آقای "رضا فلاح" شاعر و ترانهسرای کُرد، زادهی سال ۱۳۵۸ خورشیدی، در بجنورد است.
آقای "مهدی پرندوش" متخلص به "کاک مهدی" شاعر لکزبان، زادهی سال ۱۳۵۷ خورشیدی، در روستای لهله بیگی از توابع نورآباد دلفان است.
زندهیاد "عثمان شریفزاده"، شاعر تاجیک، زادهی ۳۱ مارس ۱۹۴۵ میلادی، در روستای "قلعه دشت” در ناحیهی فیضآباد تاجیکستان است.
استاد "خالد فاتحی" (بە کُردی: خالید فاتیحی) با نام کامل "خالد ملا عبدالرحمن فاتحی"، شاعر، نویسنده و مترجم کُرد، زادهی سال ۱۹۶۴ میلادی در روستای چکوی سردشت است.
آقای "حاجی جلال گلالی" (حاجی جلال گڵاڵی) با تخلص "آقای تنها" (مامۆی تەنها) شاعر کُرد عراقی، زادهی ۲۷ دسامبر ۱۹۶۳ میلادی در کلار و اکنون ساکن شهر بندری پلیموث انگلستان است.
آقای "کاوه اکبری"، شاعر کرمانشاهی، زادهی سال ۱۳۶۶ خورشیدی، در کرمانشاه است.
زندهیاد "بکر علی" (به کُردی: بهکر عهلی) شاعر کُرد شهید، زادهی ۱۹ نوامبر ۱۹۶۸ میلادی، در محلهی کانیسکانی شهر سلیمانیه است.
گرچه بخاطر فقر و نداری نتوانست بیشتر از دو کلاس درس بخواند، اما این سبب نشد که او از مطالعه و کسب دانش و ادب دست بکشد.
وی در میان مردم کردستان به "گل سرخ حامیه" شهرت یافته و به طور قطع میتوان اذعان داشت، حداقل در میان اکراد، نخستین شاعری است که به خاطر شعرهایش ترور و شهید شده است.
وی در یکم سپتامبر ۱۹۹۴ میلادی، توسط عمال "سالار عزیز" سرکردەی حزب "یەکێتی نیشتمانی کوردستان" به شهادت رسید.
■□■
◇ نمونهی شعر:
(۱)
نمیبخشم باد را
چرا که، تنها شبی در حیاطتان خوابیدم
و او بوی خوش زلف و نفست را
برای دیگری برد.
(۲)
آیی ای "نیشته" جان!
کجایی؟
تو که باد نیستی
که رد پایت پیدا نشود!
(۳)
امشب تنهایم،
شب تابوت بیشمار گریه و زاری و خواهشم است
شب جهنم است،
زخم است،
غم است،
فریاد است.
(۴)
ای شمع من
تو که میدانستی در این ییلاق، طاقت نمیآورم،
چرا دلم را شکستی؟
چرا شدی قیامت عشق و
مرا بیگناه در آتش فراقت سوزاندی؟!
(۵)
نیمه شب است و
در پنجرهی چوبی خانهات
چشمبهراه دیدنتم،
بیرون بیا!
کویی؟ کجایی؟
آیی سایهی سپید خدا
آیی دختر لجبازتر از گردباد.
(۶)
تو میگویی الان
در کجا
در کدامین کوچه و پسکوچه،
پیدایت کنم.
(۷)
من میروم
و شما به او بگویید: دیگر مرا نخواهد دید!
من خواهم رفت و زمان رفتنم
چون رود میروم
رود هم آبش را به پشت سر، باز نمیگرداند.
(۸)
خیابانها را،
با گل سرخ کنیم.
نه با خون.
(۹)
همچو تولە روباە
افتادە بە پای درخت زالزالک
تنهایم!
(۱۰)
شعرهایم
سرزمین کوچک من و
خال زیر گلوی تو اند.
(۱۱)
نیامدی تا وقتی که
سنگها و درختهای
این راه را،
به گریه نینداختی.
(۱۲)
گفتهای: خواهی آمد!
نیا!
زیرا در این سرزمین،
اجازه نخواهند داد
تو به نکاح اشعارم در بیایی!.
(۱۳)
این قرن،
قرن، دلار و فاحشگیست!
(۱۴)
دلم، پرندهای است!
که شباهنگام به پرواز در خواهد آمد
و به در و پنجرهی خانهی شما
پر و بال میکوبد...
(۱۵)
امشب، من و پنجرهی اتاقم،
دو یار جان جانی هستیم.
او با باد دلنوازی میکند و
من هم با خیال زنی، که آوارهام کرد!
(۱۶)
از تنها بودنم هیچ گلهای ندارم!
من همیشه چنین بودهام
که در تنهایی، لذت حضور در اجتماع و شلوغی را بردهام
از این رو بارها به دوستانم اعلام کردهام:
--: تنهایی را دوست دارم!
...
تنهایی هم بیشتر از مردم با من سخن میکند!
چکار میشود کرد با مردم؟!
که هیچ منفعتی برای من نداشتهاند،
و سهم همهی اعضای وجودم را دادهاند
جز سهم قلب مرا...
(۱۷)
به نزد من،
مرگ آدمی،
به اندازهی سقوط یک ستاره،
قابل توجه نیست.
گردآودی و برگردان اشعار: #زانا_کوردستانی
آقای "شهرام گراوندی" نویسنده، شاعر، روزنامهنگار و منتقد ادبی خوزستانی، زادهی ۲۷ دی ماه ۱۳۵۱ (در شناسنامه اول تیرماه ۱۳۵۲) خورشیدی در شهر باغملک، در خانوادهای اهلِ هنر و فرهنگ، است.
◇ منتشر شد:
کتاب شعر « ای کاش زندگی شبیه تو بود! » با ترجمهی « سعید فلاحی » (زانا کوردستانی)، منتشر شد.
این کتاب که ترجمهی اشعاری از خانم « چنار علی » شاعر کُرد زبان عراقی است، به همت و سرمایهی « انتشارات هرمز »، پس از حدود یک سال انتظار، در ابتدای مهر ماه ۱۴۰۳، چاپ و منتشر شده است.
خانم « چنار علی احمد » (به کُردی: چنار عهلی ئەحمەد) زادەی یک ژانویهی ۱۹۷۶ میلادی، در سلیمانیهی اقلیم کُردستان است.
وی در دانشگاه بازرگانی سلیمیانە بە تحصیل پرداخته و از سال ١٩٩٨ به عنوان کارمند کتابخانهی چوارباخ سلیمانیه مشغول به کار است.
ویراستار این کتاب که ۷۴ صفحه است، خانم « لیلا طیبی » است.
این کتاب در هزار نسخه و قطع رقعی و شماره شابک 9786228365084 قیمت ۸۵ هزار تومان، به دوستداران شعر و ادبیات کُردی عرضه شده است.
آقای "سعید سکاکی"، شاعر خراسانی، زادهی ۱۲ مهر ماه ۱۳۷۳ خورشیدی، در نیشابور است.
استاد "حسن فرخی" شاعر تهرانی، زادهی سال ۱۳۴۱ خورشیدی و دانش آموختهی روانشناسی است.
زندهیاد "محمدرضا جنتی" متخلص به "محب" شاعر توانمند اسدآبادی بود که در ۱۵ مهر ماه ۱۴۰۲ دار فانی را وداع گفتند.
زندهیاد "محمد ناصر فرخاد" فرزند "علی اصغر"، شاعر افغانستانی، ساکن در مشهد، زادهی سال ۱۳۳۳ خورشیدی، در شهر هرات بود.
استاد "جلیل صفربیگی" شاعر و مترجم کُرد، زادهی ۳ بهمن ماه ۱۳۵۳ خورشیدی، در ایلام است.
زندهنام "علیرضا جباری" زادهی ۱۸ بهمن سال ۱۳۲۳ خورشیدی در شیراز، با تخلص آذرنگ، شاعر، نویسنده، روزنامهنگار و فعال مدنی، ایرانی بود.
استاد "بختیار علی محمد" (به کُردی: بەختیار عەلی موحهمهد)، شناخته شده به "بختیار علی"، نویسنده، شاعر، مقالهنویس و روزنامهنگار کُرد، زادهی ۸ آگوست ۱۹۶۰ میلادی، در سلیمانیهی اقلیم کردستان است، که اکنون و از سال ۱۹۹۶ میلادی، در آلمان زندگی میکند.
کتاب شیائو و پدرش کجا رفتند
کتاب "شیائو و پدرش کجا رفتند؟" نوشتهی "چائو وِن شوان" نویسندهی چینی است.
کتاب سنگی که آرام بود
کتاب "سنگی که آرام بود" با نویسندگی و تصویرگری "برندن وِنزِل" است.
استاد زندهیاد "محمدرحیم شیدا" فرزند شاعر شیوا بیان فاریاب مرحوم منشی "علیرضا رضا میمنهگی" بود که در سال ۱۳۰۰ خورشیدی در قریه کوهیخانه شهر میمنه دیده به جهان گشود.
بانو "دلسوز شیخ صابر" (بە کُردی: دڵسۆز شێخ سابیر - به انگلیسی: Dilsoz Sabir) مشهور به "دلسوز صابر"، شاعر کُرد زبان که اکنون ساکن فردریکستاد نروژ است.
آقای "بهزاد نجفی" شاعر البرزی، زادهی ۲۱ آبان ماه ۱۳۶۸ خورشیدی، در شهر کرج و اکنون ساکن تهران است.
استاد "نعمت میرزازاده" متخلص به "م.آزرم" شاعر ایرانی در نخستین روز ماه اسفند ۱۳۱۷ خورشیدی در مشهد دیده به جهان گشود.
آقای "امیر حسین فلاح رجبزاده" شاعر گیلانی، زادهی ۱۸ مرداد ماه ۱۳۶۲ خورشیدی، شهرستان لنگرود و ساکن تهران است.
استاد "هادی مومنی"، شاعر، نویسنده، مترجم و شطرنجباز ایرانی، زادهی ۱۷ مهر ۱۳۳۴ خورشیدی است.