خاتوون "گەڵا زەندی"، به ناونازی "خونچه"، شاعیری هاوچهرخی کورد، له رۆژی ۱۱ گەڵاویژی ۱۹۸۵ زایەنی، له هەڵەبجەیە.
حمزه فلاح
دکتر "حمزه فلاح" متخلص "مانی مغان"، شاعر و تران سرای مازنی، زادهی ۱۹ مرداد ماه ۱۳۶۱ خورشیدی، در دیار سرسبز مغانده از خطهی چمستان است.
(اشتباه)
《شعری از یلماز گونای》
تلاش میکردم،
وقتی تنهایم گذاشتی و رفتی را به یاد آوردم،
اما اشتباه محض است،
فراموش کردن کسی وقتی که نمیخواهدت.
فراموش کردن قلبی که میگویی تنهایت گذاشته،
اما من آن را پیش تو جای گذاشتهام...
شعر: یلماز گونای (یەلماز گۆنەی)
ترجمه: زانا کوردستانی
چنان بر سرمان آمد،
که باور به دستهایمان هم نداریم!
از آن زمان که
بعد از هر شمارش،
همیشه یکی از ما کم میشد.
شعر: انتظار حسین (ئینتزار حوسەین)
ترجمه: زانا کوردستانی
ماموستا "ڕێبوار فایەق" شاعیریکی هاوچهرخی کورده دانیشتەجی لە باشووری کوردستان.
ریبوار فایق
استاد “ریبوار فایق” (به کُردی: ڕێبوار فایەق) شاعر معاصر کُرد، ساکن اقلیم کردستان است.
ایشان زادهی یکم ژوئیهی ۱۹۷۶ میلادی، در حلبچه است.
علیرضا کرمی
آقای "علیرضا کرمی"، شاعر، نویسنده و پژوهشگر لرستانی، زادهی سال ۱۳۵۰ خورشیدی، در محلهی پشت بازار خرمآباد است.
تافگه صابر
خانم "تافگه صابر" (به کُردی: تاڤگە سابیر) شاعر کُرد زبان، ساکن سلیمانیه است.
─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─
(۱)
زمانی از راه خواهد رسید
که درودها، بدرود میشوند
خاطرات شیرین مبدل به اشک میشوند
و حرفهایت پایان خواهند یافت
دوستان، بیگانه میشوند و
احساسهای پاک، مبدل به نفرت و کینه،
از همه بدتر،
انسانها تبدیل به درندگانی خونریز خواهند شد.
(۲)
وقتی به اندام خود نگاه کردم،
زخمهایم را چنان گلی شکفته دیدم
که از آنها خون میچکید.
وقتی به دشمنان نگریستم،
نفرت و کینه نسبت به آنها مرا آرام کرد،
و صبرم کمر آنها را شکست.
(۳)
تنهایی،
خیلی با وفاست!
هیچگاه تنهایت نمیگذارد.
نگارش و ترجمهی اشعار:
#زانا_کوردستانی
خاتوون "تاڤگە سابیر" شاعیر هاوچهرخی کورد، دانیشتهجی له شاڕی سڵیمانی لە باشووری کوردستانە.
مجتبی کاشانی
شادروان "مجتبی کاشانی" شاعر و نویسندهی خراسانی، متخلص به "سالک"، زادهی ۱۴ شهریور ماه ۱۳۲۷ خورشیدی، در مشهد بود.