انجمن شعر و ادب رها (میخانه)

انجمن شعر و ادب رها (میخانه)

شعر و ادبیات و کمی سیاست
انجمن شعر و ادب رها (میخانه)

انجمن شعر و ادب رها (میخانه)

شعر و ادبیات و کمی سیاست

محمد شیدا

محمد شیدا


محمد شیدا  با نام هنری «شیدای دزفولی» شاعر و معلم صاحب نام خوزستانی، موسس و مسئول انجمن شعر شیدا که دارای آثار متعددی در زمینه مدیحه و مناقب است؛ زاده‌ی نهم مرداد ماه سال ۱۳۱۷ بود.

او تا مقطع دیپلم در دزفول (دبیرستان پهلوی) درس خواند و سپس فوق دیپلم و لیسانس ادبیات فارسی را از دانشگاه چمران اهواز گرفت. در همین ایام به شکل مکاتبه‌ای در انجمن شاعران صائب تهران عضو شد.

وی در دوران جنگ مسئول انجمن ادبی شاعران متعهد خوزستان (زیر نظر اداره کل ارشاد خوزستان) شد و در سال ۱۳۷۳ انجمن ادبی شیدا را ثبت نمود.

وی علت علاقه خود به شعر را گرایش درونی به شعر و خواندن رباعیات عمر خیام در کلاس پنجم دبستان، عنوان کرده بود.

شیدای دزفولی از سال ۱۳۴۸ به چاپ آثار شعری خود در مجموعه‌ها و نشریات گوناگون اهتمام ورزید.

سرانجام در دومین روز از اسفند ماه ۱۳۹۵ در اهواز درگذشت.


▪︎کتاب‌شناسی:

- شعله شیرین/ (مجموعه شعر) انتشارات آذروش تهران سال ۱۳۷۱

- فریادی در سکوت / دو جلدی (مجموعه شعر) آذروش تهران سال ۱۳۷۲

- شقایق / دو جلدی (مجموعه شعر) آذروش تهران ۱۳۷۴

- منظومه سجده خونین در مورد نهج‌البلاغه / دو جلدی/ انتشارات آل ایوب (اسلامیه قم) ۱۳۷۷

- آناهیتا / دو جلدی (مجموعه شعر) انتشارات آل ایوب اسلامیه قم.

- لحظه‌های آبی با سهراب (شعرهایی به تضمین و استقبال آثار سهراب سپهری).

- راهیان فردا (مجموعه نثر و قطعه ادبی).

- آشنای ناشناس (مجموعه شعر) نشر کردگار - ۱۳۸۹

        


▪︎نمونه شعر:

(۱)

رویش خورشید 

ما اگر لبیک را پیوسته تمکین کرده‌ایم 

سرفرازی بین، حدیث عشق، تکوین کرده‌ایم 

قصه‌ی شور و شکفتن، قصه‌ی تردید نیست 

رویش خورشید را مبنای تخمین کرده‌ایم 

رهگذار کوچه‌ی کور حقارت را بگو 

ما به همت، توسن ابعاد را زین کرده‌ایم 

نغمه‌ی نای «انالحقی» حضوری از خداست  

با اذان عشق، حد دار، چندین کرده‌ایم 

سر «شیرین» است تلخی، در طریق عاشقی 

«بیستون» داند چرا ما فکر شیرین کرده‌ایم 

شور دریا می‌تواند ناخدا آرد به شور

زین سبب بر موج موج سینه، تسکین کرده‌ایم 

ما عقاب عرصه‌ی عشقیم با خون طلب 

دارمجنونی به سودای تو رنگین کرده‌ایم 

حد خفاشان شب را، باور خورشید نیست 

ما غرور سرخ در چشم فلک بین کرده‌ایم 

ز آسمان دیده‌ها، بارد اگر تسبیح اشک 

شمع‌سان، ما دامن دل، اختر آذین کرده‌ایم 

خاک میدان را به تشریف شهادت‌های خویش 

با جنون جاری جان، رشک پروین کرده‌ایم 

ما زلال شبنم شوریم تا کو‌ی سحر 

شب نخواب بوده، گر خشتی ببالین کرده‌ایم 

جز طریق دوست «شیدا» در طریق ما مجوی

شیوه‌ی شیدا شدن، اینگونه تعیین کرده‌ایم.


(۲)

ای من تو می‌دانی دگر طاقت ندارم

بیهوده گاهی لحظه‌ها را می‌شمارم

دیری‌ست تا در زندگی هر روز، هر شب 

اینجا و آنجا راه غربت می‌سپارم 

چون کودکی‌ها در میان کوچه‌ی عمر 

دیگر خودم را از خودم جا می‌گذارم

از ابتدای کوچه تا تنهایی پیر 

راهی نمی‌ماند به مرز انتظارم

طبق چه یاسایی چرا آن‌هم فقط من 

حق فرار از مسلخ (بودن) ندارم؟

(شیدا) اگر خواهی نشانم، مشکلی نیست 

من آشنای ناشناس این دیارم. 


(۳)

دلم چون پنجره هر جا مکان داشت 

دو چشمی خسته سوی بیکران داشت 

خداوندا تو دانی این زمینی 

چرا در سینه راز آسمان داشت.


(۴)

اگرچه با تو گاهی در تماسم 

تماسم هست طرحی از قیاسم 

ولی با این همه پیوند - دانم 

برایت آشنایِ ناشناسم 


(۵)

به جای آنکه بر حالم بکوشد 

عجب رنگی است بر من می‌خروشد 

بیا بنگر که هر کس زور دارد

به (شیدا) هیزم تر می‌فروشد.



گردآوری و نگارش:

#لیلا_طیبی (رها)



منابع

- از حنجره‌ی کارون، مجموعه شعر دفاع مقدس شاعران استان خوزستان، به کوشش بهمن ساکی‌.

- صفحه‌ی رسمی اینستاگرام انجمن ادبی شیدای اهواز.

http://honarmandekhoozestan.blogfa.com/post/19

http://www.shaer.ir

https://khouzestan.iqna.ir/fa/news/3576329

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.