زندهیاد "یحیی شیدا" شاعر، ادیب، روزنامهنگار و نویسنده آذری و از یاران شهریار، در ۲۰ اردیبهشت ماه ۱۳۰۳ خورشیدی در تبریز زاده شد. پدرش «حسن یوزباشی چرندابی» از مجاهدان انقلاب مشروطه و از محلهی چرنداب تبریز بود.
آقای "امین کونانی" شاعر لرستانی، زادهی ۲۸ اسفند ماه ۱۳۵۶ در کوهدشت است.
بانو "نیلوفر مسیح"، شاعر و نویسندهی کرمانشاهی، زادهی سال ۱۳۶۲ خورشیدی، در اسلامآباد غرب است.
زندهیاد "حمید علیدوستی شهرکی" (ایاز)، نویسنده، پژوهشگر، فیلمساز ایرانی زادهی ۱۳۴۹ خورشیدی در شهرکرد است.
آقای "فرهاد گلستانه" شاعر سیستان و بلوچستانی، زادهی ۳۰ شهریور ماه ۱۳۷۴ خورشیدی، در زابل است.
ایشان کارشناس ارشد فلسفه است و تاکنون کتاب "عشق از دیدگاه ملاصدرا و افلاطون" را توسط نشر عطران چاپ و منتشر کرده است.
▪نمونهی شعر:
(۱)
زیباییات
گرد و خاک تیوتاست
که در همهجا پخش میشود
در شلیک تفنگها
که سمفونی دوم بتهوون است
در گالنهای بنزین
که بویشان
چون بشکههای شراب
مرا مست میکند
آنقدر که میگویی
میترسم
وقتی مستی فراموشم کنی
میگویم
حتی در انفجار ماشینم در قاچاق سوخت
پیش از مرگ
نام تو را زمزمه میکنم
مُنا
مُنا
مُنا
چشمانت
دو خرماست
که تا مینگرم
میافتند در گالنی که به دستم میدهی
تا دستت در دستانم
گرمای جنوب را چند برابر کند هنگامی که میگویی
دوستت دارم
و دوست داشتنت زنی است
که بوی بنزین را به عطرهای مردانه ترجیح میدهد
و خوابیدن بر پوست گوسفند
او را به مزارع خشخاش میبرد
و هر صبح
در صدای پر کردن خشاب
خودش را به خواب میزند
تا خواب و خیال کسی که رفت
مرز خانه را جابهجا نکند.
(۲)
ساز که میزنی
چیزی در من طغیان میکند
شبیه رگبار کلاش در عروسیها
شبیه شعلهور شدن گالنی در قاچاق سوخت
شبیه مرگ وقتی با سیبی در دستت در نزدیکی ما قدم میزند
در خودم میروم
مانند سری در سطل زباله که یافتن هیچ چیزی خوشحالش نمیکند
شهری که نباید دیده شود
از لول تریاک زنی در خرابه
از سوراخ پیشانی شاعری در بیابان
و حلقهی اعدام کودکی از بار هروئین
بنواز حبیب بنواز
سرم تیر میکشد
تار قیچکت یا
ماشهی هر اسلحه
هیچ فرقی نمیکند
هنر را با هر انگشتی که بگیری کشنده است.
(۳)
باد
چشمانم را برد
نمیدانم
خرما بود
یا
پوکهی فشنگی که از ذهنم افتاد
مرز هیچ خطّی نیست
وقتی در لنج نشستهای و
خورشید از مردمک چشمی غروب میکند
که کبریتی نداشت
تا مرز را
از غار چهرههای پیرزنی کشف کند
که به جای عصا
با اسلحه قدم میزند.
(۴)
دیروز چمدان در دستت بود
و چاقویی که با آن
ستونهای تخت جمشید را
از دندان پلنگ هم
تیزتر میکردی
تعقیبم میکند
و من را که لای هزاران آدم پنهان شدهام
از درون میدان وسط سرم
به عقب میبرد
کسی
چیزی را انگار در من جا گذاشته
که با زنگ هیچ ساعتی
بیدار نمیشود.
(۵)
روانه کردم
خیال دوست داشتنش را
در نوک انگشتم
به سمت چپ سینهاش
حال
خالی میکنم
هفت تیر را
با سیگار اسلحه شده
در
دستم.
گردآوری و نگارش:
#زانا_کوردستانی
منابع
www.aftabgardanha.com
www.amp.taaghche.com
www.vaznedonya.ir
www.shereno.com
www.atranbook.ir
استاد "رضا خندان مهابادی"، نویسنده، منتقد، و فعال اجتماعی چپگرای ایرانی و عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران، زادهی سال ۱۳۳۹ خورشیدی در مهاباد اصفهان، که در کودکی همراه با خانوادهاش به تهران مهاجرت کرده است.
آقای "نادر قازی" مشهور به "خاله قازی"، شاعر و نویسندهی کُرد عراقی زاده شهر اربیل و اکنون ساکن دانمارک است.
بانو "سمانه نصیری" شاعر ایلامی، زادهی سال ۱۳۷۴ خورشیدی، در ایوانغرب است.
استاد "رضا ولیپور"، شاعر، منتقد و معلم لرستانی، زادهی سال ۱۳۴۹ خورشیدی، در شهرستان پلدختر است.
استاد "عبدالله سلیمانی"، شاعر، منتقد، محقق و مدرس دانشگاه، زادهی سال ۱۳۵۲ خورشیدی، در کرمانشاه است.
آقای "سامان شهرکی" شاعر و مترجم سیستان و بلوچستانی، زادهی ۲ مهر ۱۳۷۸ خورشیدی، در زاهدان است.
زندهیاد "عبدالحمید نعمتیان" استاد هنر نازکاری و پدر معنوی این هنر، زادهی سال ۱۳۰۹ خورشیدی، در سنندج بود.
▪وەرگیری چەند کورتە شیعر لە #رەها_فەلاحی
(ترجمهی چند شعر از رها فلاحی به کُردی توسط روژ حلبچهای)
▪وەرگیری چەند کورتە شیعر لە #رەها_فەلاحی
(ترجمهی چند شعر از رها فلاحی به کُردی توسط روژ حلبچهای)
زندهیاد "عبدالکریم شیخانی" نویسندە و مترجم زبانشناس کُرد عراقی، زادهی سال ۱۹۳۳ میلادی در شهر کویه بود.
زندهیاد "سید علی کرامتیمقدم"، نویسنده، شاعر، استادیار و مدرس دانشگاه فرهنگیان و رئیس انجمن علمی آموزشی معلمان زبان و ادبیات فارسی خراسان رضوی، زادهی شهریور ماه ۱۳۵۲ خورشیدی بود.
استاد "محمد تقی پوراحمد جکتاجی" با نام ادبی "م.پ.جکتاجی"، روزنامهنگار، محقق، شاعر و داستان نویس گیلک، زادهی ۲۴ خرداد ماه ۱۳۲۶ خورشیدی در محلهی جاجی آباد رشت است.
استاد "فرهنگ قاسمی"، شاعر. ترانهسرا و فیلمنامه نویس ایرانی، زادهی ۹ آبان ۱۳۱۷ خورشیدی، در نهاوند است.
▪چند شعر کوتاه از زانا کوردستانی
(۱)
آه، آه دستت:
شَعبدهبازیست که؛
دلتنگیهایم را،
به طُرفتالعینی
غیب میکند!
(۲)
برخیز!
تا گلهای باغ شادابند،
تا هوائی برای تنفس داری،
--به رقص!
(۳)
با عصرهای پاییز
اندوهی جاریست
-از گلوی درخت!
...
برگها،
زود رنجاند!
(۴)
نه دین،
نه جنگ،،
نه قانون،،،
آخر به چه چیز آدم میشوی؛ -
آیی آدمی؟!
(۵)
دیشب،
"شب بوی" باغچه،
بانسیمِ شامگاهی میرقصید
...
امروز،
بادِ بیخبر
به هرزگی متهمست!
(۶)
شهرزادِ من!
آمدنت، حکایت رویاهاست
کاش بودنت،
تکرارِ هزار و یک شب باشد!
(۷)
حتا،،،
اگر مترسک هم باشی
فرقی نمیکند
گاهی،
دلتنگ قارقار کلاغها خواهی شد.!
(۸)
هنوز،
زخمِ کاریی چشمهایت
در قلبم پیداست...
...
ای آهوی گریزپا!
(۹)
آه،
ای زخم کاری!
رد پای تو
هنوز در گوشهی چشمم
--جاریست!
#زانا_کوردستانی
استاد "جعفر درویشیان"، متخلص به "غروب"، شاعر کرمانشاهی، زادهی سال ۱۳۳۴ خورشیدی، در کرمانشاه و اکنون ساکن کنگاور است.
در ایران ۳۳ تن از پیامبران و انبیای الهی در استانهای اصفهان و سمنان، قزوین، آذربایجان شرقی، فارس، گلستان، همدان، خوزستان و مازندران، تهران، خراسان رضوی، خراسان شمالی، زنجان، لرستان و مرکزی مدفون هستند که از میان این انبیای الهی تنها یکی در استان لرستان است و آن هم بقعهی داوود پیغمبر در ساحل دست چپ رودخانهی پلنگدر، روستای داوود پیغمبر در ۳۵ کیلومتری شهر ازنا است.
استاد "فاتح ارژنگی" متخلص بە "تینوو" (تشنە)، شاعر، خطاط، هنرمند و ورزشکار کردستانی، زادهی یکمین روز تیر ماه ۱۳۵۲ خورشیدی، از خانوادهای کشاورز، در روستای نی از بخش مرکزی شهرستان مریوان است.
استاد "گویا فیروزکوهی" شاعر تهرانی زادهی روز دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۴۲ خورشیدی، در تهران است.
استاد "گویا فیروزکوهی" شاعر تهرانی زادهی روز دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۴۲ خورشیدی، در تهران است.
بانو "مهرنوش مستحقانزاده" شاعر و ترانهسرای ایرانی، زادهی ۱۳ آبان ماه ۱۳۵۹ خورشیدی، در تهران و اکنون ساکن اصفهان است.
بانو "گلاویژ نظریان" نویسنده، شاعر کردستانی، دبیر انجمن ادبی چومان و برندهی جایزهی ادبی ملکالشعرزای بهار در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۰ است.
آقای "آبا عابدین" شاعر، ترانهسرا، نویسنده و نجار ایرانی در ۹ بهمنماه ۱۳۶۶ دیده به جهان گشود.