انجمن شعر و ادب رها (میخانه)

انجمن شعر و ادب رها (میخانه)

شعر و ادبیات و کمی سیاست
انجمن شعر و ادب رها (میخانه)

انجمن شعر و ادب رها (میخانه)

شعر و ادبیات و کمی سیاست

برگردان شعرهایی از تنها محمد

▪برگردان شعرهایی از "تنها محمد" شاعر کورد ساکن کاردیف کشور ولز توسط "زانا کوردستانی" 

  ادامه مطلب ...

معرفی و برگردان شعرهایی از بروسک صلاح

"بروسک صلاح" (بروسک سەڵاح) شاعر کورد عراقی زاده‌ی ۱۸ دسامبر ۱۹۹۳ میلادی، در شهر ڕومادی (الانبار) دیده به جهان گشود.

  ادامه مطلب ...

اشعار کوتاه ۰۲ رها فلاحی

▪سه شعر کوتاه از رها فلاحی 




 (۱)

عروسکم دق کرده

آه از 

یک تنهایی بلند...

 

 

(۲)

آسمان ابری‌ست 

و خدا می‌بارد

نم‌نمک 

بر زمین...

 

 

(۳)

باران!

بگذار بخوانند،

صدای گنجشک‌ها هم زیباست...

 


#رها_فلاحی

#هاشور

اشعار هاشور ۴۸ لیلا طیبی

▪سه شعر کوتاه از #لیلا_طیبی (رها) 



(۱)

شبیه تو،،،

برایم کی پیدا می‌شود؟!

...

وسع من کوتاه وُ،

 ارتفاعت افزون!

 

____________________ 

 

(۲)

میدان مین باشی؛

یا در کلاس درس!

سر کار،

یا به تفریح...

هیچ توفیری ندارد؛

وقتی جای دیگر

 پیش کسی دلت گیر است.

 

____________________ 

 

(۳)

آواز غوکی در مرداب برپاست،

کاش،،،

زمزمه‌های عاشقانه‌،

تَه نشینِ گوشِ جفتش باشد؛

              --نه نغمه‌ی تنهایی!


 

#لیلا_طیبی (رها)

#شعر_کوتاه

#هاشور


علی علیپور شاعر نهاوندی

استاد "علی علیپور" فرزند "عزیز علی" زاده‌ی سوم فروردین ماه ۱۳۴۰ خورشیدی، در روستای بتکی شهرستان الشتر استان لرستان و اکنون ساکن شهر نهاوند است.

  ادامه مطلب ...

عهدیه صولت برد

بانو "عهدیه صولت‌برد" شاعر هرمزگانی، زاده‌ی نخستین روز سال ۱۳۵۷ خورشیدی در روستای زنگارد از توابع شهرستان بستک است.

  ادامه مطلب ...

بسم الله شریفی

استاد "بسم‌الله شریفی" فرزند "الحاج محمد شریف" شاعر و نویسنده‌ی افغانستانی، زاده‌ی سال۱۳۶۳ خورشیدی در بغلان مرکزی است.

  ادامه مطلب ...

شروین سبطی

"شروین سبطی" شاعر مازندرانی، زاده‌ی سال ۱۳۵۸ خورشیدی در آمل است.


  ادامه مطلب ...

شرمین شجره

زنده‌یاد "شرمین شجره"، ترانه سرا و شاعر ایرانی، که سال‌ها برای خوانندگان معروف چون ستار، ابی و قمیشی، ترانه می‌سرود و در سال‌های پایانی عمر، لب فرو بسته بود، ده روز بعد از مرگ پسر ۲۸ ساله‌اش "آیدین"، دست به اعتصاب غذا و دارو زد و در ۲۱ ژوییه ۲۰۱۴ میلادی، به او پیوست. 

او، خواهر "صدرالدین شجره"، چهره‌ی سرشناس کارگردانی، بازیگری، گویندگی و اجرا در رادیو، بود.

  ادامه مطلب ...

صدیقه اسلامی شاعر قشمی

بانو "صدیقه اسلامی" شاعر هرمزگانی، زاده‌ی ۵ مرداد سال ۱۳۶۲ خورشیدی، در یکی از جزیره‌نشینان قشم است.

 

ادامه مطلب ...

علیرضا سعادتی‌راد

استاد "علیرضا سعادتی‌راد" شاعر کوتاه‌سرای خراسانی زاده‌ی یک خرداد ماه ۱۳۴۹ خورشیدی در مشهد است.


  ادامه مطلب ...

سید قاسم ارژنگ

استاد "سید قاسم ارژنگ" متخلص به "تاته شه‌مال"،  شاعر و پژوهشگر لک‌زبان، از سادات مشعشعی، زاده‌ی سال ۱۳۴۲ خورشیدی، در شهر صحنه استان کرمانشاه است. با چاپ نخستین شعرهایش در در دوران تحصیل به سال ۱۳۶۱ پا به عرصه شاعری گذاشت. او سرودن را به دو زبان کردی و فارسی به صورت جدی دنبال کرد. در شعر فارسی پیرو شاعران مدرن شعر معاصر از جمله: منوچهر آتشی، مهدی اخوان‌ثالث، احمد شاملو و سهراب سپهری و فروغ فرخزاد و... است. ارژنگ، علاوه بر چاپ اشعارش در مجلات و نشریات ملی و محلی، در جشنواره‌های ادبی متعددی شرکت کرده و جوایز و نشان‌هایی هم دریافت کرده که از آن جمله شرکت در جشنواره‌ی ادبی «گلاویژ» در سال ۲۰۰۷ میلادی (سلیمانیه).


 

ادامه مطلب ...

فانوس بهادروند

استاد بانو "فانوس بهادروند" شاعر، نویسنده و مترجم آثار ادبی، زاده‌ی شهرستان مسجدسلیمان دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی ادبیات فارسی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در دهه‌ی پنجاه خورشیدی است.

ایشان در دهه‌ی  هفتاد، دبیر زبان انگلیسی در آموزشگاه‌های زبان تهران بود.

  ادامه مطلب ...

علی اشرف شریعتمداری

استاد "سیدعلی‌اشرف شریعتمداری"، شاعر و دبیر انجمن ادبی بروجرد، در ۶ خرداد ماه سال۱۳۳۷ خورشیدی، در محله‌ی دودانگه شهر بروجرد، دیده به جهان گشود. پدرش "سیدعلی" فرزند دوم "آیت‌الله شریعتمداری بروجردی" است.

  ادامه مطلب ...

داود اسلام بیگی

زنده‌نام "داود اسلام‌بیگی" فرزند "علیجان" شاعر ایرانی از استان مرکزی، و کارمند بازنشسته‌ی سازمان تامین اجتماعی، زاده‌ی ۱۲ تیرماه ۱۳۳۲ خورشیدی و درگذشته‌ی ۲۳ شهریور ماه ۱۴۰۰ است.

  ادامه مطلب ...

اسدالله آزادبخت

استاد "اسدالله آزادبخت"، شاعر، مفسر، محقق، پژوهشگر و نوازنده‌ی لرستانی، زاده‌ی سال ۱۳۴۷ خورشیدی در روستای سه آسیابه کوهدشت است.

  ادامه مطلب ...

کریم کریم پور

استاد "کریم کریم‌پور" نویسنده، پژوهشگر و چهره‌ی نام آشنای فرهنگ کردی در دیار کرمانشاه، زاده‌ی سال ۱۳۴۰ در نفت‌شهر بود و به‌عنوان آموزگار سال‌ها در آموزش‌وپرورش خدمت کرد و پس از بازنشستگی در خیابان جوانشیر کرمانشاه در مغازه‌ای مشغول به کار شد.

در حدود چهار دهه تلاش، به ویرایش و نگارش ادبیات کُردی جنوبی یعنی گویش‌های کرمانشاهی و ایلامی، گورانی، کلهر، لکی و غیره که مختص مناطق جنوبی کردستان ایران است، مشغول بود.

  ادامه مطلب ...

رفتن

با آوازی زیبا گفتی: رفتم!

بە آن دخترکان زیباروی می‌مانستی که در بیمارستان

با لبخندی شیرین

شربتی تلخ سر می‌کشیدی...



شعر: #طلعت_طاهر 

ترجمه: #زانا_کوردستانی

شیدا محمدی شاعر ایرانی

بانو "شیدا محمدی" شاعر، نویسنده و روزنامه‌نگار ایرانی ساکن جنوب کالیفرنیا در سال ۱۳۵۴ خورشیدی دیده به جهان گشود.


  ادامه مطلب ...

آموختم

بعد از فراموش کردنت، مردم را تازه شناختم،

و با لبخندی نشان می‌دهم که خوشحالم!

رو به ستاره‌ها می‌کنم

نگاه می‌کنم و تو را نمی‌بینم

با کوچکترین حرفی، همچون آن گنجشکک می‌شوم

که خودش را به شیشه‌ی پنجره می‌کوبد.



شعر: #طلعت_طاهر 

ترجمه: #زانا_کوردستانی

آموختم

بعد از فراموش کردنت، مردم را تازه شناختم،

و با لبخندی نشان می‌دهم که خوشحالم!

رو به ستاره‌ها می‌کنم

نگاه می‌کنم و تو را نمی‌بینم

با کوچکترین حرفی، همچون آن گنجشکک می‌شوم

که خودش را به شیشه‌ی پنجره می‌کوبد.



شعر: #طلعت_طاهر 

ترجمه: #زانا_کوردستانی

سرزمین

هنوز این سرزمین جای خوبی‌ست!

چونکه غروب‌ها پنجره را می‌گشاییم،

کماکان ماه سر جای‌اش است.



شعر: #طلعت_طاهر 

ترجمه: #زانا_کوردستانی

من فقط یک زن‌ام

[من فقط یک زن‌ام] 


من فقط یک زن‌ام

در آینه‌ی داخل خانه‌ام

تو را می‌بینم

برای همین هر زمان جلوی آیینه‌ام می‌روم

و به خودم می‌خندم.

...

من فقط یک زن‌ام

که جلوی آیینه می‌روم

و زمان زیادی می‌مانم

و از آن دور نمی‌شوم

و در خیال تصور می‌کنم چهره‌ی زیبای تو را

و از دیدنش لذت می‌برم.

...

من فقط یک زن‌ام

زیر باران پاییزی

عریان می‌شوم

و جلوی دیده‌گان آسمان

بدون اینکه از کسی بترسم، آغوشم را برایت می‌گشایم

...

من فقط یک زن‌ام

که آیینه‌ای پیدا کرده و

روزانه هزار بار 

جلوی آیینه می‌رود و می‌آید

به این دلیل که حس کند، زنانگی خودش را،

در سرمستی و شیدایی‌اش

در تعجیل و شتاب‌های زنانه‌اش

خودش نباشد، به هیچ کس هم شبیه نیست.

...

من فقط یک زن‌ام

تا آستانه‌ی مرگم، تو را عاشقم

چونکه تو تنها مردی هستی 

که تاکنون به من گفته

- دردت به جان من بیافتد!.


شعر: #دریا_حلبچه‌ای 

ترجمه: #زانا_کوردستانی

سید علی نقی کشفی بروجردی

سیدعلی نقی کشفی بروجردی فرزند علامه سیدمحمد تقی کشفی مشهور و معروف به سیدنقی از عالمان دین و معاصر محبوب و معزز دوران بود که در سال ۱۲۷۳ خورشیدی در بروجرد دیده به جهان گشود ...

  ادامه مطلب ...

عزیز نوروزی پرور

زنده یاد "عزیز نوروزی پرور" معروف به "عزیز غارنشین" مردی که بیش از ۶۰ سال در غاری در دل جنگل‌های "جیرده آلیان" شهرستان فومن در استان گیلان، به تنهایی زندگی می‌کرد. وی زاده‌ی سال ۱۳۲۰ خورشیدی بود که تا سال ۱۳۹۰، فاقد شناسنامه بوده است.

  ادامه مطلب ...

پیرمرد

بیهودە امتحانت می‌کنم

مانند آن پیرمرد که دارو را نمی‌شناسد و

به داروخانه می‌رود و پاکت قرص‌هایش را نشان می‌دهد،

من هم لبخندت را بر چهره‌ام چسبانده‌ام و 

هر بیننده‌ای می‌فهمد

شباهتمان را از روی آن لبخند.



شعر: #طلعت_طاهر 

ترجمه: #زانا_کوردستانی

علی باباچاهی

استاد "علی باباچاهی" شاعر، نویسنده و پژوهشگر معاصر ایرانی، در ۲۰ آبان سال ۱۳۲۱ خورشیدی در کنگان استان بوشهر به دنیا آمد. 

  ادامه مطلب ...

عادت

[عادت]


نگران نباش ای عزیز دلم!

نمی‌گذارم دلم به تو عادت کند.

همین اندازه برایم کفایت می‌کند که 

تا مردنم تو را دوست داشته باشم.

...

تو سوال نکن ای عزیز من 

بگذار من احوالت را جویا باشم 

دیوانه نیستم که چنین می‌گویم 

فقط از مرگ خودم ترس دارم.

...

من نمی‌خواهم که تو بگویی 

عاشق من هستی تا زنده‌ای

همین کافی‌ست که در روز

چند بار بیایی و ببینمت.

...

هی من نباشم و هی تو نباشی 

اینجوری گمان می‌کنم  

از آن روزی که عاشقت شدم

تو روح و دل و جانم شده‌ای.

....

دیگر حالت را جویا نمی‌شوم

نمی‌پرسم از تو چرا چیزی نمی‌گویی 

خودت به من گفتی به بودنم عادت نکن 

چونکه عادت کردن نشانه‌ی دیوانگی‌ست.



شعر: #دریا_حلبچه‌ای 

ترجمه: #زانا_کوردستانی

عادت

[عادت]


نگران نباش ای عزیز دلم!

نمی‌گذارم دلم به تو عادت کند.

همین اندازه برایم کفایت می‌کند که 

تا مردنم تو را دوست داشته باشم.

...

تو سوال نکن ای عزیز من 

بگذار من احوالت را جویا باشم 

دیوانه نیستم که چنین می‌گویم 

فقط از مرگ خودم ترس دارم.

...

من نمی‌خواهم که تو بگویی 

عاشق من هستی تا زنده‌ای

همین کافی‌ست که در روز

چند بار بیایی و ببینمت.

...

هی من نباشم و هی تو نباشی 

اینجوری گمان می‌کنم  

از آن روزی که عاشقت شدم

تو روح و دل و جانم شده‌ای.

....

دیگر حالت را جویا نمی‌شوم

نمی‌پرسم از تو چرا چیزی نمی‌گویی 

خودت به من گفتی به بودنم عادت نکن 

چونکه عادت کردن نشانه‌ی دیوانگی‌ست.



شعر: #دریا_حلبچه‌ای 

ترجمه: #زانا_کوردستانی

عادت

[عادت]


نگران نباش ای عزیز دلم!

نمی‌گذارم دلم به تو عادت کند.

همین اندازه برایم کفایت می‌کند که 

تا مردنم تو را دوست داشته باشم.

...

تو سوال نکن ای عزیز من 

بگذار من احوالت را جویا باشم 

دیوانه نیستم که چنین می‌گویم 

فقط از مرگ خودم ترس دارم.

...

من نمی‌خواهم که تو بگویی 

عاشق من هستی تا زنده‌ای

همین کافی‌ست که در روز

چند بار بیایی و ببینمت.

...

هی من نباشم و هی تو نباشی 

اینجوری گمان می‌کنم  

از آن روزی که عاشقت شدم

تو روح و دل و جانم شده‌ای.

....

دیگر حالت را جویا نمی‌شوم

نمی‌پرسم از تو چرا چیزی نمی‌گویی 

خودت به من گفتی به بودنم عادت نکن 

چونکه عادت کردن نشانه‌ی دیوانگی‌ست.



شعر: #دریا_حلبچه‌ای 

ترجمه: #زانا_کوردستانی