه‌ سه‌ری ژنێکه‌وه‌
که‌ تف له‌ نه‌ریت ئه‌کا و...
جه‌ سوورانه‌ باسی عێشق!!!

•  برگردان فارسی:
[زنی که به سنت‌ها تف کرد...]
درها را ببندید و
دامن آنهایی را که هنوز باکره‌اند 
با هفت آب بشوئید 
مگر نمی‌دانید 
زنی که به سنت‌ها تف کرد و
بی‌شرمانه از عشق گفت 
لامذهب 
لبخندی بر لب دارد
انگار یک کرور فحش!!!
بلند بلند نفرین 
آنقدر بلند که کسی نفس‌های 
حسادتان را نشود
فاجعه است... فاجعه 
یک چشم به هم زدن 
زن و دخترهایتان فاسد و عاشق می‌شوند 
آنگاه 
پیک‌هایتان را
در لذت زنده به‌گور کردن
کدام زن سر می‌کشید 
و عقده‌های مردانگیتان را
چگونه باز می‌کنید 
بیائید...
خانه‌ها را یک به یک بگردید و...
یادداشت‌هایش را بسوزانید 
مبادا کس مانیفتش را
از بر کند 
نترسید 
درها را بندید و در خلوت
بی‌سانسور... صادقانه اعتراف کنید 
بودنمان از صدقه‌‌ی سر زنی است که 
به سنت‌ها تف کرد و...
جسورانه از عشق گفت.

(۳)
[په‌نجه‌ره] 
نازانی چه‌ن بیتاقه‌تم 
                 ئه‌ی ئاخرین په‌نجه‌ره‌ی ئه‌م شاره دیله.
توم لی داخه‌ن
              کویرانه‌ییم ده‌س پی ئه‌کا 
                                              سامی تاریکی ئه‌م کوژی.
له سه‌رده می قات و قری

                      گلوپه کانا 
                               په‌نجه‌ره ته‌نیا ئومیدی
                                                دیواره کان

پردی نیوان 
         ژوور و کولان...
نازانی چه‌ن پیویستم به 
                           بریسکی له چاوه کانته 
بیتاقه‌تم، ئه‌وه‌نده‌ی که 
                        سه‌ودای رویشتنم پییه 
ئاخرین په‌نجه‌ره که تم لی دامه‌خه 
                                 سامی تاریکی 
                                          له میژه له گه‌لمایه.
                                                                    
(۴)
[مادران نمی‌جنگند] 
مادران نمی‌جنگند اما...
در چک چکانش ماشه‌ها 
به فحش می‌رود
          زنانگی‌شان     
            در حراج خاکریز و خیابان 
هر روز به دامن صد و بیست و چهار هزار پیامبر آویزانند 
              به نیت صلح 
              یا دامن کوتاه‌ست یا دست.                               
مادران نمی‌جنگند اما 
شال سفید می‌بندند بر کمر سربازان
        ‌‌اگر گلوله‌ها کور رنگ نباشند و
                      قرمز باز نگردد شال.
لعنت خورده‌ی تمامی نبردهای تاریخند 
از هابیل و قابیل تا... ویتنام و عفرین 
به فحش می‌رود زنانگی‌شان
                  در حراج خاکریز و خیابان.
 
(۵)
[دیوار]
روزی فرو می‌ریزد این دیوارِ بین ما.
می‌خماند فولاد را
                        عشق 
خشتی‌های چین و ماچین و
                      حسابات هم.
فرو می‌ریزد
      در یک چشمک‌ زدن
و می‌شود‌:
    صد بر صفر به نفع ما.
شَبی و تَبی
          هرررررررر
از دیوار برلین که سمج‌تر نیست
                                  این‌ دیوار.

(۶)
[یک سانس دیگر ]
عشق‌، خواستنی بود
                خواستِ تن.
به جای تو هر کس دیگر هم 
                        می‌توانست باشد 
                          هوسی و نفسی.
پرده‌ها را ببند 
            بیا یک‌سانس دیگر 
                               عاشقی کنیم.
 



گردآوری و نگارش:
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)